وصیت نامه شهید مرادعلی ویسی تپه گل

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به ارواح پاک و مطهر شهیدان از کربلا گرفته تا کربلاى ایران

با درود بیکران به پیشگاه مقدس امام زمان و نایب برحقش خمینى بت شکن

مادر 

پیامم به تو این است که جز راه امام و اسلام راه دیگرى را نپیمایی

در لحظه خون ریخته شده در دامن آزادى مرا نظاره‌گر و بیاد آورید که چگونه سعادتمندانه در خط امام و قرآن جان باخت.

راهروى سالک و ادامه دهنده راه حقیقت و استوار خون شهیدان‌ باشید 

بدانید که غم و اندوه براى من به اندازه یک وجب از خاک میهنم که با خون هزاران جوان پاک و مسلمان عطرآگین گشته است ارزش ندارد

از شما مى‌خواهم که غم و اندوهى که براى من در قلب خویش جاى مدهید

اشکى که بیاد من از دیدگان بى‌فروغ خود جارى مى‌سازید جز یاد خدا و اسلام و آزادى و آزادگى میهنم و پردوام و مستدام بودن قدمها و سلامتى کامل امام نباشد 

چرا که من نیز بزرگ شده و پرورش یافته دامن انقلابى هستم که به رهبرى پیر طریقت و امام با عزم رهبرى گشته است و باید به امر او دیده گذاشته و به فرمان او لبیک گویم 

اما بدانید پدر و مادر 

از شما خواسته و مى‌خواهم که خواهران و برادرانم را همچون سرورانشان حسین و زینب تربیت نمایید

حسینى که بخاطر آزادى و آزادگى تشنه لب سر بر تیغ شهادت نهاد 

اکنون که به آرزوى خویش رسیده‌ام و دارم به امر خدایم چشمان بى‌فروغم را از این دنیاى فانى مى‌بندم و جز ادامه دادن راهم انتظارى دیگر از شما ندارم 

بگذارید در راه خدایم شهید گردم اما اسلام را براى شما به ارمغان آورم.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید رضا مفتحی

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

بازگشت همه به سوی اوست.

هان ای زندگان! 

خصوصا پدر و مادر و برادر و خواهرانم و بر هر کسی که پیامم را می‌شنود

مبادا بر کشته ای از پویندگان راه خدا آه حسرت بکشید و در افسوسش دل سوزانید و بر مشیّت حضرت حق خشم گیرید.

قبل از هر چیز باید بگویم که کشته شدن من و هزاران جوان مسلمان دیگر فقط به جرم اعتقاد به وحدانیّت خدا و رسالت محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌باشد 

بدانید که این کشته شدن ها یک نوع باختن نیست؛ 

بلکه یک فوز عظیم است که خدا هر کدام از بندگانش را که شایسته این فوز بداند او را به این نعمت بزرگ مفتخر می‌سازد.

بنابراین بدیهی است که در چنین کشته شدنی، هیچ گونه حزن، اندوهی، سوز و آهی روا نیست. 

شهادت، مرگ پر افتخاری که بارها به آن نزدیک شده ام ولی نصیبم نشده. شاید لایق شهید بودن نیستم

زیرا که شهید مقامی والا دارد و من فردی گناهکار و خوارم. 

اینک با یاری خدا به جبهه آمده ام، نه برای انتقام و چیزهای دیگر ... فقط و فقط برای احیای دینم، تداوم انقلابم، امنیت میهنم و بالاتر از همه این ها برای رضای «الله» پای در پوتین می‌نهم و خدا را به یاری می‌طلبم و از او می خواهم که هدایتم کند.

دوست، دشمن و ملت شهید پرور ایران بدانند که راهم را برگزیده ام

این را هم باید بگویم که ما به خاطر خاک و میهن نمی جنگیم، بلکه برای اسلام می جنگیم و هنگامی که قطره ی خونم بریزد، شعاری جز الله اکبر، خمینی رهبر سر نخواهم داد.

و برای آخرین بار پدر عزیز زحمت کش و مادر عزیزی که رنج ها و زحمت های زیادی برایم کشیدید و هیچ حاصلی از دسترنج خود نبردید، سلام عرض می کنم 

امیدوارم که مرا ببخشید

از شما می خواهم که به جای گریه و زاری خوشحال باشید و به خدا امیدوار باشید. 

فرزندی که در راه او داده اید از خود اوست. 

همه چیز از اوست، هیچ چیز غیر او نیست.

پدر و مادرم! 

امیدوارم که بعد از شهادت من ناراحت نباشید و درعزای من فقط برای امام حسین گریه کنید، چون امام حسین (علیه السلام) غریب بود، مظلوم بود. 

مادرم و خواهرانم! 

زینب وار باشید و پیام امام حسین (علیه السلام) را همچون خواهرش زینب به جهانیان برسانید.

امیدوارم در خط امام و ولایت فقیه باشید و مبادا امام را تنها بگذارید.

برادرم راهم را ادامه بده. 

نه برای انتقام بلکه برای مبارزه با دشمنان اسلام. 

اسلحه ام را بردار و به جنگ با کافران و مزدوران برو. 

ای پدر و مادری که با سختی ها و رنج ها مرا بزرگ کردید و با تمام مشکلات ساختید و مرا به اینجا رساندید، خوب به هر حال انسان باید اوّل تا آخر از دنیا برود، چه بهتر که انسان در راه خدا شهید شود تا در بستر ننگین جان بدهد.

امیدوارم پدر و مادر خوب، صبور و از من راضی باشید تا خداوند شهادت من را قبول کند.

از شما و خاله ام و خصوصاً دختر خاله ام کلثوم که خیلی از من ناراحت است و من خود را مدیون او می دانم حلالیت می‌طلبم.

شما خانواده ام و امت خوب الله مبادا رسالت خود که ادامه دهنده راه شهیدان هستید انجام ندهید، فردای قیامت مسئول هستید.

پیام من همچون پیام سایر شهدا، حمایت از اسلام، ولایت فقیه و روحانیت، این پشتوانه محکم انقلاب، دلسوزان و پیشتازان انقلاب اسلامی است.

بدانید و آگاه باشید که من راهم را داوطلبانه و آگاهانه انتخاب کردم و عاشقانه به میدان جنگ رفتم و برای من بسیار مایه افتخار است که در ماه محرم امام حسین (علیه السلام) ماه خون، حمله خود را بر دشمن کافر آغاز می کنیم و امید آن که به کربلای امام حسین برویم. 

از شما می خواهم برای سلامتی امام دعا کنید و از کسانی که به دیدار امام می‌روند سلام مرا برسانید. 

شما را به خدای بزرگ می سپارم.

خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار

مرگ بر ضد ولایت فقیه

مرگ بر آمریکا و شوروی و منافقین و صدام

یا حسین

هرکه از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست
عاقل آن است که از عشق تو دیوانه شود

وصیت نامه سرباز وظیفه رضا مفتحی

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید صفدر محمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا، 

اگرچه از سرانجام این امتحان سخت بیمناکم

ولی مرا توفیق ده تا به یاری تو در این امتحان سخت تاریخ و این راهی که در پیش گرفته ام پیروز شوم.

خدایا، 

تو بهتر از هر کس شاهدی که من این راه را نه برای کسب شهرت و فخرفروشی بر دیگران و یا برای دیگر اهداف دنیایی، که فقط به منظور رضای تو انتخاب کردم.

پس چنانچه مصلحت قرار گرفت که این جان ناقابل را در ادامه راه سرور شهیدان آقا امام حسین (ع) تقدیم نمایم، 

از در احسان، گناهانم را ببخش و از سر تقصیراتم بگذر.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید حسن ابوالحسنی هستیانی

بسم الله الرحمن الرحیم

ای ملت شهید پرور، 

من به عنوان یک فرزند کوچک از شما خواهش می کنم که اگر می خواهید دوباره ستمگر و ظالم بر سر شما مسلط نشوند، هر کجا که هستید گوش به فرامین امام و رهبر مستضعفین جهان بدهید.

شما فکر میکنید که این مرد بزرگ برای چه کسی اینقدر زحمت می کشد؟

حال هر کس که منافق است خواهد گفت که خودش به سلطنت بنشیند

ولی مستضعفین می دانند برای چه کسی زحمت می کشد.

آری ای مردان خدا 

بجنگید که پیروزی نزدیک است

خداوند متعال طرفدار حق است و کافران کور خوانده اند


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید عباسعلی رضایی آدریانی

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الذى لا ارجو الا فضله، و لا اخشى الا عدله و لا اعتمد الا قوله‌، و لا امسک الا بحبله بک استجیر یا ذا العفو

به نام خدایی که امیدى ندارم مگر به فضل او، 

نمی ترسم مگر از عدل و دادگری او 

اعتمادى نمى کنم‌ مگر به سخنان او 

چنگ نمى اندازم جز به رشته بندگی او، 

به تو پناه مى برم اى صاحب بخشش و گذشت.

حمد و سپاس خداى متعال را که به من توفیق داد تا همدم مردان خدا و عاشقان او باشم‌ و در راه‌ او گامى بردارم 

با درود و سلام خدمت آقا امام زمان (عج الله فرجه) و نایب بر حقش امام خمینى‌ این اسوه مقاومت، شجاعت و اطاعت؛ 

آن که راه ما جونان این میهن را از شیطان به سوى خدا تغییر داد و از خدا براى این هادى امتم طول عمر تا ظهور امام زمان‌ (عج الله فرجه) را خواهانم 

حال که در این راه گام نهاده ام بنابر وظیفه شرعى این وصیت نامه را مى نویسم

دیگر در این جا به فکر مسائل دنیا نمی باشم و می دانم دنیا فانى است و لایق این نیست که به خاطر آن خود را به زحمت انداخته و از خدا و آخرت دور شد.

امیدوارم که خدا مرا ببخشد 

در این جا همراه با سلام از مادر می خواهم که براى من گریه و ناراحتى نکند و جوابگوى تبریک ادامه دهندگان راهم باشد 

اگر هم می خواهد بگرید گریه کند اما نه براى من بلکه براى على اکبر حسین (علیه السلام) که او را پیشواى خود یافتم و از مادرش فاطمه خجالت می کشم که من گریه کننده داشته باشم و او نداشته باشد 

از برادرم‌ هم‌ می خواهم در صورتى که من لایق شهادت شدم او اسلحه خونینم را برداشته و تا رهایى قدس عزیز راه مرا که همان راه رهبرم می باشد ادامه دهد 

به او و دیگر رزمندگان‌ راه اسلام یک کلمه می گویم و آن این است 

اى جوانان و اى بندگان عزیز

خداى تعالى شما را در مقابله با دشمنان پیروز نماید از جنگ باز نمانید و بجنگید 

این را هم‌ در نظر داشته باشید که جنگ با دشمن خارجى بالاخره پایان می پذیرد و آن جنگى که پایانش با پایان عمر همه مان همراه است جنگ با دشمن داخلى یعنى نفس خود و شیطان رجیم مى باشد. 

پس بیشتر به مبارزه با این دشمن بپردازید که جهاد اکبر این است.

پس به امید خودسازى کامل قبل از شهادت

و آرزوى موفقیت شما در هر دو جبهه جنگ 

و طول عمر امام و تسریع در ظهور امام زمان (عج الله فرجه)

شهید نظر می کند به وجه الله

شهید از همه افراد افضل است.  

امام خمینى

التماس دعا

عباسعلى رضایى

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید علیرضا ترابی

بسم الله الرحمن الرحیم

اکنون که عازم جبهه نبرد حق علیه باطل هستم بر آن شدم چند کلمه ای بعنوان یادگاری از خود بنویسم.

پدر و مادر عزیزم 

من فقط بخاطر رضای خداوند نه بخاطر پول و نه بخاطر چیز دیگر فقط و فقط بخاطر رضای خدا و به دور از هر گونه جریان و احیانا گناه و معصیت و غیبت به جبهه عازم می شوم

هدفم پیروزی رزمندگان اسلام و اگر لیاقت شهادت را داشتم خداوند متعال به درجه رفیع شهادت مرا برساند.

اگر به شما حرفی زدند که چرا گذاشتید به جبهه برود؟ و اگر احیانا صحبتهای دیگری کردند که تهران که برای او خوب بود و غیره... 

شما در جواب بگوئید بچه ما بخاطر رضای خداوند و کمک به دیگر رزمندگان به جبهه رفت و صابر باشید که خداوند باصابران است

و بدانید که شما با خداوند معامله کرده اید و خود خداوند پاداش این معامله را که صبر و استقامت است به شما خواهد داد.

شما باید همچون زینب کبری (س) پیام دهنده خون شهیدان باشید و راضی باشید به رضای خداوند 

هر موقع که بالای سر قبرم آمدید برایم قرآن بخوانید تا توشه راهم باشد 

به برادرانم بگوئید ادامه دهنده خون شهیدان باشند و همچنان در سنگر مبارزه بر علیه باطل باشند.

به خواهرانم بگوئید آنها هم زینب گونه پیام دهنده خون شهیدان باشند.

از همه دوستان و اقوام برایم حلالیت بخواهید. 

خمس پولهایم را بدهید و برایم نماز و روزه بگیرید که توشه راه آخرتم باشد.

احیانا اگر به دوستانم یا آشنایان بدهکار بودم بدهی مرا بپردازید. 

در پایان فرج آقا امام زمان (عج) و سلامتی امام امت و پیروزی رزمندگان را از خداوند متعال خواستارم.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir


وصیت نامه شهید عباسعلی ساقی

بسم الله الرحمن الرحیم

بارالهی، 

تو خود آگاهی که چگونه فرزندان اسلام و انقلاب ایران را به خاک و خون کشیده اند.

آنان کور خوانده اند.

آنان فکر می کنند با شهید کردن مهره های اصلی، انقلاب را از بین می برند ولی سخت در اشتباهند.

چون از قطره خون هر شهید، هزاران انقلابی بیدار دل به وجود می آید.

خداوند تبارک و تعالی فرموده است که دین او پایدار است.

خدایا، 

شما را شکر می گوییم که دشمنان اسلام را نادان و گمراه آفریدی.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید حسن علی اشکستان پور

 بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

بر حسب این که بر هر مسلمانى واجب است که در زمان حیات خود وصیت نامه داشته باشد من هم به نوبه خود وصیت مى کنم.

خدایا 

خداوندا، 

بر محمد و آل محمد درود مى فرستم که او فرستاده بر حق توست.

ما را از سیاهى و کارهاى نادرست بازداشت و به ما چگونه زیستن را آموخت.

شکر و سپاس تو را که در سیاهی هاى رژیم پلید دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهى به ما امامى ارزانى داشتى که با رهبرى او خویشتن را باز شناسیم.

اکنون میان لحظات حساس زندگى خویش که کفار براى نابودى دین، بر خاک مقدس ما هجوم آورده اند

و ما در جنگ با دنیاى کفر براى احیاء دین خود هستیم.

به شرافت سربازى خود سوگند خوردم که تا زنده ام این جنگ را نمى توانم تحمل کنم که ما جوانان مسلمان ایران باشیم و مملکتمان در تاخت و تاز کفار و یهود باشد، 

من در صورتى که مى دانم در جبهه، مردن و زخمى شدن، معلول شدن و شهید شدن هست با آغوش باز سختى ها و مشقت ها را در راه اعتلاى اسلام به رهبرى امام خمینى تا ظهور امام زمان (عج)  پذیرا هستم، 

در این راه از هیچ کوششى فرو گذار نخواهم بود.

خدایا 

به ما تزکیه در نفس، و ایمان همراه با عمل و شناخت بده و از سر تقصیر و گناهان ما در گذر و به ما توانایى براى اجرای احکامت اعطا نما، 

اگر در این راه مقدس به فیض شهادت نائل آمدم وصى خودم را پسرم قرار مى دهم و از او مى خواهم به وصیتم عمل کند، 

در زندگى چیزی هست که هیچ انسانى را از آن گریزى نیست و آن مرگ است. 

آرى رفتن من غم نیست که برایم بگریید زیرا که این گونه رفتن را خود برگزیده ام، 

اگر بدنم بدستتان رسید آن را در بهشت زهرا، کنار قبر شهیدان انقلاب دفن کنید، 

برایم مراسم بسیار کم خرج برگزار کنید که امامم این گونه فرموده: با صداى بلند به مردم بگویید هر کس که به امام و جمهورى اسلامى اعتقاد ندارد در مراسم من حق ندارد شرکت کند.

از همسرم مى خواهم با جوانى متعهد، مسلمان، پیرو خط امام و معتقد به ولایت فقیه ازدواج کند، 

امیدوارم موفق باشد و در امور مربوط به همسرم پدرم وصى است که به صورت اسلامى رفتار کند. 

پدر و مادر، برادران و خواهرم و دیگران را وصیت مى کنم به تقوا و حسن عمل و پیروی از امام، 

فکر مى کنم به کسى بدهکار نیستم در بقیه امور به صورت اسلامى رفتار کنید.

مادر 

در شب زفاف عروست این تفنگ زیبا و دوست داشتنى را در بغل گرفتم و به این حجله گلین به کوچه، نقل هاى سرخ بر سرم می ریختند.

بر سر من و خونم نظر کنید، تنها به جرم پیروى از امام و دفاع از انقلاب خونم را ریختند.

اى دشمن 

بدان که به خدا سوگند تا ظهور حضرت مهدى (عج) و اجراى صددرصد احکام خدا، اگر هر روز مرا بکشید و باز به امر خدا زنده شوم باز دست از مبارزه بر نخواهم داشت.

دیگر منتظر آمدنم به مرخصى نباشید، 

دیگر برایتان نامه نمى نویسم و تلفن نمى زنم زیرا که مرا همه جا مى بینید. 

خداحافظ
اشکستان پور

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید اکبر ناصری

بسمه تعالی

پدر و مادرجان! 

من سربازى بودم که فقط در راه دین و وطن خدمت مى‌کردم و فقط این یک آرزوى من بوده و به آرزویم رسیدم. 

پدر و مادرجان! 

در زمانى که من دار فانى را وداع گفتم مرا در بهشت زهرا دفن نمایید

امیدوارم که شما هیچ ناراحت نباشید، 

چون مرا خدا به شما امانت داده و امانتى را هر وقت که بخواهد از شما پس مى‌گیرد.

پدرجان و مادر عزیزم! 

من در عمرم بسیار مدیون زحمات شما مى‌باشم و تنها تأثرم در این است که مبادا در پیشگاه خداوند از قصور وظیفه ی فرزندى شرمنده باشم. 

به هرحال دلم در بند این است که مرا حلال نمایید و مرا مشمول دعاى خیر خود گردانید.

والدین مهربان! 

از نظر مالى من به کسى بدهکار یا طلبکار نیستم و مابقى اموالم صرف خیرات گردد. 

از بین فامیل و دوستان اگر کسى مدعى طلب از من شد به او بپردازید تا ما را سرافکنده و شرمنده نسازد و از گناهان شما جمیعاً در گذرد.

و سلام و درود بر رسول اکرم حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) و خاندان بزرگوارش (علیهم‌ السلام). 

ضمناً از برادر بزرگ و کوچکم و یک خواهر عزیزم مى‌خواهم که راه و عقیده‌شان این باشد که در راه دین و اسلام و کشورشان خدمت کنند و راه برادرى را ادامه‌ دهنده باشند. 

برادر عزیزم که در تهران مشغول فعالیتى 

بیشتر راه و عقیده‌ات را علیه منافقین و ضد انقلابیون قرار بده و امیدوارم در این مسیر محکم‌تر و راسخ‌تر ادامه دهى.

والسلام علی من التبع الهدى

اکبر ناصرى

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید اصغر شمس اسفندآبادی

بسمه تعالی

من به آن سن و مقامى نیستم که شماها را نصحیت کنم

ولى به این انقلاب و امام، مؤمن و معتقد باشید.

وقتى کسى حرفى مى زند چون ما آگاهى نداریم رأى ما را مى زند و ما را مخالف رأى خودمان مى‌کند. 

اگر امروز مى بینیم اشکالاتى در پیاده کردن بعضى از برنامه هاى اسلامى هست این به خاطر این است که زمینه کار از دوران طاغوت خراب است، 

اما فعلا انقلاب کرده ایم تا بخواهیم به آن حکومت اسلامى به معناى واقعى برسیم 40 یا 50 سال وقت لازم است.

و در طى این سالیان براى این که ما را از این هدف مقدس منصرف کنند به جنگ، ترور و تحریم اقتصادى و... متوسل مى‌شوند، ولى ما راه خود را انتخاب کرده‌ایم و هرگز باز نمى ایستیم.

مرگ من که سرباز وطن و مکتبم، یک هدیه براى مادرم است، 

بودن یا نبودن من بحث نیست، بحث این است که مرگ من چه تأثیرى در زندگى دیگران دارد.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید جعفر آصفی یزدی

بسمه تعالی

وصیت من، وصیت تمام شهیدان در راه خداست.

یعنی این که می خواهم همه شما ادامه دهنده راهم باشید 

ان شاء الله تا ظهور حضرت مهدی (عج)

چیز دیگری که از تک تک شما می خواهم این است که اگر کوچکترین بدی از من دیدید حلالم کنید، مخصوصاً شما مادر و پدرم.

و دیگر این که برای پیشرفت در کارهایتان صبر و مقاومت پیشه کنید و نماز به پا دارید و به ذکر خدا مشغول باشید، 

همگی سعی کنید که شناخت خود را نسبت به امام زمان (عج) و نایب او بیشتر کنید، 

این نوشته ای که الان دارم می نویسم در هوای خیلی تاریک است و چند قدمی دیگر به دیدار خدا ندارم، 

باز می گویم وصیت من، وصیت امام حسین (ع) است.

دیگر این که در مرگ من که ان شاء الله خدا آن را شهادت قرار دهد، گریه مکنید و مراسم عزاداری مرا مثل مراسم جشن دامادیم برگزار کنید.

کوچکترین ناراحتی به خود راه ندهید تا منافقان و دشمنان سوء استفاده کنند.

پدر و مادر عزیزم، 

اگر من به شهادت رسیدم برای من گریه و شیون نکنید، بلکه برای مظلومیت آقا ابا عبدالله الحسین (ع) گریه کنید.

و از این که من قدر زحمات شما را ندانستم و شما را خیلی اذیت کردم مرا ببخشید و حلال کنید، 

برای رزمندگان اسلام و برای پیروزی آنها دعا کنید.

ای امت شهید پرور 

همواره قدر امام عزیزمان را بدانید و همواره پشتیبان او باشید و در پشت سر او حرکت کنید.

می بخشید که جملات بریده بریده است، چون فرصت و مکان مناسب نیست.

دیگر این که خیلی دوست دارم که مرا در بهشت زهرا دفن نمایید.

خداحافظ شما

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید رضا کاظمی آرانی

بسمه تعالى

وبه نستعین انه خیر ناصر منتجبین وما توفیق الا بالله علیه توکلت و الیه انیب و صل اللهم على ولیک الا عظم صاحب الامر و الز مان و عجل فى فرجه

و از او کمک میخواهیم که همانا او بهترین یارى کننده درماندگان است، و آنچه توفیقمان شده است، نیست الا از او و بر اوست توکلمان و به سوى اوست بازگشتمان.

 سلام و درود به ولایت امر، فقیه الله، اعدل عارف کامل امام عظیم الشان خمینى که سر وجان بى ارزش و حقیرم فداى او که قلب مرده ما را به مسیر احیاء هدایت کرد و او اغلال را از گردن امتى بگسلید و فرو انداخت

خصوصا در شرایط خاصى که همه، ریشه هاى گندیده نقاب را از چهره بر گرفته اند و بعد از مدتها شیطنت و عوام فریبى در مقابل ولایت مطلقه اش به خیال خود صف کشیده اند 

غافل از آنکه تند باد توفنده ایمان و اخلاص امت رزمنده ما شجره خبیثه آنها را به زودى زود و به یارى حق سر نگون خواهد ساخت. ان شاء الله

وظیفه همه ماست که که در کوچه و خیابان نام او را به عظمت یاد کرده و با کمال قدرت پوزه بد خواهان و بد گرایان او را به خاک و خون بکشیم 

و لحظه اى سکوت و قعود و بى اعتنائى، نشان بى اعتنائى و بى توجه اى به احکام شریف اسلام عزیز و خون شهداى بزرگوار انقلاب اسلامى است. 

تجربه نشان داده است که هر کجا امام بنا به مصالحى سکوت اختیار فرموده اند، ما از معرفت حق و سبیل رشد عاجزا و بعضا محروم مانده ایم

حق آن است یک بار امر خود را به او وا گذاریم و به اولویت شرعى و عقلى او گردن نهیم.

سلام به پیشگاه رهبر انقلاب که چنین مبارزه اى را به ما آموخت و شرف و عطوفت به ما عطا کرد. 

هیهات که بیست سال از عمرم گذشت و هنوز اندر خم یک کوچه ام. 

زیرا که از نعمتهایى که به من داده سپاسگزارى نکرده ام وشرمنده ام و بیشتر از همه از نعمت بزرگ خداوند نا سپاسى کرده ام که امام و رهبر و مرجع تقلید، روح خدا خمینى بت شکن، توفیق نیافتم تا ایشان را از نزدیک زیارت کنم. 

توفیق نیافتم آنطور که باید در گفتارش تفکر کنم و توفیق نیافتم که بیشتر بشناسمش. 

افسوس وصد افسوس که با او هم عصر بودم، ولى از ولایتش بهره نجستم و به فرامینش نیندیشیدم. 

درود وسلام به روان پاک شهدا که معنى کامل ((انا لله وانا الیه راجعون)) گشتند. 

چرا که درک کردن از خدا هستند و در راه خدا فداکارى کردن و به سوی او رجعت نمودن 

و فهمیدن که هر چه دارند از خدا دارند، 

اگر زندگى دارند خدا داده است، اگر اولاد دارند خدا به آنها عطا کرده است واگر ثروت دارند خدا به آنها عطا کرده است. 

و همه چیز را خداى تبارک و تعالى اعطا فرموده است، آنها به این معنى ایمان آورده بودند و اطمینان داشتند.

وسپس مورد بشارت و رحمت و مغفرت خداوند قرار گرفته اند. 

((ان الذین قالوا ربنا لله ثم استقاموا وتنزل الملائکه لا تخافوا ولا تحزنو ا))

((کسانى که گفته اند پروردگار ما خداست و به دنبال آن استقامت کرده اند، فرشتگان بر آنان فرود آیند که نترسید و حزن و اندوه به خود راه ندهید.))

سلام و درود به قهرمانان و شهیدان زنده و خانواده هاى شهداء که امام مان در دیدار با آنها فرمود:

"شما رهبران این نهضت هستید و ما از قافله عقب مانده ایم

من با کمال صداقت اعتراف میکنم به این که‌ ما سندى بر ادعائى اگر بکنیم نداریم و شما عزیزان بدون ادعا و بدون توقع مدح و ثنا و بدون توقع پاداش تعهد خودتان را به اسلام و قرآن کریم ثابت کردید.

شما و شهیدان این ملت و بازماندگان شهداء در محضر خدا با یک سند ثبت شده وارد میشوید و ما هم چون سندى را نداریم

سعادت مال شماست و مال بستگان شماست ومال شهداء و مال باز ماندگان شهداءست."

به لطف خداوند در تاریخ 1360/11/19 وارد دانشگاه شدم و آن خط اول جبهه بود.

دانشگاهى که نظیرش را در هیچ کجاى دنیا نمی توان پیدا کرد. 

دانشجویانش را از اقصى نقاط کشور، پیر وجوان، ترک و فارس، عجم و عرب، کرد ولر و.... بدانجا آمده اند. 

پیر مردانى که با ۸ سر عائله یا بیشتر میباشند و محاسن بر گونشان بر چهره نورانیشان میدرخشد. 

و یاد آور حبیب ابن مظاهر در کربلاى حسین هستند و حالات و نگاههایشان بازگو کننده عمیق ترین مفاهیم عرفانى و سلوک سالکان‌ راه حق میباشد. 

"مواد درسى این دانشگاه عبارتند از: 

تقوا و تهجد، درس معاشرت و مردم دارى و....... "

دانشگاهى که در آن هر کس به اندازه ظرف وجودش بهره میگیرد بهره هایى که هیچ لذتى نمیتواند جایگزینش گردد 

و به جرات باید بگویم که دیدن لااقل یک دوره کوتاه این دانشگاه براى خودسازى انسان بر همگان لازم است.

زیرا در این دانشگاه بسیارى از مسائل را که در قالب الفاظ و کلمات نمیتوان یافت به عینه دیده میشود و عالى ترین درس توحید و خدا شناسى را مى آموزد.

و آنچنان است که انسان ره صد ساله را یک شبه طى میکند. 

و تمام وجودش مى بیند و میخواهد- تا خدا نخواهد هیچ اتفاقى نمى افتد.

عالیترین نمره در این دانشگاه نمره "شهادت" است 

هر کس که به بهترین وجه توانسته باشد دروسش را گذرانده باشد میتواند عالیترین نمره را کسب کند و از این رو رقابت عجیبى در سبقت گیرى براى این نمره وجود دارد. 

هر کس سعى میکند که خود را خالصتر و بى ریاتر کند، خود را از هر گونه آلودگى وزشتى مبرى سازد.

از آلودگى که سخن میگویم، دراینجا آلودگى مضمون دیگری دارد و آن بیشتر همین وسوسه هاى شیطانى است که صرفا از ذهن میگذرد و عموما در عمل نمیتواند موثر گردد زیرا آنان دیگر دوستان خدا شده اند و گفته ها و شنیدن هایشان گفتن و شنیدنى خدایى گشته بالنتیجه از خطا به دور است. 

در حدیث قدسى آمده است که "بنده من هیچ وسیله‌اى محبوبتر از انجام آنچه را که بر او واجب کرده ام براى تقرب و نزدیکی به من ندارد. به درستی که بنده من توسط بجا آوردن نافله ها و مستحبات به من آنقدر نزدیک مى شود تا آنکه او را دوست مى دارم و چون او را دوست داشتم، اگر مرا بخواند اجابتش مینمایم و اگر از من چیزى تقاضا کند به او عطا میکنم".

سنگرها با عکسهایى از امام و یارانش و دیگر شهداء و پوسترهاى مختلف تزئین شده بود.

در این دانشگاه بى نظیر که قلمش رگبار مسلسلها و خمپاره ها، مرکبش خون پاکبازان و از خود گذشتگان، کاغذش خاک کربلاهاى ایران، حافظه اش تاریخ خونبار و سراسر مظلومیت تشیع سرخ علوى، یادآورش و رهروان خط شهادت و معلمانش سرور آزادگان، سالار شهیدان، حسین فاطمه (ع) است.

وقتى که دانشجویى به درجه عالیه شهادت نائل مى گردد در حالیکه سرش از بدنش جدا گشته، و دست و پایش هر یک به طرفى پرت گشته و بدنش نیز تکه تکه گشته، 

همکلاسی هایش با قلبى سوزان اما حسرت بار بدرگاه خدا ناله مى کنند و مى گویند (انا لله و انا الیه راجعون) خوشا به سعادتش که خدا خیلى دوستش داشت. 

خدایا، 

بار الها، 

پروردگارا 

ما نیز در این آرزو بسر مى بریم.

خداوند فرموده است: 

(هر کس در جستجوى من در آید مرا مى یابد و هر که مرا یافت مرا مى شناسد و هر کس که مرا شناخت دوستم مى دارد و هر کس که مرا دوست داشت در دوستى به پایگاه عشق و ایثار قدم میگذارد و چون او در پرستش به من عشق ورزید من هم در رحمت به او عشق مى ورزم وعاشق کوى من سرانجام کشته به راه من خواهد شد.

در اینجا درباره کسانیکه براى رسیدن به لقاء الله وملاقات حق سر از پا نمى شناسند و براى رضاى خدا میجنگند

در هنگام شهادتشان که دیگر ضربه هاى ناجوانمردانه دشمن بر پیکرشان کارى میگردد مصداق این روایت شریفه را که در کتاب مجمع البیان از رسول اکرم (ص) نقل مى کند مییابیم: 

"فتکون الطعنه والضربه على شهید اهون من شرب الماءالبارد فى یوم الصائف"

"ضربات دشمن بر پیکر شهید، آرامتر و گواراتر از آب خنک در روز گرم تابستان است".

رمز و ملاک این همه قداست ها، ارزش ها وحماسه آفرینی هاى سپاه اسلام که قلبها را تکان میدهد و انسانها را زیر ورو میکند و هر روز و هر لحظه بر خیل جانبازان جمهورى اسلامى مى افزاید در چیست؟

کشته هاى ما افتخار مى افزایند و هر یک نه تنها در شهر و دیار خویش بلکه در قلب همه محرومان و مستضعفان جهان انقلابى عظیم خلق میکنند و روحى تازه به حیات آنها میدهند  

ولى سپاه کفر نه تنها زندهایشان بلکه کشته هایشان‌ نیز ننگ ونفرت و ذلت و خارى ایجاد میکنند.

در حالیکه سپاه کفر از بسیارى لحاظ با کمکهاى همه جانبه تمامى خونخواران ودشمنان قسم خورده اسلام وجمهورى اسلامى، بسیار مجهزتر است

تا آنجا که با ایجاد نهایت رفاه و تجهیزات بسیارى از سربازانشان را دلخوش کرده اند تا بیایند وبجنگند وشاید اغلب، رزمنده تر هم باشند که هستند، 

چرا که در اینجا از فاصله حدود هفت کیلومترى که با دوربین نگاه مى کنیم همچون غولى بلند و چاق هستند ولى در رودررویى با یک رزمنده هفده یا دوازده ساله بسیجى چنان خار و ذلیل میشوند که انگشت به دهان میمانم.

پس رمز و ملاک این همه عظمت آفرینیها واعجاز آفرینیها سپاه اسلام و شکست و زبونى و فرار سپاه کفر در چیست؟

آنچه ثابت شده است رمز و ملاکش فقط و فقط در ایمان و اتکاى به خداى بزرگ مى باشد. 

میزان ارزش و بازدهى و قداست هر عمل به انگیزه و نیت عامل آن بستگى دارد. 

شاید دو عمل در ظاهر بسیار شبیه هم باشند اما در میزان ارزش و ثمرات اختلافى فاحش و غیر قابل وصف داشته باشند.

در اینجاست که انسان با تمام وجودش مى بیند و شهادت میدهد که کارها فقط و فقط براى خدا ارزش دارد واثر بقاء خواهد داشت.

آخرین سخنم مژده و بشارت بزرگى است که به شما مى دهم: 

از تاریخ 22 بهمن تا کنون در انتظار برنامه حمله به سر مى بریم 

چرا که طرحى براى 22 بهمن به مناسبت سالگرد پیروزى انقلاب در دست اجراء بود ولى چون مزدوران بعثى که قدرت دفاع از مواضع خود را ندارند به فکر حمله افتادن و در حالیکه صدام فرماندهى مستقم لشکریان را داشت، به تنگه چزابه که در ده کیلومترى شمال غربى بستان قرار دارد و در جریان نبرد تاریخى طریق القدس بدست نیروهاى خودی افتاد و دشمن کافر براى بازیابى شهر بستان وجبران شکست مفتضحانه‌ خود تصمیم حمله به این نقطه را گرفت به این تصور که از اینجا راهى را براى اشغال بستان پیدا کند؟(1360/11/17). 

مقاومت مردانه بچه ها باعث شده بود که نیروهاى کمکى بتوانند در زیر باران خمپاره و توپ خود را به خط مقدم برسانند با آمدن نیروى کمکى آتش نیروهاى خودى کمى ضعیف شده بود.

دشمن به تصور اینکه نیروهاى ما عقب نشینى کرده اند، حریصانه خود را به طرف سنگرها روانه کردن 

اما چیزى از این خیال نگذشته بود که جبهه در دل شب یکباره آتش گرفت و نبرد تن به تن آغاز شد زمین مالامال از اجساد کشته و زخمى عراقى ها شد که لا به لاى هم ریخته شده بودن. 

در زیر آفتاب تازه دمیده، سراسر زمینهاى‌ جلو را میشد دید که چگونه پر از اجساد مزدوران شده بود، 

این دومین حمله عراقى ها بود که شکست مى خورد یک اسیر مى گفت 

(چند روز پیش ما را به عماره بردند و صدام براى ما سخنرانى کرد و گفت حیثیت عربى ما به خطر افتاده است و ما باید به هر ترتیب با تصرف بستان آن را ه دست آوریم) 

و همچنین درباره شدت این حمله گفت نفرات زیادى را آماده کرده اند و خود صدام فرماندهی عملیات را به عهده دارد.

چند ساعتى از تیر اندازیهاى رو در رو خبرى نشد.

گویا نیروهاى تازه نفس صدامى دچار تنگى نفس شده بودند. نیروهاى تازه نفس که آمده بودن حماسه بیافرینند، حماسه مقاومت ما را، حماسه اى که در آن نه تنها یک قدم به عقب نگذاشتیم بلکه به جاى آنکه آنها پیشروى کنند، ما به مواضع جدیدى دست پیدا کردیم.

این حمله هفت بار تکرار شد که هر بار از اوایل شب صداى توپ و خمپاره را ما در اینجا مى شنیدیم. 

با شروع این جنگ از طرف آنها اکثر نیروهاى پشتیبانى ما از قبیل تانک و توپ خانه از پشت سر ما جمع کردن و به آن محل بردند ولى چند روز است که نیروهاى خیلى زیادى آمده اند که انتظار ساعتى را مى کشیم که به یکباره با اعلام کلمه رمز فرمانده هاى اسلام سرزمینى به طول تقریبى هفتاد کیلومتر از بستان تا دزفول در آتش قهر خداوندى به دست رزمندگان اسلام شعله ور گردد و نیروهاى مزدور بعثى را تا مرز عقب بنشانیم که عرض آن هم حدود هفتاد کیلومتر است 

و ان شاء الله این حمله قبل از عید شروع گردد باشد که هدیه اى ناقابل به پیشگاه حضرت امام خمینى و روح پاک شهدا و خانواده شهدا و ملت بزرگ ایران باشد.

ان شاء الله

با تقدیم از جبهه رقابیه 

رضا کاظمى آرانى

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید ابوالفضل قملاقی

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به رهبر کبیر انقلاب، امید مستضعفان جهان

درود بر امت شهید پرور ایران.

این راهی است که باید همه آن را طی کنند. 

همان طور که در دعای کمیل می خوانید هیچ کس نمی تواند از حکومت خدا فرار نماید، 

پس ما با خدا عهد می بندیم که فقط در راه او قدم برداریم و برای رضای او کار کنیم.

برادران! 

در جلسات مذهبی، در دعاها و در هیئت های قرائت قرآن و در کارهای خیر مردم شرکت کنید  

در کارهایتان توکل بر خدا داشته باشید. 

خدا را زیاد یاد کنید، نماز بخوانید که همانا نماز، شعار جنگ با طاغوت هاست و نماز شما را از زیورهای فریبنده دنیا رها می کند.

از تک تک دوستان می خواهم مرا ببخشند و به مسئولیت خود در این انقلاب پی ببرند.

ان شاء الله خداوند همه ما را در صراط مستقیم قرار دهد.

ای مردم! 

پیرو ولایت فقیه باشید تا به جامعه آسیب نرسد. 

امام را یاری کنید. 

آنچه مهم است خط رهبری و ولایت فقیه است. 

اگر ولی فقیه را از شما بگیرند و شما را از روحانیت جدا کنند و اگر تفرقه بر شما حاکم باشد در دنیا و آخرت مورد غضب خدا واقع می شوید و سعادت نصیبتان نمی شود و زور بر شما حاکم می گردد. 

به این اجتماعات مذهبی اهمیت دهید و اجتماعات را از دست ندهید.

به همدیگر دعا کنید. 

مؤمنین در حق هم دعا کنند که این گونه مورد اجابت قرار می گیرند.

تقوا پیشه کنید که می توانید حق را از باطل جدا کنید و تمیز دهید. 

از دنیا دست بردارید و اگر مقامی و پستی را می خواهید دنبال کنید، هدفتان رضای خدا و برای برقراری عدالت باشد. 

اگر می خواهید سعادتمند شوید در هر حال و در هر کاری خدا را شاهد بگیرید. 

اخلاق نیکو داشته باشید که هدف انبیاء، اخلاق و بیداری وجدان بوده است.

«و نیکوترین سرمایه انسان، ادب است و اخلاق»

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید حمید ملکی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر امام خمینی ولی فقیه، 

این قامت ایستاده که مانند جدش حسین(ع) در برابر ظلم و ستم مستکبران و قدرت های بزرگ قد علم کرده و یک قدم به عقب بر نمی گردد.

سلام بر امت شهید پرور و نمونه، که همواره در صحنه بوده و قدرت نفس کشیدن و خواب راحت را از دشمن سلب کرده.

سلام بر پدر و مادر عزیزم، 

که نمی دانم چه بگویم از زحماتی که برایم کشیدید؛ تشکر می کنم و امیدوارم که خدای بزرگ اجرتان را عطاء نماید. 

از خداوند بزرگ یک چیز را می خواهم 

جمله ای کوتاه است از پروردگارم، 

می خواهم که به پدر و مادرم صبری عطاء نماید که شهادتم را پذیرا باشند

خدایا 

هر چه زودتر نصرتمان را نزدیک گردان.

خیلی چیزها می خواهم بگویم ولی چه بگویم که زبانم الکن و لال شده، 

در جوش و خروشم ولی قلم عاجز است. 

در انتها از خداوند بزرگ می خواهم که رهبرمان، این ابرمرد را تا انقلاب مهدی (عج) نگه دارد.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید عزیزالله بهرامی

بسم رب الشهداء والصدیقین

این وصیت نامه ها انسان را میلرزاند و بیدار میکند.

امیدوارم به یاری خدا و به رهبری چون ابر مرد تاریخ ایت الله العظمی امام خمینی ملت ها و مستضعفین جهان که زیر دولت های ستمگر بسر میبرند آزاد گردند تا قانون خدای محمدی بر آنها حاکم گردد.

ان شاء الله 

به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید محمدرضا باروزه

بسم الله الرحمن الرحیم

حسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون

آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان به خدا آوردیم رهایشان کنند و بر این دعوى هیچ امتحانشان نکنند؟ «سوره عنکبوت 2» 

خدمت پدر و مادر عزیزم سلام عرض کرده و سلامتى آنان و تمام مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات را از خداوند قادر متعال خواستارم.

با امید به دعاى شما در دل شب و طلب یارى از خدا براى رزمندگان اسلام در جهاد فى سبیل الله 

ما نیز در منطقه، انتظار فرج و فجر طالع را مى‌کشیم تا کى طلوع فجر آغاز شود و شب تاریک و ظلمانى عمر روزگار، راه به صبح قریب پیدا کند. 

خدا داند که الیس صبح بقریب آیا صبح زندگى نزدیک نیست؟ که الله اعلم: خدا داند قسمت چه باشد. 

پدرعزیز، مادر گرامیم 

دعایمان کنید و به درگاه خدا رو آورید و از او بخواهید که اسلام را یارى و مسلمانان را پیروز و رزمندگان حق طلب را نصرت و استقامت و قدرت عنایت کند

به پدرها و مادرها و خواهرها و برادرها و بخصوص به مادرها صبر و استقامت و نعمت ایمان و عمل، ایثار و از مال و از جان گذشتگى عنایت فرماید. 

پدر عزیز و مادر از جان عزیزترم

هیچ وقت براى شهیدى گریه نکردم، مگر آنکه وقتى مادرش تنها بر سر قبر فرزندش نشسته بود و آرام آرام در دل خود مى‌گفت که چه آرزوها که نداشتم و آنوقت بود که هرچه مى‌خواستم جلوى خودم را بگیرم قدرت نداشتم و با تمام وجود گریه مى‌کردم.

تنها خواسته ام از خدا در آن لحظه این بود که خدایا به پدر و مخصوصاً مادران صبر عنایت کن.

بیادشان آور روزى را که زینب کبری (س) نیز زنى و مادرى بود که فرزندانش را در صحراى کربلا جلوى چشمانش شهید کردند 

برادرش و برادرزاده‌هایش و دیگر اقوامش را در همان روز شهید کردند؛ 

از طفل خردسال، على‌اصغرش تا جوان تازه داماد على‌اکبرش را تقدیم اسلام و قرآن کرد.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید محمدرضا عیسی شالکویی

بسم الله الرحمن الرحیم


به دخترم دروغ نگویید، 

بگویید پدرت به سفر رفته و بهترین دنیا را برایت به ارمغان مى آورد، 

بگویید برای آزادى او هزاران خمپاره دشمن به سینه پدرش در کرخه و انگشتان پدرش را در میمک، دستان او را در شوش، حنجره اش را در ارتفاعات، قلبش را در هویزه نشانه گرفته است. 

بگذارید به جاى بازى کردن جنگ را، به جاى سرود خواندن قرآن را، به جاى عروسک غربى، ایثار و گذشت را بیاموزد.

بگذارید بذر خدایى در او پاشیده شود. 

آزاده من یک آزاده ببار آید و یک ثارالله شود.

تقدیم به آزاده من ـ پدرت
  
محمدرضا شالکویى

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید حبیب الله مصطفی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

امام زمان (عجل الله فرجه) همیشه یار و یاور رزمندگان اسلام است.

ما به خاطر اسلام و قرآن است که نبرد می کنیم

چون غیر از این اگر باشد ما شکست می خوریم


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir


وصیت نامه شهید سید حسین حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم

"ان الله اشترى من المومنین انفسهم بان لهم الجنه یقاتلون فى سبیل الله فیقتلون و یقتلون... و ذلک هو الفوز العظیم"

همانا خداوند جان و مال مومنین را به بهاى بهشت از ایشان خریدارى نموده که در راه خدا جهاد مى کنند پس می کشند و خود کشته مى شوند... و این خود سعادت و پیروزى عظیمى است. توبه/111

بسم الله الرحمن الرحیم

این مباحث بحثى است در زمینه نقش خاندان شهید و خود سازى، 

وقتى شهیدى از خاندان اسلام به درجه شهادت نائل مى شود، در وجودشان انقلاب بر پا می شود. 

وقتى که ما مى گوییم شهید (یعنى تکان دهنده و دگرگونى در وجود انسان) دگرگونى که باید در وجود انسان پیدا بشود، 

اى مسلمانان،

اى مردم قهرمان ایران زمین، 

بپا خیزید و بیدار شوید و این ابرقدرتهایى که مى خواهند اسلام و این سنت را نابود کنند نگذارید.

همه شما سربازان امام زمان (عج) هستید.

این دگرگونى باید در وجود انسانها پیدا شود و آن دگرگونى را هم شهید، در وجود شما می سازد. 

اى مادر عزیز، 

اى مادران مهربان 

اشک نریزید و ناراحت نباشید.

«حضرت رسول (ص) می فرمود: بهشت زیر پاى مادران است». 

شما باید خوشحال باشید که امتحانتان را خوب پس داده اید. 

مادرجان، 

باید به حال آنهایى اشک بریزى که در راه اسلام گام بر نداشته اند. 

اگر اشک بریزى اشک خوشحالى باشد، 

اگر این را باور کنی، مشت محکمى است که به دهان گروهکها فرود مى آید. 

اى مادر عزیز و مهربان من، 

اى پدرجان، اى برادر جان و خواهر عزیزم، 

تنها آرزویى که دارم این است (برخوردتان برخوردى مکتبى باشد) 

مى خواهم در عمل طورى باشید که مشت محکمى به این ابرقدرتها و منافقین و گروهکها بزنید. 

اى خانواده عزیز و پدرجان، 

تنها آرزوى یک شهید این است که راهش را ادامه دهى. 

اعمال خودتان را درست کنید و اعمالی را که مطابق مکتب اسلام است در وجود خودتان بپرورانید.

(شهید به معناى دگرگونى در خاندان اسلام براى خودسازى و خود را براى شناخت بهتر در حرکت مکتب (اسلام) سوق دادن).

اى مادر، 

تو را به حسین (ع) که سردار بزرگ اسلام است قسمت مى دهم که براى من اشک نریز، 

اگر مى خواهى مرا خوشحال کنى راه ما (شهیدان) را ادامه دهید. 

آن قدر برخوردتان خوب باشد که در عمل به این گروهک ها بفهمانید که اسلام چیست؟ 

به اینها بفهمانى که وقتى یک شیعه جعفرى در راه اسلام شهید مى شود یعنی چه؟

مادر عزیز، 

گوش به فرمان امام خمینى بده. 

اى خانواده، 

بشنو که امام ما چه مى گوید؟ 

این رهبر بزرگ را بشناسید، چون هر چه بیشتر بشناسید علاقه تان بیشتر مى شود.

اى مادر جان، 

اگر مى خواهى مرا خوشحال کنى ببین امام چه مى گوید و بدان عمل کن.

پدر جان، 

الان در حالى این مطالب را برایتان مى نویسم که اشک تمام چشمانم را پوشانیده است،

مى دانم که تو را خیلى اذیت کرده ام، 

تنها چیزى که مى توانم به شما بگویم این است. 

از شما خواهش می کنم، اگر در گوشه قلبتان به اندازه یک نخود به من علاقه دارى، راه اسلام را ادامه بدهید، 

هر روز به مسجد برو، مسجد را ترک نکن، 

اسلام به شماها احتیاج دارد و فرمان امامت را گوش کن.

"ان الله یحب الذین یقاتلون فى سبیل الله صفا..."

همانا خداوند دوست دارد آنان که در صف جهاد در راهش مقاتله مى کنند. صف / 4

پدرجان، 

شهید شدن یعنى دگرگونى در خود به وجود آوردن و در وجود خود انقلاب کردن، در راه اسلام رفتن، گوش به فرمان امام دادن و در جهت تحقق اسلام به دیدار خدا شتافتن.

دیگر عرضى ندارم.

امیدوارم که مرا فراموش نکنید و خودتان را با اشک ریختن توجیه نکنید.

من نمى خواهم لباس مشکى تنتان باشد، هر وقت به خانه من آمدید لباس مشکى تنتان نباشد.

(من ناظر اعمالتان هستم)

"و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون" 

و مپندار آنان که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند، بلکه ایشان زنده اند و نزد پروردگارشان از نعمت و روزى بهره مندند. 

آل عمران /169

« والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته »


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید حسین خلعتبری مکرم

بسم الله الرحمن الرحیم

همسرم! 

اگر شهید شدم برایم گریه نکن.

از تو می‌خواهم مرا خوشحال کرده و در حفظ و نگهداری فرزندم بی‌نهایت کوشا باشی 

فرزندم را به تو و شما را به خدای عزوجل می‌سپارم. 

تو می‌دانی من ذره‌ای از خاک وطنم را با دنیایی آمال و آرزو عوض نخواهم کرد. 

وجب به وجب از خاک وطنم را با خونم آبیاری می‌کنم. 

پدر، مادر و خواهرانم! 

به وجود شما افتخار می‌کنم.

پدر! 

به تو افتخار می‌کنم که نمونه‌ای.

مادرم! 

افتخار می‌کنم که در فداکاری در نظرم زینب زمانی.

در مرگم گریه نکن بلکه خوشحال باش چون من نمرده‌ام. 

اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد آن را با خون خود در خاک وطن خواهم شست و مرگ در این راه را افتخار می دانم.

اگر ارزشمند تر از جانم هدیه ای داشتم حتماً به این مردم خوب هدیه می کردم.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید خلبان حسین قاضی مرادی

بسم الله الرحمن الرحیم


اکنون که عازم جبهه مى‌باشم این یادداشت را براى خانواده خود که همه چیزم را مرهون زحمات آنها دانسته بر جاى می گذارم


البته از شما پدر و مادرم معذرت می خواهم که مثل همیشه سرپیچى کرده و بدون اجازه عازم شدم.


براستى که اگر دلیلش را بخواهید همان طور که به بتول هم گفتم فقط و فقط براى این بود که شما را دلواپس نکرده باشم 


امید است که با عفو خود موجب آمرزش مرا فراهم آورید.



پدرجان! 


خواهشى که از شما و دیگر بستگان دارم این است که هرگز گریه نکرده و خود را ناراحت نسازید که آرامش روح من در شادى شماست


مانند خانواده‌هاى شهید داده عمل کنید که این راهى بوده که خود انتخاب کرده و بدان راضیم و براى من ولیمه هم ندهید


از بتول مانند فرزند خود نگهدارى کنید که از او بسیار راضى هستم


اگر چه برایش شوهرى خوب نبوده و در آغاز راه، تنهایش گذاشتم که از انصاف به دور است


امیدوارم که زندگى تازه‌اى شروع کرده و از گذشته‌اى که باعث یأس و ناامیدى گردد یاد نکند که دستور الهى همین است.


از محمد و عبدالله مى‌خواهم که در محیط خانه بدى‌ هاى گذشته مرا هم جبران کنند



امید است که مصداق اسمتان باشید


شما را نصیحت مى‌کنم به مهربانى با پدر و مادر و نگهدارى از قرآن که این دو ضامن سعادت است. 


اگر چه خود چندان عمل نکردم.


سلامتى و پیروزى مسلمانان را از ایزد منان خواهانم


ضمناً محل مأموریت من آبادان گردان مهدى (عجل الله تعالی فرجه شریف) بوده است.


دیگر عرضى نیست جز سلامتى


حسین قاضى مرادى


1359/11/06

 

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید محمدرضا شاه حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم

حزب الله

استوار و مقاوم و صبور باشید 

در مقابل خصم دون بایستید که دست خدای تبارک و تعالی بر سر ملت ایران است 

تا وقتی که وحدت اسلامی داشته باشید خدشه ای به انقلاب عزیزمان نخواهد خورد.

کارگران و کارمندان

مبادا در سنگر کارتان کم کاری کنید که امروز در کشوری کار می کنید که نظام آن اسلامی است و در صورت خطا، خیانت به اسلام کرده اید.

برادران بسیج

در زمانی که ملت عزیز ما این چنین جوانان خود را تقدیم انقلاب اسلامی ایران می کند، دیگر جای گروهک های ضد انقلاب در میان جامعه اسلامی نیست.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید حیدر مردانی تودشکی

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت من به پدرم، مادرم، خواهران و برادرانم این است که مبادا دل به دنیا ببندید و آخرت را رها کنید. 

مبادا از خدا غافل شوید.

این آخرت است که برای بشر ماندنی است. 

تا می‌توانید نماز و قرآن بخوانید و عبادات و احکام دین خویش را کاملاً به جا آورید و در راه بینوایان و ایتام و یتیمان کوتاهی نکنید و در راه خدا تا می‌توانید جهاد کنید. 

با رفتار خود و حتی با جان خویش در راه اسلام ایثار کنید.

از پدر و مادر و خواهر و برادرانم می‌خواهم که مبادا برای من گریه کنند؛ 

 چرا که جای من در جوار رحمت ابدیت پروردگار است و اگر گریان باشید، دشمن را با گریستن خود شاد کرده اید.

پس با نگریستن، مشت دیگری بر دهان دشمنان دین و اسلام خواهد خورد

ان شاء الله


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir


وصیت نامه شهید محمد کریوند

بسم الله الرحمن الرحیم

مادرم! 

شهادت من باعث افتخار شماست و باید خدا را شکر کنید که چنین فرزندی را بزرگ کرده اید و در راه میهن عزیز خود به شهادت رسیده است.

پدرجان! 

به خدا سوگند همان لحظه ای که سر مرا بوسیدی احساس کردم که شهید می شوم.

پدرجان! 

شهامت و ایثار و ازخودگذشتگی را به دیگر برادرانم یاد بده.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید علی اکبر قندی آرانی

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر مرا در راه خدا بکشند و خاکسترم را بر باد دهند و هزار مرتبه این عمل را تکرار نمایند، دست از اسلام و رهبر و روحانیت برنخواهم داشت.

از مادرم تشکر می‌نمایم که در راه تربیت من کوشش بسیار کرد و زحمات طاقت فرسایی برای من کشید.

مادر مهربانم! 

اگر خبر شهادت مرا بشنوی گریه سر خواهی داد یا همچون حضرت زینب(سلام الله علیها) استوار خواهی بود؟! 

امیدوارم مانند حضرت زینب (سلام  الله علیها) صبور و استوار باشی 

ان شاء الله.

از ملت قهرمان و شهید پرور ایران تقاضا دارم که هرگز دست از یاری رهبر برندارید.

ای امت حزب الله! 

بیدار و آگاه باشید که خداوند چنین رهبری را نصیب این ملت نموده است.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید احمد تختی

بسم الله الرحمن الرحیم

حال که تمامی شرق و غرب با تمامی حیله ها و توطئه ها، در مقابل اسلام صف آرایی کرده اند

به قول دکتر شریعتی هرکس که مسئولیت شیعه بودن را می داند و هر کس که مسئولیت پذیرفتن حق را انتخاب کرده است، باید آگاه باشد که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین، همه صحنه ها کربلا و همه ماه ها محرم و همه روزها عاشوراست.

باید انتخاب کرد، یا خون را یا پیام را، یا حسین بودن را یا زینب بودن را.

چه آنها که رفتند، کار حسینی کردند و آنها که ماندند باید کار زینبی بکنند و گرنه یزیدی اند.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید غلام علی خوشبخت تیمورلوئی

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام على سیدنا و نبینا محمد و اله الطیبین الطاهرین.

قال الله تعالى اعوذ بالله من الشیطان الرحیم 

(ان الله اشترى من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فى سبیل الله و یقتلون و یقتلون)

السلام علیک یا ابا عبدالله و على الارواح التى حلت بفنائک

با سلام به آقا امام عصر (عج الله فرجه) و نایب بر حق او فرزند خلف حضرت سید الشهدا حسین (علیه السلام) امام خمینى و با درود به ارواح طیبه شهداى راه اسلام از صدر تا کنون. 

با سلام به خانواده معظم شهدا که با صبر و پایدارى خویش سرمایه بقاى انقلاب و جمهورى اسلامى مى باشند.

برادران و خواهرانم! 

این حقیر چه دارم بگویم در حالی که حضرت امام فرمودند: 

تکلیف مرا حضرت سید الشهدا (علیه السلام) معلوم کرده است. 

آیا وجود دارند کسانی که هنوز تکلیف را ندانند؟ 

آیا پس از این فرمایش امام هنوز هم هستند کسانی که از خواب غفلت بیدار نشده باشند و حجت بر آنها پوشیده باشد؟ 

واى بر آنها که به زودى ملک الموت به سراغ آنها خواهد آمد و آن روز دیر است. 

هیچ کار از پیش نخواهند برد. 

اى خوشا به حال کسانی که به این تکلیف گردن نهادند و به نداى هل من ناصر حسین (علیه السلام) که پس از هزار و اندى سال فرزند خلف او بر بام جهان سر داده است لبیک گفته اند و در این راه از جان، مال و فرزندان خویش و از آنچه توان داشتند دریغ نکردند و خود نیز با ادامه راه این عزیزان به این قافله پیوستند و با حضور و صلابت خویش چنان پیوستگى در این صفوف ایجاد نمودند.

فریاد بر آوردند لبیک یا خمینى.

این ندا چنان در گوش مستضعفین عالم، در اقصى نقاط این کره خاکى طنین افکند که انقلابی بر علیه مستکبران است. 

این سیل خروشان بود تا تشکیلات امت واحدى را تحقق بخشید و ریشه پوسیده قدرت هاى استکبارى از بیخ و بن برکند.

این است معناى تشیع سرخ علوى که ان شاء الله زمینه ساز ظهور امامی از خاندان اهل بیت (علیهم السلام) خواهد بود که مستضعفین زمین در طول تاریخ از خداوند او را طلب مى کردند.

ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و جعل لنا من لدنک نصیرا

و هم اوست که به آرزوى مستضعفین و اراده خداوندى مبنى بر امامت مستضعفین که بر آنان منت گذاشته است تحقق بخشید.

(و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین) 

آرى هم اکنون بر هیچ کسى حجت پوشیده نیست و در این معرکه بیشتر از دو جناح وجود ندارد 

جناح حق و جناح باطل و به عبارت دیگر جناح حسینى و جناح یزیدى.

تو اى برادر و خواهر من! هم اکنون ببین که در کدام جناح هستى؟

اگر چنانچه در جناح حسین (علیه السلام) در این معرکه درگیر با یزیدیان هستى بدان که بر حقى و حق با توست 

والا تماشاگران این صحنه و بى تفاوتان نیز یزیدى خواهند بود. 

چرا که با سکوت خویش مهر تأئید بر جنایات یزیدیان زمان زدند.

روى دیگر سخنم با کسانى است که با ریختن خون مطهر این شهدا، که در واقع تداوم بخش خط سرخ انقلاب اسلامى و ضامن موجودیت انقلاب و جمهورى اسلامى است و به آب و نانى رسیدند 

بدانند و البته می دانند که اگر از برکت خون این شهیدان نبود این ها نه پستى داشتند و نه مقامى و نه دستکى و نه تریبونى. 

آن کسانى که فرزندان خویش را نیز از این طریق به آب و نانى رساندند در حالی که هنوز نمی دانند حسین کدام طرفى است بدانند که زندگى دنیا بازیچه ای بیش نیست و همه آنها ظاهرى موقت که به وسیله آنها مورد آزمایش قرار گرفتند.

مخاطبین من مخالفین انقلاب و حضرت امام نیستند کفار، ملحدین، گروهک ها و افراد وابسته به استکبار شرق و غرب و منافقین که از کفار بدتر هستند. 

تکلیف این قماش را که حضرت امام و روند حرکت انقلاب اسلامى به وضوح تبئین کرده است.

مخاطبین من کسانى هستند که موزیانه از تن دادن به ولایت و رهبرى و فرامین حضرت امام طفره مى روند و نه تنها خود حرکتى در جهت بهبود وضعیت نابسامان این امت مستضعف ندارند بلکه همیشه با اشکال تراشى و بهانه جویی هاى بی جا مانعى هستند در جهت تحقق خواست ها و نظرات این امت و تا جایی که مى توانند با ارائه و تصمیمات آنها مخالفت مى ورزند و همین که یکى از این عزیزان که دائما در جبهه ها به سر مى برند به فیض شهادت نائل گشت بر پیکر او حاضر مى شوند و نماز مى خوانند و خویش را نیز وارث خون او تلقى مى نمایند.

این پیام هشدارى به آنهاست که هر چه زودتر از این صنف بازی ها و حمایت از زمین خواران و سرمایه داران و محتکران ضد انقلاب دست بردارند 

قبل از این که پیش از آنها، چهره آنها شناخته شود و کار به رسوایى و طرح و انزواى آنها بینجامد خود را با خط رهبرى و رهنمودهاى حضرت امام هماهنگ نموده و به آغوش امت حزب الله باز گردند.

و اما این حقیر لایق این نیستم که خود را در جرگه شهدا قرار دهم ولى رجاء واثق دارم که اگر باذن الله من به دست مزدوران استکبار جهانى در جبهه کشته شدم با دعاى خیر شما و خانواده ی محترم شهدا و رحمت بى پایان خداوندى و پذیرش توبه ام مورد مغفرت و عفو درگاه الهى واقع و به زیارت شهدا و مومنین و حضرت سید الشهدا اباعبدالله الحسین (علیه السلام) نائل شوم و به این فوز عظیم نائل آیم.

آرزو دارم که مرا در گلزار امام زاده محمد (علیه السلام) و حتى الامکان نزدیک دوستان شهیدم به خاک بسپارید.

پیامى به خانواده ام

در درجه اول از مادر مهربانم که عمرى زحمت مرا کشید و در این راه مشکلات و رنج هاى فراوانى را متحمل شد تشکر مى کنم و دست هاى او را مى بوسم

انتظار دارم که مرا به خاطر اذیت و آزارها و کج خلقی هایى که در مورد او روا داشته ام مورد بخشش قرار دهند و مرا حلال کند؛ شاید که مورد رحمت خداوند رحمان قرار گیرم.

مادر عزیز و خواهران من! 

از شما انتظار دارم که همسرم را تنها نگذارید و تا هنگامی که لازم است او را همراهى کنید و مرحم باشید بر دردهاى او.

در نهایت از همه خانواده ام مى خواهم که صبور باشند و آرامش خود را حفظ کنند

طورى رفتار نکنند که خداى نخواسته برخورد آنها موجب سوء استفاده ضد انقلاب و منافقین شود

نهایتاً از کلیه دوستان و آشنایان و بستگان و کسانی که به هر نحوى با من آشنایى داشتند حلالیت مى طلبم

امیدوارم که اگر از من قصورى دیدند مورد عفو خویش قرار دهند.

و اما شما همسرم که در طول چند سال زندگى مشترک، مشکلات و مسائل را تحمل نمودى، تشکر می نمایم و انتظار دارم همانند گذشته در زندگى راهى را انتخاب کنى که مورد رضایت درگاه حق تعالى قرار گیرد.


همسر خوبم! 

هم اکنون که از هم دور شده ایم و از یکدیگر فاصله گرفته ایم زمانى طول نخواهد کشید که این فاصله ظاهری از بین خواهد رفت و با اراده خداوند سبحان همگى یکدیگر را در دیار باقى ملاقات خواهیم کرد. 

لازم مى دانم در این لحظات نکاتى را من باب تذکر به شما خانواده عزیزم یادآورى نمایم. 

سعى کنید این چند صباحى را که از عمرتان باقى مانده است با هم مهربان باشید و به یکدیگر محبت کنید و به هم دلدارى بدهید.

سعى کنید ضمن انجام واجبات و ترک محرمات و تقواى الهى حتى الامکان در جلسات دعا شرکت فرمایید. 

اخلاص داشته باشید چرا که این اخلاص در دعا روح عبادت انسان است.

به دخترم فاطمه! 

بدان که پدرت به عهد خویش با خدا و فرزندان شهدا وفا کرد و در پاسخ به دعوت حضرت امام در جبهه اسلام علیه کفر افتخار حضور یافت و در این راه جان خود را تقدیم اسلام عزیز نمود

از شما همسر خوبم انتظار دارم که خیلى مراقب فاطمه باشید و او را برابر دستورات اسلام تربیت کنید و مانع از تحصیل او در آینده نشوید. 

او را تشویق کنید تا جایى که می تواند به تحصیلاتش ادامه دهد زیرا جامعه اسلامى نیازمند به افراد متخصص و دلسوز مى باشد.

سعى کنید او را به جلسات روضه ببرید و او را از کودکى با زندگی اهل بیت (علیهم السلام) آشنا گردانید. 

به او بگو که دختران حضرت امام حسین (علیه السلام) و خانواده اش چه کرده اند؟ 

باز بگو که چه بر سر حضرت امام حسین (علیه السلام) آورده اند؟

برای او بگو که با رقیه و سکینه (سلام الله علیها) چه کردند؟

ضمنا 53 روز روزه قضا دارم که امیدوارم گرفته یا خریدارى شود.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


السلام علیک یا ابا عبدالله


السلام علینا و علی عباد الله الصالحین


التماس دعاى خیر شما 


1365/10/03


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید خلبان محمد عبدلی حیدری

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

 ان الذین امنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فى سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله غفور رحیم

آنانکه بدین اسلام گرویدند و از وطن خود مهاجرت کردند و در راه خدا جهاد کردند آنان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند که خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است. 

باسلام و درود بر محضر حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه حضرت مهدى (عج) منجى انسانها و بر چیننده جور و ظلم و ستم و فساد از روى زمین

با درود به رهبر کبیر انقلاب ابراهیم زمان حضرت امام خمینى مدظله العالى

سلام و درود به رزمندگان نیرومند اسلام که با اتکاء به نیروى الهى و با تکیه به ایمان راسخ خود عرصه را بر جهانخواران شرق وغرب تنگ نموده و تمام راحتى را از آنها سلب نموده اند

سلام بر مفقودین، مجروحین، جانبازان و اسراء و سلام و درود بر گلگون کفنان اسلام و سلام بر خانواده محترم آنها که با ایثار خون پاک جوان هاى خود چه مقام و منزلت والایى را از درگاه پروردگار بى همتا کسب نموده اند.

و با سلام ودرود به امت همیشه در صحنه و شهید پرور حزب الله وصیت خودم را آغاز مى کنم.

به نام خداوند در هم کوبنده ستمگران به نام خداوندى که مرا در یک خانوده مسلمان و مستضعف و در یک کشور اسلامى و در عصر یک رهبر روح خدایی (حضرت امام خمینى) آفرید 

در برابر این همه نعمت هاى فراوان چگونه و چطور شکر بگذارم در حالیکه تمام مدت شبانه روز صورتم را روى خاکها گذاشته و ترا سپاس میگویم نتوانسته ام حتى یک هزارم و یک قطره از دریا را بجا بیاورم. 

آیا نعمتى بالاتر از این، خدایا چکار کنم؟ 

آیا براى آمرزش گناهانم به درگاهت گریه کنم که لایق نیستم. 

مال دنیا در راهت احسان کنم که به آن صورت ثروتى ندارم. 

اگر این جان بى ارزشم را در راهت فدا کنم اگر این  فدا شدن جانم در پیشگاه با عظمت تو قابلى داشته باشد ولى مهربانى تو برایم ثابت شده و امید به این دارم که در مقابل عدالت تو و رحمتت قرار بگیرم.

معبودا 

تو خودت شاهد هستى که این بنده گنهکار در مقابل عشق محبوبى مثل تو از همه چیزش گذشته و همه را فراموش کرده 

یعنى از پدر، مادر که براى ایشان شیرین تر از اینها در دنیا نیست همچنین برادر و همسرش و بچه هایش که حتى نمیتواند براى یک روز از آنها جدا شود 

این عاطفه پدرى است و یا از فامیلانش و زن عزیزش بگذرد و تنها تو را ببیند چون تو خودت خواستى که این بنده روسیاه عاشقت شود و عاشق هم یکى میشود آنهم توئى 

پس عنایتى کن از عظمت و کرامتت گناهان این روسیاه را ببخش و اگر ببخشى کجا بروم و در خانه چه کسى را بزنم چون کسى را غیر از تو ندارم.

بارالها 

تو را به چهارده معصوم قسمت مى دهم و تو را به تمام اولیائت قسمت میدهم تا نیامرزى این گنهکار را از دنیا مبر.

خداوندا 

تو را به عصمت حضرت زهرا(ع) قسمت مى دهم که در پیشگاهت آبرو دارد مرا از خودت نا امید نکن. 

بار خدایا 

جاى این بنده روسیاه را در بهشتت میخواهى قرار بدهى و یا مى خواهى در داغ‌ترین آتش جهنمت بسوزانى حرفى ندارم فقط عشق را به من یاد بده و مرا عاشق خودت بکن و در حین عاشقى اگر هزاران مرتبه هم مرا در بالاترین و داغترین نقطه جهنمت بسوزانى براى من گوارا خواهد بود 

چون در آن صورت خواهم فهمید تو هم عاشق من شده اى.

بار خدایا 

بعضى وقتها به قلبم الهام میکنى و با آن الهام احساس میکنم که به یارب، یارب گفتن این گنهکار جواب مى دهى و مرا بخشیده و عاشق خود خواهى ساخت چون تو ارحم الراحمین هستى 

چطوریکه در بین قوم حضرت موسى (ع) یک فرد گنهکارى بود که خداوند به خاطر آن فرد گنهکار نعمت باران را از همه آنها گرفته بود و چون روزى متوجه شد که مى خواهند او را بشناسند شب را تا صبح نخوابید و صورت خود را روى خاکها نهاد و چنان به بدرگاه خداوند التماس و گریه و زارى نمود و از خدا خواست که اسرارش فاش نشود واز ته دل توبه نمود 

خداوند متعال همه گناهان او را بخشید و باران رحمتش را بیشتر از همیشه بر زمین فرو فرستاد که حضرت موسى (ع) با مشاهده چنین وضعى از خداوند درخواست نمود که قضیه برایش روشن شود در صورتیکه هیچ نفرى از میان قوم بیرون نیامد و باران بارید 

خداوند عز وجل فرمود "یا موسى آن بنده اى که درباره اش گفته بودم تا دیروز از من قهر کرده بود و گنهکار بود اکنون با من آشتى کرده و بخشیده شده" 

حضرت موسى (ع) از خدا خواست که آن نفر مشخص شود صدا آمد "یا موسى تا دیروز آن بنده با من قهر کرده بود برایت نشناساندم ولى اکنون که آشتى کرده چطور مى توانم نشان بدهم" 

یا ستار العیوب اى خدائیکه محرم راز و پرده گناهان و پرده عیبها و اى خداوند مهربان و اى رب العالمین

یک وصیتى براى امت حزب الله دارم و آن وصیت اینست که مواظب رهبر و مواظب انقلاب و خلاصه مواظب اسلام عزیز باشید 

والله برادران، 

شما خودتان بهتر مى دانید که اسلام مرده بود، ماها مرده بودیم، تمام مسلمانان مرده بودند 

ولى حالا این نعمت بزرگ به لطف پروردگار و با همت امام عزیز و باهمت شما امت حزب الهى بدست مان افتاده که انشاءالله روزى پرچم اسلام در اکثر نقاط دنیا بر افراشته خواهد شد 

و این امانت است و مسئولیت خطیرى بر گردن شماها هست باید خیلى مواظب باشید که خداى نکرده خطرى تهدید نکند و اگر قدر این نعمت عظیم را ندانید خداى نکرده از دست شما گرفته خواهد شد (طبق آیه قرآن کریم)

ولى این مژده را به شما بدهم که شما حزب الهى ها مثل اهل کوفه نیستید که حسین (ع) را تنها گذاشتید شماها در طول تاریخ شجاعت و رشادت و وفادارى خودتان را به امام امت و اسلام عزیز ثابت کردید 

شما آبروى ائمه اطهار(ع) مخصوصا آبروى پیامبر اسلام (ص) را حفظ کردید و روسفید شدید و براى کل مردم دنیا ثابت کردید که آزاده هستید و هرگز تن به ذلت  نخواهید داد.

پدرو مادر گرامیم 

خودتان بهتر مى دانید که این فرزند گنهکار شما چقد علاقمند بودم و شماها چه نعمت هاى خوبى بودید 

شاید نتوانسته ام تا بحال آن وظیفه فرزندى خودم را ادا کرده باشم ولى خیلى سعى مى کردم که لااقل عاق والدین از دنیا نروم 

ممکن است در طول زندگیم شاید خودم متوجه نشده باشم مرتکب خلاف و بى احترامى بشما شده باشم شما با بزرگى خودتان مرا ببخشید و حلالم کنید.

پدر جان 

اگر در مورد برنامه حسن شما را ناراحت کرده باشم بخاطر دلسوزى بود بخاطر این بود که شما عزیزترین کسم را نبینم که مدیون اسلام باشى 

امیدوارم حتما مرا عفو فرمائید و مادر عزیزم مى دانم که شما دو تا گوهر گرانبها با از دست دادن فرزندتان غصه دار خواهید شد 

ولى عوض آن در آخرت که بالاتر از همه است پاداش خواهید داشت 

این دنیا مقدمه یک کتاب قطور است که خود کتاب آن یکى دنیاست پس نباید خودمان را بیشتر وابسته به این دنیا بکنیم از شما خواهش میکنم که عوض گریه افتخار بکنید و احساس بکنید که سهم ناقابلى هم شما دارید. 

پدر جان 

از برادرم عباس مواظبت کنید که در آینده ان شاء الله عصاى دست شماست همه شما را به خداى بزرگ مى سپارم.

و اما همسر عزیزم چند سفارش به تو دارم به این مضمون 

اولا بنده که نیستم در خدمت پدر و مادرم باش چون آنها به غیر تو کسى را ندارند 

شما بعنوان جایگزین من وظیفه دارى تا میتوانى بر آنها خدمت کنی 

یعنى اگر آنها از تو راضى شدند بدان که من از تو راضى خواهم بود و خدا هم از تو راضى خواهد شد

این را هم بدان که ما یا نباید اسم خودمان را مسلمان بگذاریم و اگر مسلمان هستیم که هستیم وظیفه شرعى است که از اسلام عزیز به نحو احسن دفاع کنیم، 

دوما بچه ها که به دست ما امانت هستند اول به خدا و بعد به تو سپرده ام نگذار زیاد غصه مرا بخورند چون بچه حکم یک گل را دارد و با یک غصه کم پژمرده میشود 

امیدوارم این گلهائى که به صورت امانت در اختیار تو هستند تا آنجائیکه در توان دارى مواظبت کن و طورى تربیت شان بکن که براى امام زمان پشتوانه باشند 

در مورد وظایف شرعى آنها مخصوصا در مورد نمازشان بسیار دعوت کن تا در مورد امانت دارى فرزندان، پیش ائمه اطهار سرفراز و پیش خداى سربلند باشیم 

فراموش نکن هر وقت فرصتى پیدا نمودى براى آنها از بنده صحبت کن و بگو که پدرتان افتخار یافت تادر راه خدا و دین و قرآن و مملکت شهید شود 

به آنها بگو که پدرتان آگاهانه این هدف را دنبال کرد و به خدایش پیوست و به آنها بگو که راه مردان حق همین است و بس.

سفارش سومم اینست که خودت بهتر میدانى که هدف بنده در مورد هجرت از خانه و کاشانه ام و وطنم چه بوده 

پس نبینم کوچکترین ناراحتى و یا غصه بخودت راه بدهى و این را هم بدان که ما همگى مسافر و امانت در این دنیا هستیم دیر یا زود باید این دنیا را ترک بکنیم 

پس چه بهتر این وقت بسیار ناچیز عمر در راه اسلام و در راه الله مصرف شود خداوند ما را خودش آفریده و هر موقع هم مصلحت بداند از این دنیا خواهد برد 

چطوریکه پیامبران و امامان آمده اند و رفته اند پس آن هدف اصلى راکه همان هدف اسلام و قرآن است هیچ وقت فراموش نکن.

و اما برادر گرامیم عباس، بعنوان یک برادر بزرگ و دلسوز به شما نصیحت مى کنم که اولا در هیچ کارى خدا را فراموش نکن و هر کارى هم مى خواهى انجام بدهى به خاطر خدا انجام بده

ثانیا از نمازهاى جماعت، نماز جمعه، دعاهاى کمیل، توسل و ندبه با علاقه مندى استقبال کن

ثالثا که الان دیگر مسئول خانه هستى خیلى باید حواست را جمع کنى و از پدر و مادر و بچه ها خوب مواظبت کن تا خدا هم از تو مواظبت کند.

در خاتمه براى کل خانواده عرض میکنم که پدرو مادر و همسر عزیزم و فرزندان مهربانم و برادر بسیار گرامى 

شما میدانید که بنده چقدر به شماها علاقه مند بودم دوستتان داشتم 

ولى بالاتر از اینها اسلام است که با خون پاک جوانان نهالش آبیارى شده چطور که گفته اند عرفا 

آنکس که ترا شناخت جان را چه کند    

 فرزند و عیال و خانمان را چه کند       

دیوانه کنى هر دو جهانش بخشى       

دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند     

در خاتمه از کلیه فامیلان اهل محل اهل دربند اهل مسجد و کلیه پرسنل پایگاه دوم شکارى مخصوصا برادران عقیدتى سیاسى از عوض من حلالیت بخواهید واز طرف من خداحافظى بکنید.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار


 1364/02/16

براى کلیه برادران پایگاه نیروى هوائى تبریز عرض سلام و عرض ادب

از این حقیر برادران عزیزم عاجزانه از محضرتان تقاضا دارم اولا این بنده گنهکار خود را حلال کنید.

اگر بدى از بنده دیده اید با بزرگوارى خودتان ببخشید.

سفارش به محضرتان دارم اینست که خواهش مى‌کنم طبق معمول برادران جذامى آسایشگاه بابا باغى تبریز آن برادران دور افتاده از جامعه، از وطن بالاخره دور افتاده از همه چیز را فراموش نکنید چون آنها به غیر از خدا و شماها کسى را ندارند 

خیلى متشکرم

1365/10/16

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید سید تقی موسوی

بسمه تعالی

اول اینکه پشت امام را خالی نگذارید

دوم اینکه نگذارید این گروهک ها خدای ناکرده فاجعه به بار آورند

سوم اینکه جبهه ها را خالی نگذارید و دست اجانب را از این مملکت کوتاه گردانید 

چنان راه را بر آمریکا، شوروی، اسرائیل و عراق ببندید که جز خودکشی راه دیگری برایشان باقی نماند.


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir

وصیت نامه شهید رضا ولیخانی

بسمه تعالی

جسم و جان را در راه خدا فدا می نمایم تا بازماندگان روی زمین بفهمند که راه خدا چیست و کافران خدا را بیشتر درک کنند

خدا را دوست دارم و به خاطر او همه لذائذ دنیا و همه کسانی را که دوستشان دارم فراموش کرده و سینه ام را آماج گلوله های کافران می کنم

در هر دو صورت پیروزی از آن ماست

چه بکشیم و چه کشته شویم


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir