بسم الله الرحمن الرحیم
حسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون
آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان به خدا آوردیم رهایشان کنند و بر این دعوى هیچ امتحانشان نکنند؟ «سوره عنکبوت 2»
خدمت پدر و مادر عزیزم سلام عرض کرده و سلامتى آنان و تمام مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات را از خداوند قادر متعال خواستارم.
با امید به دعاى شما در دل شب و طلب یارى از خدا براى رزمندگان اسلام در جهاد فى سبیل الله
ما نیز در منطقه، انتظار فرج و فجر طالع را مىکشیم تا کى طلوع فجر آغاز شود و شب تاریک و ظلمانى عمر روزگار، راه به صبح قریب پیدا کند.
خدا داند که الیس صبح بقریب آیا صبح زندگى نزدیک نیست؟ که الله اعلم: خدا داند قسمت چه باشد.
پدرعزیز، مادر گرامیم
دعایمان کنید و به درگاه خدا رو آورید و از او بخواهید که اسلام را یارى و مسلمانان را پیروز و رزمندگان حق طلب را نصرت و استقامت و قدرت عنایت کند
به پدرها و مادرها و خواهرها و برادرها و بخصوص به مادرها صبر و استقامت و نعمت ایمان و عمل، ایثار و از مال و از جان گذشتگى عنایت فرماید.
پدر عزیز و مادر از جان عزیزترم
هیچ وقت براى شهیدى گریه نکردم، مگر آنکه وقتى مادرش تنها بر سر قبر فرزندش نشسته بود و آرام آرام در دل خود مىگفت که چه آرزوها که نداشتم و آنوقت بود که هرچه مىخواستم جلوى خودم را بگیرم قدرت نداشتم و با تمام وجود گریه مىکردم.
تنها خواسته ام از خدا در آن لحظه این بود که خدایا به پدر و مخصوصاً مادران صبر عنایت کن.
بیادشان آور روزى را که زینب کبری (س) نیز زنى و مادرى بود که فرزندانش را در صحراى کربلا جلوى چشمانش شهید کردند
برادرش و برادرزادههایش و دیگر اقوامش را در همان روز شهید کردند؛
از طفل خردسال، علىاصغرش تا جوان تازه داماد علىاکبرش را تقدیم اسلام و قرآن کرد.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir