وصیت نامه شهید رضا کاظمی آرانی

بسمه تعالى

وبه نستعین انه خیر ناصر منتجبین وما توفیق الا بالله علیه توکلت و الیه انیب و صل اللهم على ولیک الا عظم صاحب الامر و الز مان و عجل فى فرجه

و از او کمک میخواهیم که همانا او بهترین یارى کننده درماندگان است، و آنچه توفیقمان شده است، نیست الا از او و بر اوست توکلمان و به سوى اوست بازگشتمان.

 سلام و درود به ولایت امر، فقیه الله، اعدل عارف کامل امام عظیم الشان خمینى که سر وجان بى ارزش و حقیرم فداى او که قلب مرده ما را به مسیر احیاء هدایت کرد و او اغلال را از گردن امتى بگسلید و فرو انداخت

خصوصا در شرایط خاصى که همه، ریشه هاى گندیده نقاب را از چهره بر گرفته اند و بعد از مدتها شیطنت و عوام فریبى در مقابل ولایت مطلقه اش به خیال خود صف کشیده اند 

غافل از آنکه تند باد توفنده ایمان و اخلاص امت رزمنده ما شجره خبیثه آنها را به زودى زود و به یارى حق سر نگون خواهد ساخت. ان شاء الله

وظیفه همه ماست که که در کوچه و خیابان نام او را به عظمت یاد کرده و با کمال قدرت پوزه بد خواهان و بد گرایان او را به خاک و خون بکشیم 

و لحظه اى سکوت و قعود و بى اعتنائى، نشان بى اعتنائى و بى توجه اى به احکام شریف اسلام عزیز و خون شهداى بزرگوار انقلاب اسلامى است. 

تجربه نشان داده است که هر کجا امام بنا به مصالحى سکوت اختیار فرموده اند، ما از معرفت حق و سبیل رشد عاجزا و بعضا محروم مانده ایم

حق آن است یک بار امر خود را به او وا گذاریم و به اولویت شرعى و عقلى او گردن نهیم.

سلام به پیشگاه رهبر انقلاب که چنین مبارزه اى را به ما آموخت و شرف و عطوفت به ما عطا کرد. 

هیهات که بیست سال از عمرم گذشت و هنوز اندر خم یک کوچه ام. 

زیرا که از نعمتهایى که به من داده سپاسگزارى نکرده ام وشرمنده ام و بیشتر از همه از نعمت بزرگ خداوند نا سپاسى کرده ام که امام و رهبر و مرجع تقلید، روح خدا خمینى بت شکن، توفیق نیافتم تا ایشان را از نزدیک زیارت کنم. 

توفیق نیافتم آنطور که باید در گفتارش تفکر کنم و توفیق نیافتم که بیشتر بشناسمش. 

افسوس وصد افسوس که با او هم عصر بودم، ولى از ولایتش بهره نجستم و به فرامینش نیندیشیدم. 

درود وسلام به روان پاک شهدا که معنى کامل ((انا لله وانا الیه راجعون)) گشتند. 

چرا که درک کردن از خدا هستند و در راه خدا فداکارى کردن و به سوی او رجعت نمودن 

و فهمیدن که هر چه دارند از خدا دارند، 

اگر زندگى دارند خدا داده است، اگر اولاد دارند خدا به آنها عطا کرده است واگر ثروت دارند خدا به آنها عطا کرده است. 

و همه چیز را خداى تبارک و تعالى اعطا فرموده است، آنها به این معنى ایمان آورده بودند و اطمینان داشتند.

وسپس مورد بشارت و رحمت و مغفرت خداوند قرار گرفته اند. 

((ان الذین قالوا ربنا لله ثم استقاموا وتنزل الملائکه لا تخافوا ولا تحزنو ا))

((کسانى که گفته اند پروردگار ما خداست و به دنبال آن استقامت کرده اند، فرشتگان بر آنان فرود آیند که نترسید و حزن و اندوه به خود راه ندهید.))

سلام و درود به قهرمانان و شهیدان زنده و خانواده هاى شهداء که امام مان در دیدار با آنها فرمود:

"شما رهبران این نهضت هستید و ما از قافله عقب مانده ایم

من با کمال صداقت اعتراف میکنم به این که‌ ما سندى بر ادعائى اگر بکنیم نداریم و شما عزیزان بدون ادعا و بدون توقع مدح و ثنا و بدون توقع پاداش تعهد خودتان را به اسلام و قرآن کریم ثابت کردید.

شما و شهیدان این ملت و بازماندگان شهداء در محضر خدا با یک سند ثبت شده وارد میشوید و ما هم چون سندى را نداریم

سعادت مال شماست و مال بستگان شماست ومال شهداء و مال باز ماندگان شهداءست."

به لطف خداوند در تاریخ 1360/11/19 وارد دانشگاه شدم و آن خط اول جبهه بود.

دانشگاهى که نظیرش را در هیچ کجاى دنیا نمی توان پیدا کرد. 

دانشجویانش را از اقصى نقاط کشور، پیر وجوان، ترک و فارس، عجم و عرب، کرد ولر و.... بدانجا آمده اند. 

پیر مردانى که با ۸ سر عائله یا بیشتر میباشند و محاسن بر گونشان بر چهره نورانیشان میدرخشد. 

و یاد آور حبیب ابن مظاهر در کربلاى حسین هستند و حالات و نگاههایشان بازگو کننده عمیق ترین مفاهیم عرفانى و سلوک سالکان‌ راه حق میباشد. 

"مواد درسى این دانشگاه عبارتند از: 

تقوا و تهجد، درس معاشرت و مردم دارى و....... "

دانشگاهى که در آن هر کس به اندازه ظرف وجودش بهره میگیرد بهره هایى که هیچ لذتى نمیتواند جایگزینش گردد 

و به جرات باید بگویم که دیدن لااقل یک دوره کوتاه این دانشگاه براى خودسازى انسان بر همگان لازم است.

زیرا در این دانشگاه بسیارى از مسائل را که در قالب الفاظ و کلمات نمیتوان یافت به عینه دیده میشود و عالى ترین درس توحید و خدا شناسى را مى آموزد.

و آنچنان است که انسان ره صد ساله را یک شبه طى میکند. 

و تمام وجودش مى بیند و میخواهد- تا خدا نخواهد هیچ اتفاقى نمى افتد.

عالیترین نمره در این دانشگاه نمره "شهادت" است 

هر کس که به بهترین وجه توانسته باشد دروسش را گذرانده باشد میتواند عالیترین نمره را کسب کند و از این رو رقابت عجیبى در سبقت گیرى براى این نمره وجود دارد. 

هر کس سعى میکند که خود را خالصتر و بى ریاتر کند، خود را از هر گونه آلودگى وزشتى مبرى سازد.

از آلودگى که سخن میگویم، دراینجا آلودگى مضمون دیگری دارد و آن بیشتر همین وسوسه هاى شیطانى است که صرفا از ذهن میگذرد و عموما در عمل نمیتواند موثر گردد زیرا آنان دیگر دوستان خدا شده اند و گفته ها و شنیدن هایشان گفتن و شنیدنى خدایى گشته بالنتیجه از خطا به دور است. 

در حدیث قدسى آمده است که "بنده من هیچ وسیله‌اى محبوبتر از انجام آنچه را که بر او واجب کرده ام براى تقرب و نزدیکی به من ندارد. به درستی که بنده من توسط بجا آوردن نافله ها و مستحبات به من آنقدر نزدیک مى شود تا آنکه او را دوست مى دارم و چون او را دوست داشتم، اگر مرا بخواند اجابتش مینمایم و اگر از من چیزى تقاضا کند به او عطا میکنم".

سنگرها با عکسهایى از امام و یارانش و دیگر شهداء و پوسترهاى مختلف تزئین شده بود.

در این دانشگاه بى نظیر که قلمش رگبار مسلسلها و خمپاره ها، مرکبش خون پاکبازان و از خود گذشتگان، کاغذش خاک کربلاهاى ایران، حافظه اش تاریخ خونبار و سراسر مظلومیت تشیع سرخ علوى، یادآورش و رهروان خط شهادت و معلمانش سرور آزادگان، سالار شهیدان، حسین فاطمه (ع) است.

وقتى که دانشجویى به درجه عالیه شهادت نائل مى گردد در حالیکه سرش از بدنش جدا گشته، و دست و پایش هر یک به طرفى پرت گشته و بدنش نیز تکه تکه گشته، 

همکلاسی هایش با قلبى سوزان اما حسرت بار بدرگاه خدا ناله مى کنند و مى گویند (انا لله و انا الیه راجعون) خوشا به سعادتش که خدا خیلى دوستش داشت. 

خدایا، 

بار الها، 

پروردگارا 

ما نیز در این آرزو بسر مى بریم.

خداوند فرموده است: 

(هر کس در جستجوى من در آید مرا مى یابد و هر که مرا یافت مرا مى شناسد و هر کس که مرا شناخت دوستم مى دارد و هر کس که مرا دوست داشت در دوستى به پایگاه عشق و ایثار قدم میگذارد و چون او در پرستش به من عشق ورزید من هم در رحمت به او عشق مى ورزم وعاشق کوى من سرانجام کشته به راه من خواهد شد.

در اینجا درباره کسانیکه براى رسیدن به لقاء الله وملاقات حق سر از پا نمى شناسند و براى رضاى خدا میجنگند

در هنگام شهادتشان که دیگر ضربه هاى ناجوانمردانه دشمن بر پیکرشان کارى میگردد مصداق این روایت شریفه را که در کتاب مجمع البیان از رسول اکرم (ص) نقل مى کند مییابیم: 

"فتکون الطعنه والضربه على شهید اهون من شرب الماءالبارد فى یوم الصائف"

"ضربات دشمن بر پیکر شهید، آرامتر و گواراتر از آب خنک در روز گرم تابستان است".

رمز و ملاک این همه قداست ها، ارزش ها وحماسه آفرینی هاى سپاه اسلام که قلبها را تکان میدهد و انسانها را زیر ورو میکند و هر روز و هر لحظه بر خیل جانبازان جمهورى اسلامى مى افزاید در چیست؟

کشته هاى ما افتخار مى افزایند و هر یک نه تنها در شهر و دیار خویش بلکه در قلب همه محرومان و مستضعفان جهان انقلابى عظیم خلق میکنند و روحى تازه به حیات آنها میدهند  

ولى سپاه کفر نه تنها زندهایشان بلکه کشته هایشان‌ نیز ننگ ونفرت و ذلت و خارى ایجاد میکنند.

در حالیکه سپاه کفر از بسیارى لحاظ با کمکهاى همه جانبه تمامى خونخواران ودشمنان قسم خورده اسلام وجمهورى اسلامى، بسیار مجهزتر است

تا آنجا که با ایجاد نهایت رفاه و تجهیزات بسیارى از سربازانشان را دلخوش کرده اند تا بیایند وبجنگند وشاید اغلب، رزمنده تر هم باشند که هستند، 

چرا که در اینجا از فاصله حدود هفت کیلومترى که با دوربین نگاه مى کنیم همچون غولى بلند و چاق هستند ولى در رودررویى با یک رزمنده هفده یا دوازده ساله بسیجى چنان خار و ذلیل میشوند که انگشت به دهان میمانم.

پس رمز و ملاک این همه عظمت آفرینیها واعجاز آفرینیها سپاه اسلام و شکست و زبونى و فرار سپاه کفر در چیست؟

آنچه ثابت شده است رمز و ملاکش فقط و فقط در ایمان و اتکاى به خداى بزرگ مى باشد. 

میزان ارزش و بازدهى و قداست هر عمل به انگیزه و نیت عامل آن بستگى دارد. 

شاید دو عمل در ظاهر بسیار شبیه هم باشند اما در میزان ارزش و ثمرات اختلافى فاحش و غیر قابل وصف داشته باشند.

در اینجاست که انسان با تمام وجودش مى بیند و شهادت میدهد که کارها فقط و فقط براى خدا ارزش دارد واثر بقاء خواهد داشت.

آخرین سخنم مژده و بشارت بزرگى است که به شما مى دهم: 

از تاریخ 22 بهمن تا کنون در انتظار برنامه حمله به سر مى بریم 

چرا که طرحى براى 22 بهمن به مناسبت سالگرد پیروزى انقلاب در دست اجراء بود ولى چون مزدوران بعثى که قدرت دفاع از مواضع خود را ندارند به فکر حمله افتادن و در حالیکه صدام فرماندهى مستقم لشکریان را داشت، به تنگه چزابه که در ده کیلومترى شمال غربى بستان قرار دارد و در جریان نبرد تاریخى طریق القدس بدست نیروهاى خودی افتاد و دشمن کافر براى بازیابى شهر بستان وجبران شکست مفتضحانه‌ خود تصمیم حمله به این نقطه را گرفت به این تصور که از اینجا راهى را براى اشغال بستان پیدا کند؟(1360/11/17). 

مقاومت مردانه بچه ها باعث شده بود که نیروهاى کمکى بتوانند در زیر باران خمپاره و توپ خود را به خط مقدم برسانند با آمدن نیروى کمکى آتش نیروهاى خودى کمى ضعیف شده بود.

دشمن به تصور اینکه نیروهاى ما عقب نشینى کرده اند، حریصانه خود را به طرف سنگرها روانه کردن 

اما چیزى از این خیال نگذشته بود که جبهه در دل شب یکباره آتش گرفت و نبرد تن به تن آغاز شد زمین مالامال از اجساد کشته و زخمى عراقى ها شد که لا به لاى هم ریخته شده بودن. 

در زیر آفتاب تازه دمیده، سراسر زمینهاى‌ جلو را میشد دید که چگونه پر از اجساد مزدوران شده بود، 

این دومین حمله عراقى ها بود که شکست مى خورد یک اسیر مى گفت 

(چند روز پیش ما را به عماره بردند و صدام براى ما سخنرانى کرد و گفت حیثیت عربى ما به خطر افتاده است و ما باید به هر ترتیب با تصرف بستان آن را ه دست آوریم) 

و همچنین درباره شدت این حمله گفت نفرات زیادى را آماده کرده اند و خود صدام فرماندهی عملیات را به عهده دارد.

چند ساعتى از تیر اندازیهاى رو در رو خبرى نشد.

گویا نیروهاى تازه نفس صدامى دچار تنگى نفس شده بودند. نیروهاى تازه نفس که آمده بودن حماسه بیافرینند، حماسه مقاومت ما را، حماسه اى که در آن نه تنها یک قدم به عقب نگذاشتیم بلکه به جاى آنکه آنها پیشروى کنند، ما به مواضع جدیدى دست پیدا کردیم.

این حمله هفت بار تکرار شد که هر بار از اوایل شب صداى توپ و خمپاره را ما در اینجا مى شنیدیم. 

با شروع این جنگ از طرف آنها اکثر نیروهاى پشتیبانى ما از قبیل تانک و توپ خانه از پشت سر ما جمع کردن و به آن محل بردند ولى چند روز است که نیروهاى خیلى زیادى آمده اند که انتظار ساعتى را مى کشیم که به یکباره با اعلام کلمه رمز فرمانده هاى اسلام سرزمینى به طول تقریبى هفتاد کیلومتر از بستان تا دزفول در آتش قهر خداوندى به دست رزمندگان اسلام شعله ور گردد و نیروهاى مزدور بعثى را تا مرز عقب بنشانیم که عرض آن هم حدود هفتاد کیلومتر است 

و ان شاء الله این حمله قبل از عید شروع گردد باشد که هدیه اى ناقابل به پیشگاه حضرت امام خمینى و روح پاک شهدا و خانواده شهدا و ملت بزرگ ایران باشد.

ان شاء الله

با تقدیم از جبهه رقابیه 

رضا کاظمى آرانى

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir