بسمه تعالی
به خدا که اگر به خاطر زن و بچهام نبود دوست داشتم هر چه زودتر دنیا را ترک کنم زیرا عاشق مرگ بودم.
سلام به همه فامیل و دوستان:
سفارشم به سه دخترم زهرا، زهره و زیبا و جگر گوشهام، همسر عزیزم میهن.
نماز را هیچ وقت فراموش نکنید و به خاطر خدا آن را به پا دارید نه برای پست و مقام و پول
از دروغ و ریا بپرهیزید، حتى اگر با راستگوئى، همه مال و زندگى خودتان را از دست دهید.
درس بخوانید طوری که عاشق عالم شوید.
در برابر فرودستان و بچه های یتیم سر تعظیم فرود آورید.
مرگ من باعث نشود که بگوئید خدا ما را فراموش کرده، خواست خدا هر چه باشد همان مىشود
من از مقام مولایم على (ع) و پیغمبر فرستاده خدا، عزیزتر نیستم، آنها رفتند ما هم مىرویم.
زهرا و زهره و زیبای من زمانى روحم شاد است که شما داراى بالاترین مدرک تحصیلى عملى و علمى باشید
از حسودان و بىخردان و نامردان و نازنان دوری کنید.
به خاطر خدا به دیگران کمک کنید و سعى کنید که این کار پنهان انجام شود.
سفارش به خانوادهام و همه فامیل و دوستان،
بعد از مرگ من هر کس به زن و بچه من بیشتر از موقعى که خودم بودهام احترام بگذارد، با من دوست واقعى، برادر واقعى، فامیل واقعى، خواهد بود.
در مورد هر چه دارم میهن و سه فرزندم مختار خواهند بود.
برادران و خواهران و پدر و مادرم، در این مورد حرفى و کارى نکنند، که به خدا قسم روح من را عذاب خواهید داد، نکند بگوید فلان چیز جز مال پسر، یا مال برادر ما، بوده است هر چه دارم مال سه دخترم و برادر عزیزم على باشد
من مىدانم و اگر باید به پدر و مادر من کمکی بشود، بدون آن که آنها بگوید در حد توان برادرم علی، کمک کند، ولى این را بگویم اگر کسی یک کلمه طلب چیزى از بچهها و من بکند، گویا روح مرا آتش زده است
نماز و روزههایم را خوانده و گرفتهام، ولى در مدت مریضى روزه بدهکارم.
در خاتمه از همه دوستان و فامیل طلب بخشش کنید.
(امام خمینى)
به نام الله در هم کوبنده ستمگران
با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامى امام خمینى که از خداوند متعال مى خواهیم که از عمر بى ارزش ما بکاهد و به عمر پر برکت امام امت بیافزاید و با درود فراوان به شهیدان صدر اسلام و با درود به شهداى گلگون کفن کربلاى ایران و با سلام و درود بر شما اى پدر بزرگوار و اى مادر مهربان و عزیزم و اى خواهران و برادران گرامى و ارجمندم.
ما در عصرى زندگى مى کنیم که ظلم سراسر جهان را فرا گرفته استما باید خون بدهیم آنقدر کشته بدهیم تا اسلام عزیز ما با ظهور مهدى (عج) پیروز شود و قسط و عدل الهى در سایه توحید برقرار گردد و این انقلاب ما به انقلاب جهانى مهدى (عج) متصل بگردد .
ما در زمانى زندگى مى کنیم که متجاوز وارد کشور و خاک عزیزمان شده است.
باید نبرد با آن ها را ادامه دهیم و با سلاح ایمان جلوى آن ها بایستیم و تا جان در بدن داریم و خون در رگمان است تا آخرین قطره خونمان با کفر بجنگیم و ایران را گورستان بعثیان نماییم.
به راستى که حق پیروز است
اى پدر ارجمندم!
در راه خدا اسماعیل هاى خود را آماده کن
مبادا اگر فرزندت در راه خدا حرکت کرد و کشته شد غمى به چهره ات بنشیند.
شاد باش و بدان که شهادت یکى از اعضاى خانواده باعث سربلندى و عزت و شرف خانواده براى اسلام است
اى پدر عزیزم!
من خدمتى نتوانستم براى شما بکنم و از شما در خواست مى کنم که مرا حلال کنید و با استقامت و صبر و شکیبایى از انقلاب اسلامى دفاع کنید
اى شما مادر عزیز و مهربانم!
امیدوارم که سلام گرم مرا بپذیرى و هرچه بدى از من دیدید مرا حلال کنید و چندان ناراحت نباش که خدا خود صبر مى دهد.
نمى گویم گریه نکن اما گریه ات طورى نباشد یا در جایى نباشد که دشمن را شاد کند
شما خواهران عزیزم !
مى خواهم گریه هایتان طورى نباشد یا در جایى نباشد که دشمن شاد کن باشد.
از شما مى خواهم طورى خود را نشان دهید که مشتى بر دهان دشمنان اسلام زده باشید و همچون زینب (س) باشید و با حفظ حجاب و نجابت و عفت خود او را خوشنود نمایید
اى شما برادر عزیز و گرامى ام!
از شما مى خواهم که راه شهیدان را ادامه دهید و در خط امام باشید و همیشه در همه جا از امام امت دفاع کنید و او را یارى نمایید
از برادر کوچکم محمود مى خواهم که به درس خواندن ادامه بدهد تا بتواند خدمتى براى اسلام بکند و راه الله و راه شهیدان را ادامه دهد ان شاء الله.
من به عنوان یک برادر کوچکتر از مردم غیور و شهید پرور مى خواهم که مبادا امام امت این قلب و این هدیه خدا را تنها بگذارید و مبادا باعث ناراحتى او شوید
وحدت را حفظ کنید و با شرکت در نماز دشمن شکن جمعه که بزرگترین سلاح ماست مشت محکمى بر دهان ابرقدرت هاى جهان خوار بزنید.
ای امت شهید پرور
در هر کجا هستید از روحانیت مبارز دفاع کنید تا اسلام پابرجا بماند و این انقلاب را تا می توانید به کشورهاى دیگر صادر نمایید و همیشه امام را دعا کنید.
پروردگارا
ما را جز سپاهیان خودت قرار بده و به راستى که سپاه تو پیروز است
از همه اقوام و خویشان و دوستان عزیزم مى خواهم و درخواست مى کنم که هر بدى از من دیده اند مرا ببخشند و من را حلال کنند.
پدر جان!
مقدار پول یا زمینى که دارم هر طور خواستید خرج کنید.
خون ناقابل خود را به پیشگاه رهبر کبیر خمینی بت شکن تقدیم میدارم.
امید است قطره خون های ما جانبازان وطن، گلستان جمهوری اسلامی ایران را سیراب نماید و در آینده مشتاقان این گلستان اسلام از سرتاسر جهان آمده و شیفته و فریفته آن شوند.
بعد از من کلیه دارائیم اعم از منقول و غیرمنقول را به زن و فرزندم تعلق می گیرد.
از مبلغ بیست و پنج هزار تومان پول نقد در منزل، مبلغ پنج هزار تومان به مادرم بدهید و مبلغ 10 هزار تومان به توران بدهید و بقیه به زن و فرزندم داده شود.
حقوق ماهانه ام را بین مادرم و زنم و فرزندم و توران و مهین همه ماهه به نسبت مساوی تقسیم نمائید و پولی را که از ارتش طلب دارم مانند پس انداز بانک سپه و حقوق چهار ماهه ایام مرخصی هر چقدر شد از این پول مبلغ 10 هزار تومان به خرج نماز وحشت و احسان و کمک به فقرا توسط برادرم محمود خرج نمائید و بقیه را بین توران، احمد، بهمن و مهین به نسبت مساوی تقسیم نمائید.
به مادرم بگوئید که همیشه شاد باشد و افتخار نماید که فرزندش در راه اسلام و در راه وطن شهید شده و باز بگوئید چنان که مرا دوست میدارد بعد از من اصلاً گریه نکند چون روح من همیشه در عذاب خواهد بود.
چنان که غیر از پولهای مطروحه هر وجهی به من تعلق گرفت به زن و فرزندم تعلق می گیرد.
بعد از این که توران درسش تمام شد و کارمند رسمی دولت شد و صاحب حقوق گردید مستمری بگیرش از طرف من قطع می گردد و همین طور مهین؛
گرچه این وصیت نامه اعتبار قانونی ندارد ولی خواسته من همین هاست.
این وصیت نامه را به دست خواهرزاده ام توران سپرده ام که بعد از من به برادرم محمود بدهند.
بسمه تعالی
اینجانب طبق احکام دینی و در سلامت کامل، وصیت خود را که یک تکلیف الهی است بجا می آورم.
چنانچه خداوند مرا شایسته شهادت دید و من به این افتخار بزرگ نائل گشتم، همه مردم بدانند که راه من راه الله است و رهبرم روح الله است و تا آخرین قطره خونی که در رگم جاریست همیشه دنباله رو آن بزرگمرد و امید مسلمانان جهان خواهم بود
تنها به همسرم وصیت می کنم که همان باش که هستی و مبادا تحت تاثیر شرایط محیط قرار بگیری و خدا ناکرده راه را گم کنی.
به بچه هایم وصیت میکنم که زینب وار عمل کنید و راه الله را در پیش بگیرید و دنبال رو امام خمینی باشید، که نهایت آرزوی من است.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
اى آفریدگار توانا،
از این که مرا سعادت بخشیدى که در راهت قدم بردارم و برایت به جهاد و تلاش بپردازم، هزاران بار سپاست مى گویم
اى خداى توانا و بخشنده،
تو مرا از لجن زار رکود به بهشت بادیه، نبرد حق علیه باطل هدایت کردى.
پروردگارا،
با تمام وجودم از تو مى خواهم که سعادت شهادت را در راهت به من عطا کنى و از تو مى خواهم که مرا جزء شهیدان در راهت قرار دهى.
در آخر نوشته ام مطالبی خطاب به پدر و مادرم و همسرم دارم،پدر و مادر عزیز،
خدا را شکر می کنم که والدینی همچون شما به من بخشید تا در دامانتان پرورش یابم تا مرا حسین وار به دیار سرخ شهادت بفرستید،
خدای تبارک و تعالی اجری عظیم برایتان در نظر گرفته است.
همسر مهربانم،
فرزندانم را اول به خدا و بعد به تو می سپارم،
آنها را طوری تربیت کن که ۲ فرد مفید برای این جامعه باشند،
۲ انسانی که برای کشورشان و دینشان افتخار آفرین باشند.
من برای اسلام و کشورم و آزادی انسانها می جنگم،همه از خداییم و به سوی او بازمی گردیم،
ما می میریم تا به رنج دیده های فردا بگوییم که زندگی در رفتن است نه ماندن و لذت بردن.
از خداوند می خواهم صبر و مقاومت و پایمردی به شما عطا فرماید.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
سلام بر کفر ستیزان جبهه حق علیه باطل
سلام بر شهیدان به خون غلطیده
سلام بر ادامه دهندگان راه شهیدان
سلام بر جبهه هاى خوزستان بر سرزمینى که بدون وضو نمى توان بر آن قدم نهاد
سلام بر اسیران حزب الله
سلام بر خمپاره اندازها و آرپیجى زنها
سلام بر سلاحهاى سنگین
سلام بر گرد و غبارى که موقع عملیات بر اثر اصابت گلوله ها و بمبارانها به وجود مى آید
سلام بر لحظه ها و رشادتها و جوانمردیها
سلام بر هوابرد جان بر کف
در پایان سلام بر پدر و مادر و برادرانم و خواهرانم که امیدوارم زحمات خود را بر من حلال گردانند تا اگر به فیض شهادت که صد درصد در این عملیات نصیب من خواهد شد ناراحتى روحى نداشته باشم و روحم آزرده خاطر نباشد
خوب پدر جان و مادر عزیزم و برادرانم و خواهرانم
از اینکه در این چندین سال زندگى در یک خانواده محروم برایم زحمتهاى بسیار متحمل شده اید تشکر مى کنم
میدانم که دیگر زنده بر نخواهم گشت تا بلکه زحمتهاى شما را جبران نمایم ولى به هر حال من را ببخشید.
خوب بنده که افسر هوابرد هستم شغلم در این عملیات افسر دیده بان مى باشم و با هلیکوپتر به پشت دشمن هلیبرد مى شومامیدوارم که این عملیات در درجه اول با پیروزى هر چه تمامتر به نفع ملت مسلمان و تمام رزمندگان خاتمه یابد چون این عملیات سرنوشت شش سال جنگ را معلوم خواهد کرد.
ولى بنده در این عملیات وظیفه مهمى را قبول کرده ام و به امید پیروزى وارد عملیات مى شوم که دشمن را شکست بدهیم و هدفها را که از قبل پیش بینى شده به تصرف خود در آوریم و تمامى رزمندگان بتوانند به آغوشهاى گرم خانواده خود باز گردند و ایام عید را در نزد خانواده خود باشند و خودم نیز در درجه اول همین آرزو را دارم ولى عملیات احتیاج به خونها و رشادتها و از جان گذشتگى ها دارد
تا در عملیات از جان گذشتگى نباشد پیروزى نیست.
خوب باز هم سخنى با پدرم،
پدر جان
از اینکه نتوانستم زحمتهایى را که عرض چند سال زندگیم براى من کشیده اید جبران کنم مرا ببخشید
موقعى که خبر به شما دادند که فرزندتان شهید شده هیچ ناراحت نباشید و به خاطر فرزند خود اشک نریزید چون این دنیا محل گذر است و باید همگى برویم دیر یا زود و هر چه بهتر که انسان در راه دفاع از ناموس و مملکت و دین خود جان خودرا تسلیم کند.
پدر جان
روزى که این لباس مقدس را پوشیدم سوگند یاد کرده ام که به مملکت ایران زمین و ملت عزیزش و به اسلام و قرآن در هر زمان و مکان که احتیاج باشد کمک کنم و جان خود را در این راه فدا کنم
بدانید که چشم بسته پاى به این راه ننهادم و با چشمى بینا به انتهاى این راه نگاه کردم و انتهاى آن همان شهادت است که از قبل برایم آشکار بوده
خوب سخنى چند با برادران ارتشى میهن
برادران عزیز
شما که این لباس مقدس سربازى را به تن کرده اید، در هر زمان بکوشید که پیروزى از آن ملت ایران باشد
برادران ملت ایران راه خود را انتخاب کرده و در این راه ثابت قدم و استوار است ولى ما که این لباس را به تن کرده و عضو کوچکى از این جامعه حساب مى شویم خواه ناخواه باید راه آنها را ادامه بدهیم
به برادرانم قاسم که یک ارتشى هست
به عنوان یک برادر کوچکتر از او مى خواهم که از دست من هیچگونه ناراحتى نداشته باشد و راهى را که خودش انتخاب کرده ادامه بدهد،
خوب در پایان از همشهریان عزیزم مى خواهم که همگى مرا حلال نمایند چون انسان جایز الخطاست و در بعضى مواقع خطایى از ما سرزده ما را به بزرگى خودتان ببخشید.
خوب پدر جان
من را در گلزار شهداء میمه دفن نمایید اگر جنازه من به دستتان رسید
اگر هم جنازه من بدست شما نرسید مانند شهید مصطفى شعبان مشخصات من را روى سنگى نوشته و در محل گلزار شهدا نصب نمایید بنده در پایان از تمامى افرادیکه در تشیع جنازه من شرکت خواهند کرد سپاسگذارى مى کنم و از مرتضى نادیان (نوحه خوان) و آقا هاشم موسوى زاده و دیگر برادران مى خواهم که براى تشیع جنازه و مراسم، نوحه خوانى و روضه خوانى کنند.
در پایان از تمامى همشهریان عزیز سپاسگزارم و امیدوارم تا آنجاییکه در توان دارم در این عملیات، انتقام شهدا میمه را بگیرم ان شا الله.
بسمه تعالی
الحمدالله رب العالمین
اشهد ان لا الله الا الله
اشهد ان محمد رسول الله
اشهد ان ائمة المعصومین حجج الله
اینجانب جواد ساجدی سابق، بدین وسیله وصیت نامه خود را نوشته و وصی خود را پدر بزرگوارم آقای علی اکبر ساجدی سابق، معرفی می کنم.
الهی
ما را آن ده که ما را آن به،
پروردگارا،
مرا ببخش،
خداوندا،
لطف و کرم تو آنقدر زیاد هست که هر لحظه خودم را تحت عنایتت می دانم.
چگونه است که با بودن این همه گناه، با این بار سنگین معصیت، باز هم به درگاه کرم و بخشش تو پناه می برم و از درگاه مهربانی شما تمنای بخشایش دارم.
ای خالق حق،
ای مهربان،
قلب مرا به خودت نزدیکتر بگردان تا آن حد که شنیدن نام تو در وجود من دگرگونی به پا کند.
خداوندا،
همواره فکر مرا به خود معطوف دار تا همیشه در فکر تو باشم.
مرا از خود رهائی ده و مرا با خود آشنائی ده.
بارالهی،
ما را به راه راست هدایت برگردان.
1- اولین خواسته اینجانب، اجرای احکام اسلام است زیرا آن قانونی است که از جانب خداوند به وسیله حضرت رسول اکرم (ص) بر ما بندگان وارد شد و متضمن سعادت هر دو جهان است.
2- اینجانب مبلغ صد هزار ریال به برادرم آقای جلیل ساجدی سابق به عنوان قرض الحسنه سپرده ام که انشاء الله پس از کار گشائی، به پدرم مسترد دارد.
همچنین تعداد شش فقره چک هر یک به مبلغ چهل هزار ریال از ماه های فروردین سال 59 تا شهریور سال 60 جمعاً برابر با دویست و چهل هزار ریال به نامبرده (آقای جلیلی ساجدی سابق) با عنوان حامل داده ام که پس از کارگشائی به پدرم بازگرداند.
3- تصمیم گیری و اختیار اموال اینجانب به عهده همسرم خانم سرور ساجدی سابق می باشد.
لازم به ذکر است که نصف مبلغ حساب پس انداز اینجانب را به حساب 100 امام یا هر حساب دیگری که به نفع جنگ زدگان باشد منظور دارید.
4 – اینجانب به کسی بدهکاری ندارم فقط هر ماه مبلغ ده هزار ریال بابت اجاره به پدرم می دادم که از اسفند 59 به بعد نداده ام که از ایشان خواهشمندم از چک های پرداختی به برادرم برداشت نمایند.
5- خمس پول خود را خارج کرده ام و در اسفند ماه سال 58 سهم خود را تعیین کرده ام (که پشت جلد قرآن یک جلدی، ترجمه فارسی نوشته ام) که تاکنون پول نقد اینجانب از سال اول بیشتر نشده است.
6- در خاتمه باز هم سفارش بر تقوا و پرهیزکاری از گناه را داشته و امیدوارم خداوند شوق مبارزه در راه حق را به همه عنایت فرمایند.
با تقدیم احترام جواد ساجدی سابق
به تاریخ: 23/12/1359
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
از دیارى که یادآور تجدید تاریخ اسلام است.
از دیارى که صداهاى رعدآسا حکم فرماست و انسان را به یاد وحى و نزول آیه از جانب الله مى اندازد.
از دیار مظلومان و مستمندان که پابرهنگى عرب هاى مظلومش با آن چهره آفتاب خورده و قلب هاى پاک، انسان را به یاد عرب هاى زمان محمد (صلی الله علیه و آله) و على (علیه السلام) مى اندازد.
از دیارى که نخل هایش مدینه را ماند و آب هایش دجله و فرات و وسعت زمین هایش را به صحرایى تمرکز مى دهد که خون هایش در دشت نینوا و صحراى کربلا جارى است و رزمندگانش جنگجویان صدر اسلام را مانند که در خاک و خون مى غلطند و پى در پى شعار "لا اله الا الله" و "الله اکبر" سر مى دهند بدین وسیله به ملحدان درس مى دهند که ایمان، ایمان و تکیه به الله ما را پیروز و بهروز خواهد نمود.
اى ستمگران و اى ابرقدرت هاى شرق و غرب، کفار و منافقین می پندارند که ما مرده ایم بلکه ما زنده ایم و ناظر، چرا که در راه خدا قتال مى کنیم و کشته مى شویم.
ما سربازان اسلام مصمم با اراده اى استوار و عزمی راسخ حمله اى به کافران بعثى این دست پرورده ابرقدرت ها نماییم.
برآنیم درسى عظیم به آنها دهیم که دگر هوس تجاوز به سرزمین اسلام راستین نکنند و در آخرین لحظات باقى مانده از عمرم درصدد برآمدم تا چند کلمه اى به عنوان آخرین کلام از خود به جاى گذارم و مطالبى که خود بهتر مى دانید، گوشزد کنم.
1- از قدرت خدا غفلت نکنید. همیشه به یاد او باشید.
2- از اسلام راستین تحت رهبرى امام امت و ولایت فقیه و روحانیت متعهد و مسئول که در واقع در استمرار و تداوم حرکت اولیاء و انبیاء مى کوشند دست نکشید و از آنها پشتیبانى کنید.
3- به شایعات گوش فرا ندهید و متشکل باشید و نفاق افکنان را بشناسید و از آنها دورى کنید.
بدین وسیله توطئه شیاطین را خنثى نمایید.
4- مادرم، خواهرم مبادا در سوگ من شیون کنید،زیرا بدین وسیله دشمنان اسلام را شاد مى کنید و من راضى نیستم. خوشحال باشید که فرزندتان را در راه خدا و اسلام از دست مى دهید
و در پایان از همه خویشان و دوستان و آشنایان مى خواهم که حلالم کنند و براى پیروزى مستضعفان و مظلومان بر مستکبران عالم دعا کنید.
بسمه تعالی
به نام خداوند مهربان که تمام هستى زمین و آسمان در ید قدرت اوست
با درود به تمام شهداى به خون خفته کربلاى ایران
با درود به رهبر عظیم شأن مسلمین جهان و امید تمام مستضعفین روى زمین که چشم دوختهاند به رهنمودهاى امام امتى که از سلاله ابراهیم به پا خاسته تا کاخ مستکبرین را فرو ریزد و مظلومین را از زیر یوغ استعمار ابرقدرت ها و عمالشان رهایى بخشد و حکومت عدل الهى را روى زمین برقرار سازد.
پس ما باید افتخار کنیم به همچون رهبرى که تمام آرزویش در روى زمین این است که حق مظلومین را از ظالمان بگیرد.
زمانی فرا رسیده که کفار بر سرزمین ما حمله کرده اند و تمام اهدافشان این است که اسلام عزیز را از بین ببرد؛
کور خوانده و نمىداند که با مردمى طرف شده که مکتبشان شهادت است و حاضرند براى برقرارى اسلام عزیز دست خالى در برابر جنگ افزارهاى پیشرفته آنها مبارزه کنند تا اسلام و مکتب امام عزیزمان برقرار باشد و براى پا برجا نگه داشتن اسلام عزیز شهیدانى امثال شهداى عاشوراى کربلا و شهداى 17 شهریور و 12 محرمها و 21 ـ 22 بهمنها داشتیم که من در برابر آنها ذرهاى ناچیز هستم.
پس در این برهه از زمان من وظیفه شرعى خود مىدانم که به خط مقدم جبهه بروم و پوزه کفار را به خاک بمالم
در وهله دوم عقیدهام این است که ایران خانه من است و در این خانه ناموسم وجود دارد و اگر چنانچه زبانم لال دشمن یک متر از این آب و خاک را تصرف کند در آن یک متر یک ناموس من وجود دارد که به آن ناموس تجاوز مىکند.
به خداوند قسم و به خون پاک تمام شهیدان گلگون کفن قسم و به امام امت قائد اعظم و آن معلم سلحشور و به رهبر عظیم شأن انقلابمان خمینى کبیر قسم که از وجب به وجب این سرزمین دفاع مىکنم و دشمن را با دندان هایم تکه تکه مىکنم و از صفحه تاریخ محوش مىنمایم.
امروز روزى است که خداوند مهربان سفرهاى پهن کرده است هر کس فیضى براى آخرت از آن ببرد و کسى بخواهد از این سفره غافل بشود آتش دوزخ نصیب آن مىشود.
من افتخار مىکنم که در این جنگ شرکت نمودهام و این جان ناقابل را براى خدا، اسلام، امام عظیم شأن خودم خمینى کبیر، انقلاب اسلامى، ملتم و سرزمینم فدا مىکنم
بزرگترین آرزویم این است که شهید شوم.
افتخار مىکنم من از امام امتم و از آن قائد اعظم، معلم سلحشور و آن خمینى کبیر مىخواهم که برایم دعا کند تا شهید شوم ان شاء الله.
بعد از من، زنم اختیار دست خودش است که دنبال زندگیش برود.من نمىخواهم به خاطر من عمرش را به هدر دهد.
فقط تنها چیزى که از او مىخواهم دو سال به پاى من بنشیند و بچهام کمى که بزرگ شد بعد هر تصمیمى که دارد بگیرد، متشکرم.
بعد از من هر حقوق و مزایایى که به من تعلق مىگیرد به زن و بچهام بدهید و تمام وسایل زندگیمان که در خانه است و ارثیه پدر و مادرم که شامل مقدارى اثاثیه و قسمتى از حیاط مسکونى که در نوخندان است و مبلغ ده هزار تومانى از برادرم طلب کار هستم همه را به زنم مهناز و بچهام بدهید، متشکرم.
مهناز جان!
من خیلى ناراحتت کردم مرا ببخش،
خیلى دوستت دارم تو تمام امید زندگى من بودى من کسى را نداشتم به جز تو.
مهناز خوبم!
جان تو و جان بچهام از تو مىخواهم که بچهام را فردى انقلابى بار بیاورى که دنباله رو مکتب شهادت باشد که راه انبیاء و امامان است.
او را طورى تربیت کن که شخصى با خدا و با ایمان باشد، نماز یادش بده، او را بفرست قرآن یاد بگیرد، متشکرم.
چند کلمه با دایى خانمم جوانشیر غفارى دارم.
دایى جان
سلام،
زمان آن رسیده که هر فردى وظیفه شرعى خود را به جا بیاورد و من هم به خاطر این که وظیفه شرعى خود را به جا آورده باشم براى دفاع از اسلام عزیز و انقلاب خونین اسلامى که با نثار خون 70 هزار شهید و صدها هزار معلول به دست آوردیم و براى دفاع از خانه خودم ایران، وطن عزیزم به خط مقدم جبهه مىروم که تا با کفار بجنگم و پوزه آنها را به خاک بمالم و امیدوارم که شهید شوم.
دایى جان!
تنها خواهش من از شما این است که لطف کنید و بعد از من از زنم و بچهام تا آنجایى که برایتان امکان دارد حمایت کنید.
امیدوارم که خداوند پشت و پناه شما باشد.
سلام من را به زن دایى برسانید، خداحافظ، متشکرم.
و چند کلمهاى هم با برادرم مىخواهم در میان بگذارم.
داداش!
من براى جنگ با کفار به جبهه مىروم و امیدم این است که شهید بشوم.
بعد از من تا جایى که برایت امکان دارد از زن و بچهام حمایت کن؛ متشکرم.
دوستدارت برادرت محمد على رجایى.
از طرف من به تمام فامیل، آشنایان، همسایهها و دوستان خودم سلام برسانید و جنازهام را در نوخندان دفن کنید، متشکرم.
مورخ 1359/07/06
بسمه تعالی
برادرم آرزویت شهادت بود و نیز این را میدانم که والاترین مقام ها، مقام شهید است.
لکن برادرم،
صبر و تحمل در یک اجتماع که یک نفس بیشتر نیست خود اجری عظیم دارد و لذتی را که پس از خدمت به مخلوق در جهت رضای خالق انجام می پذیرد، وصف ناپذیر است و هرچند فشار بیشتر باشد، اجرش عظیم تر.
چرا که امامان حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) هر کدام در اوضاع زمانی روشهای شهادت را جهت به ثمر رساندن یک هدف که اسلام واقعی بوده است بما نشان دادند.
این زمان از نظر من وضعیتی دارد که هر سه زمان آن سه امام اولین را در خود حفظ کرده است
پس عده ای باید بجنگند،
عده ای باید تحمل کنند،
عده ای دیگر در حال سازندگی این کشور اسلامی شهید شوند
پس دیگر ساکت ماندن سزاوار نیست.
به هر طریق که خدا می خواهد همان را ادامه بده، و مطمئن باش اجر شهید را کسب خواهی کرد، چرا که جوانی و وقت بسیار داری.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
امت شهید پرور ایران،
لحظه ای از یاد خدا غافل نشوید.
با منافقین و کفار کنار نیایید.
همواره رهنمود های امام را الگوی خود در زندگی قرار دهید.
امت شهید پرور و قهرمان،
مسئولیت ما بسیار سنگین است، باید مقاوم بود، باید صبوری را پیشه کنید.
ای امت ایران،
همواره و برای همیشه از امام امت، خمینی بت شکن پشتیبانی کنید.
گوش به توطئه های تبلیغاتی دشمن ندهید.
جوانان مراقب باشید به راه های فساد و تباهی کشیده نشوید.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
به نام الله، پاسدار حرمت خون شهدا،
با سلام و درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و شهیدان اسلام.
ای پدر و مادرم،
من برای خدای متعال به جبهه ها اعزام شده ام
اگر شهید شدم ناراحت نشوید و برای من گریه نکنید تا مبادا منافقین خوشحال شوند.
از پدرم می خواهم که گوش به حرف امام باشند و در مجالس مذهبی حضور به هم رسانند، باشد که خداوند این هدیه ناقابل را از شما قبول فرماید،
به درستی که این هدیه ای که در راه خدا می دهید از خود اوست و به سوی او باز می گردد.
از پدران و مادران تقاضا دارم که وقتی پسرانشان شهید می شوند نگویند فلانی پسرم را به جبهه برده که شهید شود، اصلاً این طور نیست، چون هرکس راه خود را انتخاب کرده و شهید شدن ما و امثال ما دست خداست.
پیامی هم برای منافقین دارم که ای کوردلان،
تا کی می خواهید به دست و پای این امت اسلام پیچ بخورید؟
ملت ایران،
بیدار شده و شما نابود هستید، تا وقت باقی است به آغوش اسلام برگردید که راه خدایی است،
بدانیدکه به هیچ وجه نمی توانید بر روی پدران و مادران ما تأثیر بگذارید.
پیامی دیگر به عزیزان و برادرانم دارم که از شما می خواهم همیشه یار و یاور امام، این اسطوره مقاومت باشید،در این زمان دنیا از ایران و امام و جهان اسلام حساب می برد،
هم اکنون وقت فرو ریختن پایه های استکبار شرق و غرب است، پس بر شما واجب است که به جبهه بروید و انقلاب را یاری کنید.
پیام دیگری برای خواهرانم دارم که از شما می خواهم که زینب گونه زندگی کنید تا خداوند از شما راضی باشد و حجابتان را رعایت فرمایید که منافقیان سوء استفاده نکنند و به انقلاب ضربه نزنند.
در آخر دعا برای امام یادتان نرود،به امید فتح کربلا و آزادی قدس عزیز و زیارت قبر اباعبدالله.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خمینی را نگه دار
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
با سلام و درود خدمت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام)، از على (ع) تا امام زمان (عج)
با سلام خدمت امام امت، خمینى بت شکن و روحانیت مسئول و متعهد.
پروردگارا،
من فقط براى تحقق بخشیدن به قرآن کریم تو و به اسلام عزیز و در پاسخ به نداى: "هل من ناصر ینصرنى" امام امت به این راه بزرگ گام برداشتم.
خــــدایا،
من عاجزانه از تو مى خواهم که این عاصى و گناهکار را از گناه و هواهاى نفسانى و ریا نجات بخشى، بعد به آرزوى دیرینه ام یعنى شهادت برسانى.
خدایا،
من با میل و احساس مسئولیتى که در برابر خون شهیدان داشتم به سربازى و بعد به جبهه آمدم و مرا اى قادر متعال، در این راه ثابت قدم بگردان.
برادران،
امروز اسلام در خطر است، امروز ناموس اسلام در خطر است؛ برادران، امروز اسلام، مظلوم واقع شده است.
برادران،
امروز اسلام نیاز به یارى دارد، چه از نظر مالى و چه از نظر جانى.
مردم،
خدا نکند که از جنگ خسته بشوید و امام را تنها بگذارید، که در آن دنیا به صف کوفیان خواهید رفت.
بسمه تعالی
به نام خدا
با درود به امام امت،
با سلام بر خون پاک شهداى افتخار آفرین اسلام؛
برادران و خواهران مسلمان!
مرگ حق است و اجل انسان به دست خداوند است و سرانجام هر وقت و هر کجا دامن انسان را خواهد گرفت
چه زیبا و باشکوه است که انسان در جبهه خون و آتش، در مقابله با کافران تجاوزگر با اجل ملاقات کرده و شهید شود و سعادت آخرت را نصیب خویش سازد.
بنا به فرموده امام امت، شهادت کمال انسان است، و چه باشکوه است این کمال، که انسان را به خداى یگانه پیوند مىدهد.
من از خداى خود تقاضا دارم که این افتخار را نصیب بنده حقیر خود سازد و مرا به دریافت این درجه نائل گرداند.
برادران و خواهران حزب اللهى!
به جبههها بشتابید و جاى شهیدان گلگون کفن را پر کنید تا بیرق سرخ پیروزى در هر کران به اهتزاز درآید و بانگ دشمن شکن تکبیر در اقصى نقاط جهان بپیچد.
در نمازهاى دشمن شکن جمعه حضور داشته باشید و تا اتفاق و یکپارچگى شما بر همه جهانیان آشکار گردد، و با تکیه بر سلاح ایمان، زانوان دشمنان و منافقین را بلرزانید.
خدای که مرگ و زندگی را آفرید که شما بندگان را بیازماید تا کدام نیکوکارتر است و او مقتدر و آمرزنده است.
(سوره ملک/ آیه 1)
سپاس خدای منان را که جانمان در دست اوست و شکر آن خدای را که نعمت های بی شمار برای انسان خلق نمود و اوست آمرزنده مهربان.
به یاد دارم که در دوران حیات خویش هرگز از مرگ نترسیدم و در دل هراس نداشتم و مرگ را حیاتی دوباره دانستم،
مردانه زیست کردم،
از گفتن حق باز نایستادم،
تا توانستم گذشت و ایثار کردم،
در سرمای زمستان لخت گشتم لباسم را بخشیدم.
پولم را دادم ولی هرگز نگذاشتم سرمای زندگی این دوران جامد بر قلبم سکنی گزیند،
دوستانی داشتم که اگر دوست بتوان نامید و بگذریم از آن تعدادی که به اصطلاح سلام علیکی هستند و خدا آنان را حفظ کند که از گشتن و معاشرت با من شرم نداشتند.
نمی دانم، اما از خداوند تبارک و تعالی خواستارم که مرا بمیراند چرا که دیر یا زود خواهیم مرد.
من راه خویش را انتخاب کردم، به خدمت می روم اما امید دارم هرگز باز نگردم،
امید دارم که به فیض شهادت برسم چرا که دل به دنیا ندادم و شیفته زندگی تجملاتی نشدم،
امید دارم که تابوت مرا مردان پاک باخته و واقعاً مرد به دوش کشند و نامردی به زیر تابوت من نباشد.
خداوند محو گرداند قومی را که به دهان می نگرند به نامردان.
خداوند نابود کند آن دسته که پی آن که از عقل خویش فتوا می گیرند بر دیگران به ناروا تهمت می زنند.
بر پدر و مادر، و برادران و خواهرم سلام می کنم،
امیدوارم که هرگز غم بر دلشان راه ندهند و هرگز اشک نریزند چرا که اشک نازنینشان مرا ناراحت می سازد.
خداوند به آنان صبر و استقامت فرماید.
در ضمن بدهکار نیستم هرچند که طلب کارم اما بخشیدم.
انسان فقط نامش و لفظش را یدک می کشد.
من خواهم مرد شما نیز همین طور، اما این مرگ کجا و آن مردن شما کجا؟
دنیا ارزش همه چیز را دارد الا دل بستن.
و چیزهایی را که پیش دیگران دارم بخشیدم و اگر چیزی پیش من هست ببخشند و تمام اشیاء و اثاثی را که دارم به برادر کوچکم رضا بخشیدم تا بزرگ شود و آنان را حفظ کنند (هر چیزی را که دارم)
خداوند همه را حفظ فرماید
خداحافظ زندگی
سلام به مرگ
این وصیت نامه محمدعلی دقیقی سرافراز معروف به مهرداد می باشد
تاریخ تولد:
1345/1/15 ساعت 12 بعدازظهر
مورخ:
1364/11/15 ساعت 20:1 بعداز ظهر روز سه شنبه
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
به نام خدایى که ما را آفرید و به ما شعور عطا کرد،
به نام خدایى که نامش آرام بخش دلهاى ملتهب است
به نام خدایى که با دستوراتش توانستم به راهى بروم که برایم آخرت و زندگى با شرافت داشت
با درود بر خاتم پیامبران حضرت محمد (ص).
این وصیت نامه مربوط مى شود به زمانى که من در راه خدا شهید بشوموصیت نامه اى که یک رزمنده به امید شهید شدن مى نویسد، پر است از معنویات و نوشته هایى که آدمى را به شور و شوق مى آورد و به جسم بى جان و مرده، ولى متحرک بعضى ها گرمى مى دهد و آنها را به جنبش در مى آورد.
سخنم را از مکتب رهایى بخش تمام کسانى که در اسارت هستند شروع مى کنم.
اعتقاد به اسلام، یعنى بیمه کردن هر آنچه در خطر جدى قرار دارد،
اعتقاد به معاد و قیامت تنها تعیین کننده سعادت و رفاه آدمى است،
هرگاه انسانها اعتقاد داشته باشند که پرونده اعمالشان در پیشگاه خداوند عادل محفوظ است و عاقبت به محاکمه کشیده مى شود، ترس از سرنوشت آنها را از هر گونه فسادهاى اخلاقى باز مى دارد
آنهایى هم که به رستاخیز اعتقاد ندارند مثل طفلى که در عالم رحم مى باشد، محال است چگونگى و بزرگى عالم بیرون رحم را بفهمند، محال است بى پایانى قضا و موجودات آن را دریابد.
اگر کسى هم اسیر ماده و طبیعت باشد، هیچ وقت نمى تواند ملکوت را بفهمد.
تنها اسلام عزیز است که مى تواند بندهاى اسارت چه درونى که نفس باشد و چه بیرونى که لذات مادى باشد، را پاره کند و انسانى آزاده و غیور تحویل جامعه دهد،هیچ انقلابى نمى تواند براى بشر رهگشا باشد مگر این که آن انقلاب، انقلابى اسلامى باشد،
این انقلاب به جهت اسلامى بودنش کشتی است که با ناخدایى خمینى بزرگ، تمام مردم مستضعف را از زیر سلطه ابر قدرتها نجات خواهد داد.
من هم شهید شدم چون شهدا بیمه کنندگان اسلام عزیز هستند.
تا شهید نباشد و ما شهید ندهیم اسلام را نمى توان نگه داشت چرا که تا به حال اسلام با خون آبیارى شده است.
به ولایت فقیه اعتقاد داشته و پیرو او باشید که ولایت فقیه درمانى است از براى دردهاى جامعه،خودتان مى توانید ببینید هر کجا که ولایت فقیه بوده آن جامعه در سعادت زندگى کرده است و هر کجا که ولایت فقیه نبوده در آنجا ظلمت و تاریکى و زور حاکم بوده است
همان طور که تاریکى احتیاج به روشنایى دارد یک جامعه هم احتیاج به ولایت فقیه دارد.
پیرو امام خمینى این قلب و جان اسلام، خورشید مستضعفان و نماینده حاضر خدا در این زمان و نایب امام عصر (عج) باشید چون خمینى همچون ناخداى کشتى است که اگر نباشد انقلاب غرق در آمال ابرقدرتها مى شود،
پیرو امام بودن نه این است که اسم امام را بر زبان آوریم و نامش را فریاد کنیم و یک بعد از خط امام را قبول داشته باشیم، بلکه پیرو امام بودن یعنى پیرو حرف و عمل امام بودن است و قبول داشتن تمام ابعاد خط امام است که تمام آنها از اسلام سرچشمه مى گیرد.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
هم اکنون بهار آزادی فرا می رسد
قداست و پاکی را بنگرید بهار را ببینید که چه هدف مقدسی را دنبال کرده است
من نیز مانند بهار جهادگرى هستم از تبار حسین که هدف خود را انتخاب کردهام
هدفى که حسین و هفتاد و دو نفر از یارانش انتخاب کردند،
راهى است راه حق که هر شخص آگاه و دیندار انتخاب مىکند و آن شهادت است.
اسلام عزیزمان به خون احتیاج دارد.
شهادت نوعى معامله است معاملهاى خوب، معاملهاى با خالق هستى، بهترین معامله با پروردگار است.
باور کنید ازمی بیش از اندازه دارد .
وصیت مىکنم چشمانم را نبندید چون دوست دارم بدانند که این راه را با چشم باز انتخاب کردهام.
دلم مىخواهد پرواز کنم و عالم را ببینم
خدایا
تقاضا مى کنم اعمالم را بپذیرى
خدایا
اى کاش هزاران جان داشتم و به خاطر رضاى تو در راه امام خمینى که همانا راه اسلام عزیز است مىدادم.
شهادت نهایت آرزوى شتابان است،
پروردگارا
مرا ببخش و بیامرز.
اى مردم!
بى تفاوت نباشید و هر کدام به دست خود تا مىتوانید بى تفاوت نباشید
هر کدام مىتوانید فعالیت کنید و این انقلاب را به پیروزى کامل برسانید
زحمت بکشید که پیش خدا بى اجر نمىماند و مقدمه را براى انقلاب مهدى موعود (عج) آماده سازید.
این را بدانید تا آخرین قطره خونمان در راه اسلام عزیز فدا مىکنیم
اگر به جبهه نرویم دشمن چه مىکند؟ به ناموس و وطنمان تجاوز خواهد نمود.
ما همچون امامان که به مرگ طبیعى نمردهاند بلکه شهادت را انتخاب کردهاند ما هم راهشان را ادامه مىدهیم.
مرگ حق است و همه بندگان خدا طعم مرگ را خواهند چشید.
زندگى دنیا آزمایشى بیش نیست، دنیا گذرگاهى است که ما بندگان فقط باید بگذریم و مقصد جاى دیگرى است و شما ملت شریف ایران مىدانید که این راه را خود آگاهانه و با اشتیاق فراوان انتخاب و دنبال آن رفتم.
پدر و مادر و همچنین همسر فداکارم
از شما مىخواهم که در صورتیکه من شهید شدم جامه سیاه بر تن نکنید و براى من ماتم نگیرید که دشمنان اسلام خوشحال خواهند شد و به برادرانم و همچنین خواهرانم سفارش کنید و برایم طلب آمزرش کنید.
انسانى که خداى تبارک و تعالى را شناخت عاشق او مىشود و تمام پلیدیها را از خود دور مىکند و کارهاى صالح خود را یک وظیفه مىداند.
من کسى جز خدا را ندارم شما هم ندارید.
ما و شما همگى وظیفه داریم جان و مال خود را در راه خالق هستى فدا کنیم
تقاضامندم بنده حقیر را حلال کنید اگر کوتاهى بوده است و به بزرگوارى خود مرا ببخشید و از همه خویشاوندان و اقوامم تقاضامندم و وصیت مىکنم براى آمرزش گناهانم دعا کنند
وصیت دیگرم اینکه اگر شهید شدم مقاومت داشته باشید و چنانچه جسدى از من دریافت کردهاید جایى را که گلوله به بدنم اصابت کرده بود ببوسید و به فرزندم بگویید که مثل امام حسین و اصحابش شهید شده تو نیز بایستى همچون زینب (س) باشى.
وصیت آخرم اینکه جبهه ها را پر کنید
تا خداى ناکرده به انقلاب اسلامى که حاصل خون هزاران شهید است لطمهاى وارد آید.
با آخرین توانى که دارید به جبهه ها کمک کنید و دعا کنید و دعا کنید و دعا کنید ان شاء الله که مستجاب خواهد شد براى پیروزى مسلمانان جهان و پیروزى اسلام بر کفر جهانى آمریکا و صدام.
ان شاء الله
"والسلام علی من تبع الهدی"
حقیر شما، علی میرزا چراغی
25/1/65
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
مرگ حق است و سرانجام زندگى انسان روزى متولد میشود و این تولد اجبارى است و روزى میرود و این نحوه مردن میتواند انتخابى باشد.
امروز روزى است که ما براى استقلال و آزادى قیام نموده و از جان نیز ایثار مىکنیم،
امروز روزى است که ما درگیر یک جنگ تحمیلى شدهایم البته پس از هزاران حیله و دسیسه که براى نابودى انقلابمان، امپریالیسم بکار بسته و در آخرین نیرنگ پافشارى عجیبى بخرج میدهد.
ما باید روزانه بر تلاشمان بیفزائیم تا سربلند و پیروز شویم.
من یک سرباز اسلامم و فرماندهم امام خمینى است، بپا خواسته و در پس امام خویش همچون چشمه جوشانى که از کوهستان سخت و سنگلاخ با زحمات فراوان سنگها را کنده و در پیمودن ره تا مقصد هیچگونه ایستایى را نمىپذیرد و همچنین پویا مىماند.
حال این است مرزبانى و نگهبانى این انقلاب را به ما جوانان این نسل سپرده است و البته باید گفت که حسین(ع) سرور آزادگان این جمله را در تاریخ براى ما به ودیعه گزارده است که بعد از کشته شدن تمامى یاران خود در عاشورا باز چنین میگوید که آیا یارىکنندهاى نیست که مرا یارى کند؟
ما باید امروز به یارى و کمک فرزند خلف حسین (ع) خمینى بتشکن بپا خیزیم.
امروز روزى است که باید با پرچم لا اله الا الله صداى مستضعفین را رساتر نموده و به گوش جهانیان برسانیم که با نغمه شیواى الله اکبر بتهاى زمانه (امپریالیسم، سوسیالیسم،کمونیسم) را نابود کنید.
روزى است که باید مثل سلمان که با دهان روزه سنگر و خندق میکند و شخصى از اصحاب رسول خدا بیهوش شده بود که پیغمبر با دست مبارک خویش کلنگ را گرفته و با 3 ضربهاى که براى کندن سنگ سختى زد در هر ضربه جرقهاى جهید و سلمان گفت اى رسول خدا اول فتح کجا است، و ضربه دوم فتح کجا؟
این ایمان است که سرنوشت میسازد و ساخت، یعنى آن حکومت صدر اسلام را چنین ایمانهایى ساخته است.
اما مادر عزیزتر از جانم
بعد از دستبوسى شما امیدوارم که حالتان خوب و کسالتى نداشته و مادرجان زحمت مرا زیاد کشیدهاى حلالم کن،
درود بر شما مادر که فداکاریها براى ما نمودى و ما را بزرگ نمودى که البته مادر خداى بزرگ شما را اجر خواهد داد،
اى برادر
حال شما نیز به عنوان پدر برایم بودهاى و سالها زحمت برایم کشیدهاى و حال شما نیز حلالم کن.
زهرا جان
شما هم مرا حلال کن و همچنین آذر خانم ،مهین خانم نیز به نوبه خود حلالم کنید.
براى همگىتان طول عمر و عزت و احترام آرزو دارم، و اما شهید قلب تاریخ است و امروز ایران ما با نام شهیدان زیباتر است که چون آتشفشان جوشانى براى آزادى و احیاى دین جوانان این وطن جان مىبازند.
من نیز از خدا میخواهم که مرا جزو شهیدان قرار دهد البته شهید مقامى است والا که شاید من لایق نباشم.
فقط مقدارى پول در دفترچهاى نزد مصطفى دارم و نیز حقوق 3 ماه از بهمن 59 به بعد از بانک سپه دانشکده افسرى طلب دارم،
بدهى به کسى ندارم و طلب نیز از کسى ندارم.
اگر زنده برنگشتم بعد از مرگ، حقوقم تماما به مادرم تعلق دارد دفنم اگر امکان داشت در تهران و در صورت غیرممکن بودن در هر حال خاک پاک و خوشبوى ایران باشد اشکالى ندارد،
انا لله و انا الیه راجعون از خدائیم و بسوى خدا بازگشت خواهیم گشت.
بعد از مرگ زندگى دیگرى را آغاز خواهیم کرد، در آخر از تمامى دوستان و آشنایان و آنانکه بیشتر از مادر و بهتر از پدر برایم زحمت کشیدهاند حلالیت مىطلبم و آنها را به خدا مىسپارم.
زندگى زیر ستم مانع آزادى ماست
عبدالله آقاسى
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
الان که صدای گلوله های دشمن و رگبار مسلسلهای آن به گوش می رسد، فرصت را مغتنم شمرده چند کلامی بعنوان وصیت نامه می نویسم
هر چند که هر یک از نامه هایم برای خانواده و فامیل و دوستان وصیت نامه من است.
در این لحظات حساسی که انقلاب اسلامی از هر سو مورد هجوم دشمن قرار گرفته، رسالت سنگینی بر دوش فرد فرد پیروان و معتقدان انقلاب است،
زیرا که چشم همه مستضعفان و محرومان و مظلومان جهان نظاره گر انقلاب می باشد.
ما در برابر الله، امام مستضعفان و همه شهداء تاریخ مسئول هستیم با همه توان و قدرت خویش به پاسداری و حراست از انقلاب مستضعفین انقلاب محرومان بپردازیم
با خون های خویش نهال تازه انقلاب اسلامی را آبیاری کنیم و از نخستین میوه این درخت خونین جمهوری اسلامی بعنوان الگو و سرمشقی برای همه انسانهای در بند جهت باروری و رشد و شکوفایی و صدور آن از هیچ کوششی دریغ نورزیم.
مکتب اسلام بعد از 1400 سال با همه رنجها، مشقتها و آوارگیها و شکنجه ها جهاد ها و شهادتها بدست ما رسیده است
ما وارث این همه هستیم و مسئول آنیم که پرچم سرخ توحید را در سراسر جهان به اهتزاز در آوریم
این جز با پیروی از خط راستین ولایت و امامت، عملی نخواهد شد.
بر ماست که با پیروی از امام خمینی این فرزند زهرا(ص) که همانا نمونه عملی ماست، اسلام و قرآن در عصر حاضر است خون شهیدان را پایمال نکنید و به دنبال برپایی قسط و عدالت و از بین بردن تمام نظامهای جور و ستم در عالم باشیم
ضامن پیروزی ما وحدت امامت مکتب و مقاومت است.
توصیه ام به همه برادران و خواهران این است که مطالعه را از یاد مبرید، بخوانید تا مسلح به برنده ترین سلاح یعنی سلاح آگاهی شوید
زیرا که شیطان و همه ایادی آن از آگاهی و فهمیدن می ترسند،
بخوانید تا مسلح به قدرت قلم و مدادی گردید و سیاستهای ظالمانه مستکبران بر مستضعفان جهان را بشناسید و با شناخت سیاستها و روشهای ظالمانه به جنگ دشمن روید.
باید جبهه را شناخت و به جنگ رفت جبهه حق و باطل را جبهه ایمان و کفر را جبهه مستضعفین و مستکبران را.
بدانید که مسئولیت ما محدود به ایران نیست بلکه تا هر جا که مظلوم و ظالم است و فریاد رهائی بلند است زیرا که مکتب ما مکتب جهانیست.
از پدر و مادر عزیز خواهانم که از من راضی باشند و از خطاها و لغزشهای ما بگذرن.
از شما پدر و مادر می خواهم که از کشته شدنم ناراحت نشوند و خدا را شکر کنند که همانند دیگر پدران و مادران افتخار قربانی دادن در راه خدا را یافته اید و بدانید که بی اثر نخواهد ماند.
بعد از کشته شدنم بیاد امام حسین(ع) و یاران او در صحرای کربلا بیفتید که با لب تشنه به شهادت رسیدند.
آوارگی زینب (ص) را بیاد آورید
اسلام به خون نیاز دارد و با خون، اسلام به ما رسیده است
از همه فامیلان و دوستان و نزدیکان می خواهم که برایم دعا کنند دعا کنند که خداوند شهادتمان را بپذیرد
با شهادتم روحم شاد خواهد شد و گرنه وای بحالم.
بسمه تعالی
برادران و خواهران عزیز من!
صبور باشید و با شهادت من بیشتر احساس مسئولیت در مقابل خون شهدا کنید و همیشه پشتیبان انقلاب اسلامی باشید و پیام شهدا را همچون زینب (سلام الله علیها) به همگان برسانید.
خوهرانم!
حجاب اسلامی را رعایت کنید؛ چون سیاهی چادر شما دشمنان را بیشتر از سرخی خون من شکست میدهد.
همیشه درس و نماز خود را بخوانید؛ چرا که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودهاند: "نماز کارخانهی انسان سازی است".
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
با سلام و درود فراوان به تمام شهیدانی که مرگ سرخ را انتخاب کردند تا زیر بار ننگ و ذلت نروند
این درسی است که حسین (ع) آموزگار بزرگ شهادت می دهد،
ابر قدرت ها می خواهند که ما غلام حلقه به گوششان باشیم اما نمی دانند که امت اسلام و پیراوان حسین (ع) زیر بار ستم و ذلت نخواهند رفت،
ای انسانها،
ای توده های انبوه،
ای محیط های پرغوغا،
ما به پای ارزشهای انسانی به این سرانجام تن دادیم و برای بقای اسلام و پاسداری از حق در اعماق سپاه دشمن فرو رفتیم و شرف زندگی را در حکومت بخشیدن به مقدسات قرآن دانستیم و با خون خود سخن می گوییم:
ای ستمگران،
ستم مکنید،
ای ستمکشان،
ستم مکشید.
خون ما برای آن ریخت که دامن ستمگران را بگیرد و چهره زرد تیره بختان را ارغوانی کند،
آنچه مرا به این جنگ کشاند، دفاع از اسلام و قرآن و انقلاب اسلامی است که کشته شدن در راه خدا فضیلت برتر است.
ای انسان ها
هنگامی که از رنج و فشار فراوان به ستوه آمدید به یاد حرف های شهیدان بیافتید.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
پدر و مادر عزیزم و همسر مهربانم،
شاید نوید شادی بخش شهادت، مرا بر آن داشته که لحظاتی را در خلوت سنگر با شما گفتگو کنم پس بشنوید و بخوانید آخرین کلمات را و با شنیدن خبر شهادتم که همانا لبیک به ندای حق و پیوستن به ملکوت اعلاء می باشد به خود ببالید و بدانید که دین خود را با دادن من در راه حق ادا نموده و نهال تازه شکفته انقلاب اسلامی را بارور نموده اید.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
مواظب باشید که شیطان، نفس و درون شما را گول نزند،
همیشه مرد مبارزه باشید و با آنها بجنگید،
استعاذه کنید و توکل به خدا داشته باشید
کتاب استعاذه شهید دستغیب را بخوانید و بفهمید شیطان چه کارها مى کند.
قرآن را بخوانید و یاد بگیرید که رمز تمام دنیا و هستى ما در آن است؛
اسلام را زنده نگهدارید و در راه آن، جهاد و جنگ کنید که هستى ما در آن است؛
دشمنان ما از همان اول با اسلام مخالف بودند چرا که دین توحیدى است و مخالف زور و تکبر و خودپسندى است،
باید آن قدر در راه اسلام و امام خون داد تا پیروز شویم و با بیان دیگر آن قدر در دریاى خون شنا کنیم تا به ساحل پیروزى برسیم.
من در حالى به جبهه مى روم که مى توانم یک زندگى راحت براى خود و خانواده ام مهیا کنم،
به آنهائى که با ریاکارى و در هر لباسى مى خواهند مقامى بدست بیاورند بگوئید که مال و ثروت و مقام، خوشبختى نمى آورد.
به امید پیروزى اسلام، از همه چیزهاى زندگى مى گذرم و دفاع از اسلام را بر همه ترجیح مىدهم تا شاید سعادتمند بشوم چرا که یک شهید در نهایت پیروزى اسلام و مسلمین است،
به امید پیروزى رزمندگان اسلام بر کفر جهانى
بسمه تعالی
سلام من از درون جنگلهای جنوب و از کنار رود همیشه روان کرخه و از کنار سربازان دلیر و از کنار جنود به خدمت برادرم.
برادرم
اینجا میعادگاه عاشقان الله است، اینجا میدان نبرد است،
اینجا پاکبازان را خانه و کاشانه است نه جای دغلکاران و ریاکاران است
برادرم
اینجا را همه کس جا نیست، اینجا را خدای گونهها مکان است.
در اینجا همگان از همه چیز درگذشتهاند، همگان از جان گذشتهاند.
برادرم
لیاقتی داشتم که بدین مکان آمدم جایت خیلی خالیست.
برادرم
قسم به روح خدا قسم به تمام مادرانی که بوی عطر خون پسرانشان مشام را معطر کرده قسم به صورت چروک افتاده مادر قسم به پینه های دست پدر که آنچه میخواستم یافتم.
برادرم
اگر نیامدم بخند، اگر لیاقت داشتم و شهید شدم برخودت ببال.
برادرم
راه ما راهی میباشد که فقط یاران خدا در آن قدم نهادهاند و نهایتش خداست.
برادرم
اگر شهید شدم مادرم را مگذار خیلی تنها باشد و برای من گریه کند
او را همیشه دل داری بده او را به شکیبایی بخوان و راه مرا برایش تشریح کن و بگو بر خودش ببالد هرچند که مادری صبور و شکیبا و زینب صفت است.
برادرم
چینهای صورت بابا و پینههای دستش دلم را چاک کرده است مبادا بگذاری برچینهای صورتش و پینههای دستش افزوده شود.
برادرم،
سرورم
اگر از تو بپرسند برادرت برای چه کشته شد بگو برای خدا
بگو کشته شد تا خونش درخت نوپای جمهوریاش را بارور سازد.
والسلام
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
پدر
اگر من نتوانستم در پیری عصای دست شما باشم باید مرا ببخشید بلکه امیدوارم که در روز قیامت به شفاعت خواهی شما پدر و مادر برخیزم.
سخنی با مادرم :مادرم
اگر من شهید شدم مرا ببخش و شیرت را حلالم کن
چون در راهی که گام برداشتم راهی جز قرآن و اسلام چیزی دیگری نیست.
مادرم
اگر در زندگی نتوانستم نتیجه زحمتهای شما را جبران کنم بلکه امیدوارم در روز قیامت نتیجه زحمت های شما که شب تا صبح در کنار گهواره ام بیدار بودی از خدای بزرگ که هدف همه رزمندگان میباشد بگیرم.
برادارنم
اگر من شهید شدم از شما می خواهم که اسلحه مرا به زمین نگذارید و ادامه دهنده راه شهیدان باشید
چون من و هزاران شهید به خون خفته منتظر پیروزی نهایی اسلام خواهیم بود و امیدوارم که به وصیت من عمل کنید و امام را تنها نگذارید.
خواهرانم
حجابتان را حفظ کنید که حجابتان کوبنده تر از خون من است.
خانواده عزیزم
در تشییع جنازه من گریه نکنید که دشمنان اسلام شادی کنند بلکه خوشحال باشید که روح من شاد باشد.
در آخر سخنی با روستائیان عزیزم :
برادران و خواهران
از شما می خواهم که ادامه دهنده راه شهیدان باشید...
برادران و خواهران
اگر ما جوانها از اسلام دفاع نکنیم و شهید نشویم پس چه کسی باید این کار را بکند
ما حسین وار می جنگیم و تا پیروزی کامل از پای نخواهیم نشست
ما که از طفلان مسلم عزیزتر نیستیم و خون ما از خون آنها غلیظ تر نیست
از برادران و خواهران اگر حرف بدی از من شنیدید به بزرگی خودتان مرا ببخشید
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود و سلام بر مهدی، منجی انسانها و فرمانده اصلی تمامی رزمندگان در جبهه های نبرد که به خاطر حق و حقانیت جان می دهند
با سلام به رهبر عظیم الشان انقلاب و درود به روان شهیدان و سلام به پدران و مادران شهید داده ایران.
پس از گذشت قرنها سکوت و ظلمت، بار دیگر ندای هل من ناصر ینصرنی حسین بر بام بلند انسانیت طنین افکند.
چرا که درخت کهنسال اسلام را خون می یابد
جوانان های جان بر کف باید مخلصانه برخیزند و جان بر طبق اخلاص نهند تا شکوه اسلام از میان غبار جاهلیت بیرون بکشند و الوان رحمت و رجا را با خون خود شستشو دهند.
بارالها
اگر هزار بار کشته و زنده شوم باز هم شهادت را اختیار می کنم چه خوش است کشته شدن در راه حق.
از مردم نیز می خواهم طرفدار این انقلاب باشند.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
اول از همه سلام به رهبر کبیر انقلاب و بعد اینکه سلام مرا به همه برسانید و از همه حلالیت بطلبید.
دوم خداحافظى مرا همراه دعاى خیرم بر خودتان قبول کنید.
خواهش مىکنم با هم خوب باشید و فقط راه اسلام و راه امام که حاضرم جانم را فدایش و دیگر بندگان خاص خداوند کنم ادامه دهید.
اگر از من گناهى در هر مورد و در حق هر کس سر زده خواهشمندم مرا ببخشد تا اگر احیاناً شهید شدم روحم در عذاب نباشد.
از همهی بستگان خواهش مىکنم که برایم گریه نکنید؛ چون من فقط به خاطر مبارزه با کفار و پیروزى اسلام و شکست عراقىها به جنگ آمدم و داوطلب شدم.
بدانید که توبه کردن بدون پشیمانى دل، از خدا توفیق خواستن بدون کوشش کردن، پاکى و عصمت خواستن از خدا بدون حذر کردن از ناپاکى، ترسیدن از دوزخ بىآنکه از شهوت دست بدارى، بهشت خواستن از خدا بدون آنکه بر رنجها صبر کنی، مرگ را یاد کردن بدون تعمیق درباره آن، خدا را یاد کردن بى آرزومندى و شوق به دیدار او، هیچ فایدهای ندارد.
مادرم!
مادرجان!
هر موقع یاد من افتادى در همان لحظه کربلاى حسین را به یاد آور که در آن زمان براى پا بر جا ماندن اسلام و آزادى تمام مسلمانان از زیر سلطهی یزید جنایتکار، جان خود و فرزندان عزیزش را دو دستى تقدیم حق تعالى نمود.
مادرجان!
ما رسالت خون و شهادت را عمیقاً درک کردهایم و در این لحظههاى خون رنگ زمان که سرزمین اسلام به خون هزاران شهید رنگین است پیام شهیدان را با پیوند خون خود به گوش تاریخ میرسانیم.
اسلام نیازمند به شهید است و ما نیازمند به ارتقاء درجه در پیشگاه خداوند تبارک و تعالى و انسانیت نیازمند به تزریق خون.
برترین آرمان و نهادم پیروزى اسلام و امام خمینى است؛ چون ما امام را ابر مردى مسلح به سیاست مبتنى بر علم مطلق میدانیم و این سیاست نه براى آمریکا بلکه براى هیچ کس قابل محاسبه نیست.
اما آخرین چیزى که از شما مىخواهم فقط و فقط همین است که صبر، صبر و بردبارى را پیشه کنید و همیشه سورهی والعصر به زبانتان جارى باشد.
به امید آنکه این انقلاب جهانى شود و رهبر عزیز ما رهبر دنیا باشد
از خدا مىخواهم تا ظهور حضرت مهدى (عجل الله فرجه) امام را نگهدارد.
خواست من از همسرم این است که او فرزندانمان را با صبر و شکیبایى بزرگ نماید و جوانانى مسلمان مومن و متعهد و مسئول تحویل اجتماع دهد.
در صورت شهادت من اگر بعداً خواست همسر اختیار کند تنها تقاضاى من این است که نوشین و مهدى را پیش پدر و مادرش بگذارد و از خرج آنها دریغ نکند.
از آنچه مالى که از من مى ماند اگر خداى نخواسته آزارى یا ناراحتى براى این طفل معصوم و یتیم برسد در قیامت شکایت پیش خدا مى برم.
این دو بچه کوچک امانت خداست مبادا کارى کنید در گوشهاى نشسته گریه کنند و مرا بخوانند که در این صورت خدا هم از شماها نخواهد گذشت.
از همسرم، مادرم، خواهرم و برادرانم مى خواهم که مرا حلال کنند.
از تمام فامیل و دوستان طلب بخشش دارم.
خداوند همه را به کرم خویش ببخشاید اگر جنازه من به دست شما رسید در بهشت زهرا دفن کنید اگر نرسید هیچ ناراحت نباشید
لازم نیست خرجى براى شهادتم شود مگر در راه خدا و کمک به دیگران، از همه مى خواهم برایم دعا کنند.
بچه هاى کوچکم بزرگ شدید براى بابا قرآن بخوانید.
حال که براى جنگ به جبهه مى روم خدا از قلبم آگاه است که بسیار خوشحال مى باشم و چه سعادتى بزرگتر از رفتن براى یارى دین خدا،
براى پاسدارى از انقلاب اسلامى، شاید که خداوند گذشته مرا ببخشاید و شهادت در راه خودش را نصیب این بنده حقیر گرداند.
از ملت مسلمان ایران خواستارم اتحاد، ایثار، از خودگذشتگى، مقاومت و صبر در مقابل دشمنان اسلام و این انقلاب اسلامى را نگه دارند و از درگاه خداوند متعال متصل شدن این انقلاب را به انقلاب جهانى مهدى (عجل الله فرجه) خواستارم که تحقق بخشد.
از خداوند متعال خواستارم این ستاره درخشان و یکى از بزرگترین افتخارات قانون اساسى که همانا اصل ولایت فقیه مى باشد براى این ملت مسلمان نگهدار باشد.
خدایا!
این روحانیت مبارز و اصیل که در رأس آنها حضرت آیة الله امام خمینى مى باشد که براى این ملت مسلمان همچون چراغى پرفروغ براى هدایت و راهنمایى ملت مسلمان ایران هستند نگهدار و از شر دشمنان و منافقان حفظ فرما.
از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا.
(وصیت نامه پدر به پسرش )
اى پسر کوچکم مهدى جان!
تو را پندى مى دهم،
پسرکم
خدا از همه بزرگتر است باید خدا پرست باشى.
اسلام دین تعالى انسان ساز است مبادا از دین خدا غافل شوى.
آورنده دین اسلام و کتاب خدا یعنى قرآن حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) مى باشد مبادا از کتاب قرآن و آورنده آن غافل باشى
بعد از رسول خدا 12 امام، مشعل دار دین اسلام بوده اند فراموش نکنى و بعد نایب امام است که در هر زمان به نام مرجع تقلید یا ولایت فقیه مى باشد.
پسر نازنینم
تو 17 ماهه بودى که من این را برایت نوشتم و بعد به جبهه جنگ حق علیه باطل رفتم تا در راه خدا جهاد کنم و با دشمن خصم و کافر بجنگم تا از دین خدا و هم از سرزمین اسلام دفاع کنم.
پسرم!
چه کنم که دشمن بسیار کافر و بسیار بى تفاوت است.
پسر عزیزم!
بعد از 12 امام، مراجع تقلید و فقیه عادل است و مبلغ دین، خود روحانیت است.
مبادا حکومتى به جز حکومت الله بپذیرى و آن حکومت ولایت فقیه است.
اما استعمار جهانخوار غرب و شرق یعنى آمریکا و نوکرانش و شوروى و نوکرانش دشمنان اصلى اسلام، مسلمانان دنیا به خصوص ایران که جمهورى اسلامى است، هستند.
اینان نوکران و مزدوران کافر و خود فروخته در داخل کشور اسلامى ما دارند که همیشه با اسلام دشمن بوده و هستند و خواهند بود.
این مزدوران حزب ها، سازمان ها و گروه ها تشکیل داده اند و همه این ها در نهایت با هم متحد در برابر اسلام به ستیز و خرابکارى مى پردازند تا شاید این کشور آزاد شده به یارى خدا و همت و مبارزات روحانیت مبارز و مسئول، دوباره زیر سلطه غرب یا شرق براى غارت اموال مسلمین، شرف، دین و فرهنگ مسلمین برود.
پسرم!
من هر گناهى مرتکب شدم از روى نادانى و ضعف بوده اما با اسلام و قرآن و پیامبر و امامان و مراجع و روحانیت دشمنى نکردم که دشمنى با روحانیت مبارز و مسئول و حافظ دین خدا دشمنى با دین خدا دشمنى با رسول خدا و دشمنى با خدا مى باشد،
من جز هیچ حزبى نبودم فقط حزب مسلمان همان طور که در قرآن است.
حزب من حزب الله است و دیگر هیچ.
پسرم!
همین روحانیون چندین بار حکومت شاهان ظالم و مستبد و دست نشانده شرق و غرب را از حکومت به زیر کشیدن همین نوکران و مزدوران داخلى با تهمت، افترا و انواع و اقسام بهانه ها روحانیت را کوبیده و کشور اسلامى را به دست اربابانشان که همان جهانخواران شرق و غرب دو دستى تقدیم کردند.
اما این بار انقلاب اسلامى به رهبرى حضرت آیت الله خمینی، مرجع تقلید و فقیه بزرگ و مبارزى شجاع و امت على و حسین که از جد خود حضرت رسول الله به ارث برده است، بنیانگذارى شد بر اصل ولایت فقیه و ما تا جان در بدن داریم نخواهیم گذاشت حکومت اسلامى سقوط کند تا انقلاب حضرت مهدى ادامه خواهیم داد.
تو پسرکم!
در زندگى یک مسلمان و یک مومن آگاه باش و همیشه در برابر خدا احساس مسئولیت و در برابر مردم مستضعفان مدافع آنان باش و هر کارى را در راه خدا انجام بده.
در زندگى حد وسط را فراموش مکن و تا مى توانى پشتیبان روحانیت، اسلام و قرآن باش و در راه خدا جهاد کن.
مهدى فرزند کوچکم خیلى تو را دوست دارم ولى نمى توانم بمانم چون اسلام در خطر است و راه خداست.
چون خدا را بیشتر از تو دوست دارم باید بروم.
امیدوارم بعد از من خدا تو را از دشمنان اسلام و کفر در امان دارد.
پسرم!
شب هاى جمعه براى من قرآن بخوان تا قلب خودت نیز آرام گیرد.
اما در مورد مادرت زهرا و خواهرت نوشین، با آنان مهربان باش مبادا آنان را ناراحت کنى
از آنها به خوبى مواظبت کن مبادا وقتى تو بزرگ شدى آنها باز هم مشکلات و ناراحتى هاى قبلى که بعد از رفتن من داشتند روبرو باشند.
تو را به خداى بزرگ مى سپارم و در همه جا و همیشه خدا حافظ تو باشد.
من را نیز حلال کنید فرزندم هر بار دچار مشکلات شدى این نامه را بخوان و همیشه به قرآن و روحانیت مراجعه کن.
(وصیت نامه پدر به دخترش )
دخترم نوشین جان!
بابا گفتن تو از یادم نمى رود وقتى این را برایت مى نویسم نمى دانم چرا گریستم، شاید به خاطر آن که فکر مى کردم بعد از من ناراحت مى شوى، غصه مى خورى، شاید خداى ناکرده اشک در «چشمانت»، چشمان قشنگت حلقه زند و پدر نباشد که از تو دفاع کند
همان گونه که وقتى 5 ساله بودى به کودکستان مى رفتى و مانند دیگر بچه ها بازیگوشى مى کردى، مادرت ناراحت مى شد ولى من بعضى مواقع مادرت را توجیه مى کردم، تو را در آغوش مى گرفتم و مادرت تقصیر بازیگوشى تو را به گردن من مى انداخت.
دختر عزیزم!
اگر من نباشم خدا هست، پشتیبان همه بندگان خداست،
امیدوارم همیشه یک مسلمان، مومن و با حجاب اسلامى و آگاه و از دین خدا پیروى کنى و از روحانیت مبارز و مومن که مبلغ اسلام هستند حمایت کنى و از جمهورى اسلامى که به دست ولایت فقیه اداره مى شود دفاع کنى.
دخترم!
همیشه قرآن بخوان و بدان عمل کن، مبادا دین خدا را فراموش کنى و به زندگى دنیا دل ببندى که همه ما و این دنیا فانى است و آن چه مى ماند آخرت و خداست
دختر نازنینم،
مادرت و مهدى برادر کوچکت را دوست بدار و با آنها با مهربانى رفتار کن و در زندگى مانند حضرت زینب دختر حضرت على (علیه السلام) شجاع باش و مدافع اسلام.
باباجان!
بعد از این نامه عازم جبهه جنگ حق علیه باطل با کفر جهانى شدم تا در راه خدا و از دین خدا دفاع کنم.
دخترم!
من در زندگى خیلى اشتباه کردم اما هیچ وقت با اسلام و روحانیت مبارز و مومن دشمنى و مخالفت نکردم
مبادا تو از راه خدا دور شوى که این مخالفت با خداست و در دنیا و آخرت زیانکار است.
امیدوارم تو به جز راه خدا راه دیگرى را نروى.
همیشه به یاد خدا باش.
دخترم!
همیشه خداحافظ و نگه دار تو باشد.
من را نیز حلال کن.
به نام خدایی که ما را آفرید، به ما جان داد، راه رفتن را به ما آموخت، حرف زدن را به ما نشان داد،
چگونه زیستن، و چگونه خود را شناختن را به ما آموخت؛
سخنانم را آغاز می کنم؛ به عنوان یک سرباز اسلام و میهن به پدر و مادرم و خانواده ام،
خاکش جواهری است که در پونیان گرفت
بنشان غبـار فـتنه که این نـوبهار عشـق
چـون ابــر انـقلاب بـر سـر سـایـبـان گـرفت
پدر و مادر بزرگوارم،
اکنون که ندا را لبیک گفته و به سوی معبود خود باز می گردم،
از خداوند متعال که هدفم از شرکت در جنگ، و برگشت به سوی او بوده، می خواهم تا شهادتم را قبول نماید و از شما نیز انتظار دارم که به جای گریه، زاری، در شادی من شریک بوده و روحم را شاد کنید؛
ما که می دانیم آمریکا، نوکر خود صدام را، آلت فعل خود قرار داده و لشکریان مزدور و بعثی را، با کمک دیگر مزدوران منطقه روانه خاک شهید پرور ایران کرده است و می خواهد به گمان خود دین ما و میهن ما را به زبونی بکشد.
امروز از هر سو انقلاب اسلامی ما مورد تهاجم قرار گرفته و شرق و غرب، تمام قوایشان را برای سرنگونی انقلاب نوپای جمهوری اسلامی ایران به کار می برند؛ امروز که مزدوران داخلی و ستون پنجم بیگانه پرست، سعی در دل سرد کردن و به انحراف کشیدن ملت ما از انقلاب و اسلام و روحانیت دارند، چرا باید دست روی دست گذاشته و بگذاریم و نظاره گر باشیم؟
در حالی که وظیفه شرعی من و شما در حال حاضر، جهاد برای دفاع از دین و مملکتم می باشد؛ پس من و شما می جنگیم تا بکشیم و کشته شویم، شاید خون من و خون شما امت ستمدیده سیل گردد و جهان خوران را در خود غرق کند.
توصیه ای که من برای شما دارم این است که امام را تنها نگذارید
تنها او را، تنها رهبر خود دانسته و فرمایشات وی را بی چون و چرا اطاعت کنید؛
مسئولین را تضعیف نکنید، جهاد را تا پیروزی نهایی ادامه دهید، ان شاء الله که پیروزی با ماست.
خداوندا،
امام خمینی، امام امت ما را در پناه خود محفوظ بگردان، ظهور امام زمان (عج) را تعجیل بفرما.
اگر من شهید شدم اسلحه ام را زمین نگذارید و او را دست رزمنده دیگر بدهید؛جنگ، جنگ است، عزت و شرف میهن و دین در گرو مبارزات است؛
اگر کشته شدم فقط دعا کنید که خدا مرا در زمره شهیدان درگاهش قرار دهد؛ مرا غسل ندهید و کفن نکنید چون رهبرم حسین (ع) نه کفن داشت و نه غسل؛
به مادرم بگویید که مادر آرزوی من برآورده شد و گریه نکن، فقط دعا کن و به او بگویید اگر گناهی در حق تو کردم به خاطر خدا ببخش، چون اگر تو مرا نبخشی خدا مرا نمی بخشد.
به پدرم بگویید که من خدمتی برای تو نکردم، ولی از تو درخواست می کنم به خاطر هر چه می پرستی مرا ببخش،غیر از خون یک پیام به برادران و خواهرانم و دیگر اقوام دارم که شما فقط به خدا متکی باشید و این انقلاب را حفظ کنید، چون تمام دشمنان در پی این هستند که این انقلاب را از پای در آورند.
برادر بزرگم،
می دانم شاید خیلی آرزوی رفتن به جبهه را داشتی، ولی شما را نبرده اند،
امیدوارم که شما در پشت جبهه به این انقلاب کمک کرده و اجری بیشتر از من داشته باشی
از شما برادرم که می دانم به شما بدی کرده ام، می خواهم که مرا ببخشی و همچنین از زن برادرم و جعفر آقا و فاطمه خانم از آنها بخواه مرا ببخشند.
خواهران عزیزم،
می خواهم همچون حضرت زینب (س) باشید و او را بشناسید و مقلدش باشید.
تحمل صبرش را در مصیبت به آن بزرگی کربلا که جلو چشمش اتفاق افتاد سرمشق خود قرار دهید و با حفظ حجاب و نجابت و عفت خود، او را خشنود نمایید.
پدر ارجمندم،
در راه خدا اسماعیل های خود را آماده کن،
مبادا اگر فرزندت در راه خدا حرکت کرد و شهید شد غمی به چهره مردانه ات بنشیند
شادان باش و بدان که شهادت یکی از اعضاء خانواده، باعث سربلندی و عزت و شرف خانواده و اسلام می گردد.
وصیت به خانواده همسرم، از شما تقاضا دارم اگر بدی به شما کردم مرا ببخشید چون من از آتش جهنم هراس دارم،
به عزیز، مادرزنم بگویید داماد شما یک سرباز اسلام بود و در راه اسلام شهید شد و شما هیچ ناراحت نشوید که هر مسلمان باید در موقعی که دشمن به سرزمین اسلامی او تجاوز کرد جهاد کند؛
همچنین به برادران خانم و خواهران خانمم، به آنها بگویید که من به جایی می روم که آنجا خوابگاه همیشگی من است و امیدوارم که مرا حلال کنید؛
من شهید می شوم و در پیش خدا زنده هستم؛ همه شهیدان در پیش خدا زنده هستند و روزی می خورند.
من پیامی به ملت مسلمان و شهید پرور ایران دارم که تنها به رهبر عزیزمان متکی باشند و حرف او را روی چشم بگذارند که ما چنین رهبری در جهان امروزی نداشته و نخواهیم داشت
همچنین از تمام قومان و خویشان می خواهم اگر از من بدی و بی ادبی دیده اند حلال کنند.
بسمه تعالی
نور چشمم و از جان عزیزتر برادر امیر انشاءالله خوب و خوش و خرم هستى
از خداوند بزرگ خواهان سلامتى و بهروزى هرچه بیشتر برادر عزیزم هستم
از خدا مى خواهم که عمر با عزت و شرف و رستگارى و سعادت توأم با خوشبختى به شما عطا نماید
اگر جویاى حال من باشى اکنون جسماً سلامت هستم ولى روحاً ناآرام
اوضاع آشفته و درهم غرب میهن عزیزم ایران روح مرا ملال آور کرده و لحظاتم را تلخ نموده است
افسوس مى خورم از اینکه بعضى از مردم کشور عزیز ایران قدر و منزلت جمهورى اسلامى و رهبرى امام خمینى را آنطور که بایستى نمى دانند و درک نکرده اند
دشمن جهانخوار و خونخوار ایران نیز از همین اشخاص استفاده مى نماید و ضرباتى بر پیکر انقلاب مى زند
برادر هرچه فکر مى کنم نمى توانم شاهد قطعه قطعه شدن وطنم گردم
نمى توانم به خود بقبولانم که من زنده هستم دست روی دست بگذارم تا دشمنان نهضت عظیم اسلامى را نابود کنند
همیشه از خود سوال مى کنم این منطقه نیاز به سربازان ،درجه داران ،افسران با ایمان دارد
اگر این خطه خالى از سربازان و جوانان با ایمان گردد دشمن به آسانى ابتدا کردستان و بعد مناطق دیگر را جدا مى کند
باز به خودم مى گویم اگر من که یک سرباز متعهد و مقید هستم اینجا نمانم و پاسدارى از مرز و بوم و اسلام ننمایم چه کسى این مأموریت را بایستى انجام دهد؟
آیا بى ایمانها و غیر متعهد ها یا آنهایى که قید و بندى ندارند طرحهایى که امپریالیسم ها واستعمارگران غرب و شرق براى ما درنظر گرفته اند به این زودى ها پایان ندارد؟
ملت ما اگر بخواهد یکپارچگى و استقلالش را حفظ نماید بایستى یکپارچگى و وحدت داشته باشند
یک پارچه شمع باشند، دشمن سوز شوند درغیر این صورت استقلال و از هم پاشیدگى اش حتمى است
پس بنابراین سعى کن تلاش نکنى که مرا از این خطه بیرون بکشى و به دیار امن ببرى زیرا هرجا که روم روحم در عذاب خواهد بود
روح سربازى من به من اجازه نمى دهد که در منطقه اى از سرزمینم ناامنى باشد و شب و روز برادران متعهد و مقید به اسلام در خون خود بغلتند و آن وقت در جاى امن با پول بیت المال امرار معاش کنم و با آسودگى خاطر زمان بگذرانم
جسم من از چند قطره خون نجس بیشتر تشکیل نشده که آن نیز دیر یا زود لقمه زمان مى شود و از بین خواهد رفت
این روح من است که هرگز از بین نخواهد رفت و زنده و جاوید خواهد ماند
پس بنابراین من از جسم و راحتى و خوشى جسم دست کشیدم و پناه به روح پاک و نور خدا بردم تا روزى که ارتش صلاح بداند در این خطه باقى خواهم ماند و خود را براى هر نوع معاقب و مشکلاتى که بر من بگذرد آماده کرده ام و تا جان و دم در بدن دارم مى کوشم و نخواهم گذاشت دشمنان ایران و اسلام بر ما غالب گردند
برادر
از مقدرات نمى شود فرار کرد من همواره به رضاى خداى بزرگ و مقدراتى که به من وارد آید راضى و سرتسلیم فرومى آورم.
امیر عزیزم
به هر حال من در منطقه اى هستم که هر لحظه شان مأموریت یافتن و یا کشته شدن وجود دارد
انتظار دارم که همانطور که تا به حال جور خانواده و پدرم را تو به دوش گرفته و تحمل کرده اى پس از من نیز یک لحظه در آن غافل نباش
بعد از من تنها دخترم و پدرم را به خداى بزرگ و تو مى سپارم
مى دانم تو آنقدر رئوف و مهربان و با گذشت هستى که دیگر نیازى به سفارش بیشتر نیست ولى انتظار دارم که آن گاه که من نیستم محبتهاى تو نسبت به آنها افزون گردد
من از مال دنیا چیزى ندارم که درباره اش صحبت کنم آنچه که هست و تو مطلع هستى بعد از من در اختیار تو باشد تا خرج پدر و فرزندم نمایى
اما درمورد زنم او یک زن مهربان است او براى من جواهر است و من از او راضى هستم.