مقدمه ای از وصیت نامه خود را در این دفتر می نویسم
در صورت پیوستن به لقاء الله، امید است راه ما راه لقاء الله باشد که راه انبیاء است.
پدر و مادر گرامی
به شما توصیه می کنم که به جای ناراحتی به ذکر خدا و توسل به او مشغول باشید که همه چیز ما از اوست و به سوی او می رویم
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
خدایا!
در این لحظات درگیرى، نه مى ترسم و نه ناامیدم،
فقط آرزو دارم که همه ما را ببخشى و دیگرانی را که از ما زنده مى مانند آگاه سازى تا قدرت پیدا کنند و انتقام مسلمانان واقعى را از کفار، مشرکین و منافقین بگیرند و قدرت تو را به عرصه وجود گذارند.
خدایا!
همیشه به تو متکى و معتقد بوده و هستم و بعد از تو هم به انسان ها و به ویژه انسان هاى متقى و به خویشان به خصوص همسر و فرزندان، پدر، مادر، برادران و خواهرم و آنها را دوست داشته و دارم.
خدایا!
همه آنها را بیامرز.
خدایا!
شهدا را که زندگى حقیقى و بر حق را در وجود همه ما زنده کرده و مى کنند بیامرز.
شجاعت و ایمان آنها را به دیگران بیاموز.
امیدوارم اسلام پیروانش را همیشه در دنیا در پناه تو خداى بزرگم حفظ نماید.
آمین یا رب العالمین
خدمت مبارک پدر بزرگوارم و مادر عزیزم، عرض سلام دارم.
امیدوارم در زندگى خوش و خرم بوده باشید.
امیدوارم بعد از رسیدن این نامه به دستتان هیچ ناراحت نباشید.
اى مادر عزیز!
مرگ براى من عروسى است و این آرزوى قلبى من بود همانطور که مولایم على (علیه السلام) فرمودند:
"مسلمان باید روزى سه بار از خداوند طلب مرگ کند و از مرگ نترسد."
مادرجان و پدرجان!دوست مى داشتم که با شما و در کنار شما بودم ولى وقت جهاد و دفاع از دین خداست و این جهاد فى سبیل الله از همه بهتر است.
پدرجان!
اگر این سعادت نصیبم شد، مانند حبیب ابن مظاهر امام را یارى ده و اگر نصیبم نشد تا آخرین نفس امام را یارى خواهم کرد.
عروس ما شهادت است و صفیر گلوله عقد ما را خواهد خواند و در پوششى از خون تازه و سرخ و بارش نقل سرب در حجله سنگر، عروس شهادت را به آغوش خواهیم کشید.
مادرم!
اگر شهید شدم، روز ختم را مصادف با خواستگاریم و روز هفتم را مصادف با عقدکنانم و روز چهلمم را مصادف با عروسیم برگزار کن.
مادرجان!
سربلند باش که مرا در این راه پرافتخار دادید و نگاه داشتید.
تو اى برادر و خواهر عزیز که در سنگر مدرسه، در صف نماز جمعه، شرکت در راهپیمایى پشت جبهه را نگه داشته اید، ما هم با برادران رزمنده حزب اللهى در سنگرها، جان برکف، آماده هر نوع جانبازى هستیم.
اى مادرم و اى پدرم!
اگر من شهید شدم، گریه نکنید.
مرگ حق است و چه بهتر که در سنگر قرآن و اسلام باشد.
مادرجان و پدر جان!
چون عشق به مذهبم اسلام و امامت داشتم، زندگى خود را نثار اسلام و امام امت، خمینى کبیر، و امت شهید پرور انقلاب و اسلام مى کنم.
اى پدر مهربان!
اگر من شهید شدم، هیچ ناراحت نباش و گریه نکن. اماممان فرزند گرامیش را داد و گریه نکرد، چون مى دانست، رضاى خدا شامل حال اوست.
تو اى برادرم!
تو هم بعد از من گریه نکن. مگر امام حسین (علیه السلام) در شهادت عباس گریه کرد؟
در ضمن اگر شهادت نصیبم شد، مرا ببخش که تنهایت مى گذارم.
پدر جان!
سرت را در جامعه بالا بگیر و سینه ات را سپر کن و چهره ات را باز کن و شاد باش و با زبانت بگو که امانتى داشته اى از طرف خدا و اینک آن امانت در راه خداست و این امانت را به خدا مى دهم.
پدرجان!
مگر ابراهیم، خلیل الله، از عزیزترین فرزند خود نگذشت؟ پس دیگر چه غمى؟ دیگر چه ملالى؟ دیگر چه گریه اى؟
تو اى برادر جان!
معذرت مى خواهم از تو، شاید یک زمانى من تو را رنجانده باشم.
با مادرم خوب رفتار کن.
با خواهرانم خوب رفتار کن.
تو اى پدر!
تو هم وظیفه دارى، خواهرانم را به شوهر مسلمان و نماز خوان بدهى و از خوهرانم و مادرم واقعا شرمنده ام که نتوانستم، خدمتى به آنها بکنم.
1362/01/21
رسول افشارى
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
اکنون که این وصیت نامه را می نویسم هم چون دفعه قبل، خودم را لایق کشته شدن در راه حق نمی بینم،
هنوز تا انسان واقعی خیلی فاصله دارم
از خداوند متعال می خواهم اگر عمر من در جهت مسلمان واقعی شدن به کار نمی آید و کمکی به اسلام نمی کند، هر چه زودتر جانم را بگیرد.
به خدا پناه می برم از عذاب آخرت، و از روز حساب و این نگرانی را در مورد دوستانم و بسیاری از عزیزانم دارم، چون عمری از ما گذشت بر خلاف مسیر حرکت کردیم
روح پاک شهید، وقتی آرام خواهد گرفت که ما برای پاسداری از خون آنها از اسلام و قرآن دفاع، و دست از یاری امام بر نداریم و پرچم اسلام را در جهان با دست توانای امام و ظهور امام زمان (عج) به اهتزاز در می آوریم،
امیدوارم که عزیزان آن روز را ببینند و از سربازان واقعی امام زمان (عج) باشند.
اگر من در راه حق کشته شدم از دوستان واقعی و دلسوز به اسلام، تقاضا دارم همیشه به یاد امام عزیزمان باشند و برای سلامتی امام و رزمندگان دعا کنند،
از پدر و مادرم انتظار دارم از این امتحان با روی سفید بیرون آیند چون می دانم که خداوند متعال از پدران و مادران در این راه انتظار شکیبایی دارد و شاید این از بزرگترین امتحانات الهی شما باشد به خصوص که کشته های ما در این جنگ از جندالله هستند و یاران امام زمان (عج)، خداوند این نعمت را به همه رزمندگان عطا بفرمایید.
همه ما روزی از آبی بیشتر نبودیم و سرانجام و عاقبت ما همان خاک شدن است،
پس چرا این تن را که رفته رفته فرتوت میشود و میپوسد، قبل از پوسیدن با خدای بزرگ معامله نکنیم.
سخنی با امام امت و امت مسلمانمان، انتظار دارم که اسلام و روحانیت را بشناسید و دنبال روحانیت حرکت کنید،
امیدوارم اسلام از ایران به تمام جهان به رهبری امام امت صادر شود
برای پدر و مادر عزیزم و همه عزیزان آرزوی رستگاری دارم.
در ضمن دعا برای سلامتی و طول عمر امام امت را فراموش مکنید،
از مال دنیا هر چه دارم یعنی حقوقم را برای کمک به حزب جمهوری اسلامی و جنگ زدگان بدهید.
1361/02/07
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
وصیت نامه ستوان یکم منصور فیروزى
رحمت خداوند بر مادرانى که جوانان نیرومند خود را به میدان دفاع از حق فرستاده و به شهادت ارجمند آنان، افتخار می کنند. «امام خمینى»
به نام خداوندى که در دنیا به مؤمن و کافر رحم مىکند و در آخرت، بر مؤمن رحم می کند
با سلام و درود فراوان بر صاحب مقدس، منجى بشریت، مهدى موعود امام زمان (عجل الله فرجه) و با درود بى پایان به نایب بر حقش، این ناخداى کشتى انسانیت امام خمینى و بر شهیدان تاریخ
سلام بر شما،
حامیان پشت جبهه که با کارهاى ایثارگرانه خویش، چه از نظر مادى و معنوى و چه از نظر اعزام عزیزان خود به جبهه نبرد حق علیه باطل پشت ابرقدرت ها و جیره خوارانش را به لرزه در آوردهاید.
خانواده مهربان و یاران دلسوز،
این وصیت نامه را در لحظاتى برایتان مىنویسم که دقایقى بعد، حمله بر قلب دشمن شروع مى شود و همان طور که خداوند قول داده، نصرت و پیروزى از آن لشگر اسلام است و ما پیروزیم.
اى مادر مهربان!
پدر بزرگوار!
برادران ارجمند!
خواهر محبوب!
همسر عزیز!
فرزند عزیز و یاران خوبم!
من از میان شما مى روم با همه وداع می کنم فقط می خواهم با خداى خود تنها باشم.
خدایا
بسوى تو مىآیم، مرا شهید واقعى راه خودت و امام حسین (علیه السلام) و خمینى بزرگ قرار بده.
مادر و پدر!
من از کنار شما مى روم به راهى که خوبان رفتند، دوستان رفتند، على اکبر رفت.
نمى دانم از زحمات شما چگونه تشکر کنم؟
فقط می توانم بگویم که فرزندتان را به راه مقدسى اعزام کرده اید، به دانشگاه انسان ساز جبهه و من امانتى بودم از طرف خدا در پیش شما، حال مرحله امتحان فرا رسیده و من از شما وداع مىکنم و مرا حلال کنید.
برادران ارجمندم!
شما را به صدیق و صمیمى بودن با هم، وصیت می کنم و آرزو دارم که راه پاک شهیدان را دنبال کنید و در جامعه اسلامى احساس مسئولیت بکنید،
خواهرم را زینب وار بزرگ کنید، همیشه یار ستمدیدگان و مستضعفین باشید و از یاد خدا غافل نباشید.
عموى ارجمند!
عمههاى عزیز و فامیل های من!
در آخرین لحظات عمرم به یاد شما هستم و شاید شما را نبینم،
مرا حلال کنید و براى پیروزى اسلام و ظهور حضرت مهدى (عجل الله فرجه) و سلامتى امام خمینى دعا کنید.
در ضمن، دلم و قلبم براى فرزند عزیزم «مهدى» مىتپد و به فکر و یاد او هستم،
پدر و مادر و خانواده مهربان!
مواظب «مهدى» باشید و او را مثل حسین شهید، بزرگش کنید و دلش را نشکنید که خداوند آگاه بر همه چیز است.
خانواده دلبندم و یاران دلسوزم!
وقتى که جنازه پاک و مطهر حسین (علیه السلام) در بیابان هاى کربلا در تیررس دشمن مانده بود، خونش به من حرکت داد و احساس کردم که سلاحش را برداشته و بر قلب دشمن بتازم.
امید است که راه کربلا با ریختن خون شهیدان باز شود و روح حسین عزیز شاد گردد.
در پایان وصیت نامهام که نمی خواهم به اتمام برسانم ولى کاروان شهیدان، به سراغ ما آمده و باید رفت و از شما خداحافظى کرد،
به دوستان خودم می گویم که راه پاک شهیدان را دنبال کنید و هر چه خوبى و بدى از کوچکتان دیدید حلال کنید
براى این که روحم آزرده نشود، در زندگى احساس مسئولیت کنید و با مشت محکم خود بر دهان یاوه گویان بزنید و با نطق آتشین خودتان بر سر مزارم نقش برادر یک شهید را ایفاء کنید.
در پایان برادران مهربانم!
شما یک مرد هستید، موقعیت زمان را بیشتر احساس و درک مىکنید که اسلام به خون نیاز دارد ولى مادر که حب فرزندى بر او غلبه مىکند و گریه و ناله و بىتابى می کند، مواظب مادر پیرم باشید و او را دلدارى دهید و از رشادت هاى زنان صدر اسلام و مادر شهیدان برایش صحبت کنید.
خلاصه، در پایان از همه شما وداع کرده و شما را به پشتیبانى از دستورات اسلام، ائمه اطهار و امام توصیه مىکنم.
اینجانب علیرضا دنیوی فرزند حسین
با تمام اراده و اختیار و با نیروی ایمان به الله که همواره اوست واحد و قهار و باقی،
شهادت می دهم محمد(صلی الله علیه و آله) فرستاده اوست.
با ایمان کامل به معاد و اراده کامل به علی و یازده فرزندش(علیهم السلام) که پیرو حق و عدالت و دین خدا بودند و بالاخص به مهدی موعود که برپاکننده ی پرچم عدل و عدالت بر گیتی است به تمام اقربای خودم وصیت می کنم که همیشه به یاد خدا باشند و حق و عدالت.
هیچ وقت برای مصلحت روزگار پا روی حق نگذارند که این غدار (روزگار) به هیچ فردی وفایی نکرد.
منظور از خلقت آفرینش آن است که همیشه به یاد خدا باشیم و او را پرستش کنیم و وابسته به هیچ نوع ظواهر زندگی نشویم چرا که همه از الله می باشیم و بسوی الله بازگردانیده خواهیم شد.
ای برادران و ای خواهران!
تا دیر نشده به خود آیید و دست روی دست نگذارید که اگر تماشاگر و بی تفاوت باشید خسر الدنیا و الاخره شده و دوزخ نصیب شما خواهد شد.
این را بدانید که شهادت مردن نیست، بلکه به معشوق رسیدن و با روزی او در کنار او زندگی کردن است.
خیلی حرف دارم و دلم از این بی تفاوتی ها و کسانی که کنترل دهانشان را ندارند پر است.
از شما می خواهم یک مقدار به خود آیید و تعقل کنید که این دنیا محل آزمایش است و فردا افسوس خوردن برای شما فایده ای ندارد.
باری عزیزان
من راجع به احوال خودم برای شما می گویم،
راهی که هم اکنون من می روم راه حق است و ایمان راسخ به این راه دارم که همواره پیروزی من در این راه به صورت واضح قابل درک و بینش است.
امام را تنها نگذارید با هم وحدت داشته باشید و پشتیبان روحانیت باشید.
از جنگ نخواهیم هراسید و مرد جنگ هستیم و مکتبى که شهادت دارد اسارت ندارد. (امام خمینى)
شهید قلب تاریخ است
شهید و شهادت آرزوى من است که اگر خداوند اراده کند و من به هدف خویش رسم، شهادت را با آغوش باز می پذیرم.
شهید همچون میوهاى است که نمىتوان کال از درخت چید
شهید آگاهى است که براى وصول به این هدف، به این آگاهى، باید سرمایهگذارى عظیمى بکند
باید خدا و قرآن خویش را شناخته و با پوست و گوشت خود آنرا لمس یا به عبارت دیگر از مرحله ایمان و جهاد گذشته تا به مرز شهادت برسد.
اى خواهر و برادرانم
اى تمام کسانیکه از طریق اسلام به من وابستهاید
اگر توانستم خداى خود ملاقات کنم و به درجه رفیع شهادت مفتخر شدم من راضى نیستم که چشمان شما اشکبار شود لبخند زنید و شادى کنید چون من به مقصودم که ملاقات خداى خود باشد رسیدم چه سعادتى در این است
آیا در بهشت وارد شدن باید شادى کرد یا اشک به گونه روان نمود.
به خدا سوگند به مقصودم رسدیم و به خداى خویش پیوستم که این راه همان راه حسینى است.
در آخر از پدر و مادرم حلالیت مىطلبم و امیدوارم که مرا حلال کند و همچنین از برادرانم حسین و محمد و خواهرانم حلالیت مىطلبم.
مقدارى پول پیش پدرم دارم که پول ناچیزى است آن را براى من یک سال نماز و سه ماه هم روزه بگیرید و اگر کسى از من پول طلب دارد به او بدهید.
وصیت می کنم تمام آن کسانی را که ادعای مسلمانی، مسلمان بودن و شیعه بودن را می کنند تا می توانند خود را بسازند
چه از لحاظ مبارزه با نفس، چه از لحاظ روحی، چه اخلاقی، چه بدنی، چه فرهنگی و اجتماعی، چه در مورد خویشان و دوستان و چه در مورد دشمنان خود را بسازند که خودسازی همان است که انسان را به خلیفة الله می رساند.
اگر ما خودمان هر یک به نوبه خود، خویشتن را به خلیفه الهی برساند،
اگر ما خودمان هر یک به نوبه خود خویشتن خویش را ساخت و مبارزه با دلش کرد دیگر در جامعه انسان فاسد پیدا نمی شود
و پس از این که ما خودمان را ساختیم باید بپردازیم به جامعه و اجتماع کوچک و بزرگ.
اجتماع کوچکمان خانه است که باید مواظب بدبختی ها، حرکت ها، داشتن ها، نداشتن ها، صحبت ها و برخوردها باشیم
در رأس همه این حکومت ها، اداره کننده های جامعه هستند
آنها را نیز تا جایی که در حد تکلیف و دخالت ماست از فساد و نفس پرستی بیرون آوریم و در مواقعی که ما می توانیم، به آنها کمک دهیم در مسیر حق کمک های لازم را در امر بهبودی امور دنیوی، اخروی و اجتماعی انجام دهیم.
حال در این جمهوری اسلامی هر کسی می داند که چه باید بکند که رضای خدا در آن باشد
زیرا روشنگری و راهنمایی تا حدی که باید بشود در هر مورد به وسیله اولاً قرآن مجید و ثانیاً ائمه اطهار و ثالثاً به وسیله امام خمینی در مورد کارهای دنیوی و اخروی که در حال حاضر باید انجام شود بدین وسیله به انسان گفته شده و رابعاً به وسیله علمای اعلام و مروجین و مبلغین دین و روشنفکران مسلمان و روحانیون عزیز، به وسیله ایشان گفته شده و خامساً همه این روشنگری ها به وسیله روزنامه، کتاب، رادیو و تلویزیون به سمع ایشان و بصیرت فکر آنها رسیده و روشنگری شده است.
پس این چه جایی بی تحرکتی و نجوشیدن است
پس تنها وصیتم به مردمم این است که فقط و فقط راه قرآن را که همان راه خداست و راه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار و رهبر کبیر انقلاب اسلامی را بپیمایند که آن همان راه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن و در نتیجه همان راه خداست.
پیمودن این راه باید در کنار حکومتی باشد که به وسیله و زیر نظر نائب امام زمان (عج الله فرجه)، ولایت فقیه کنترل و مورد بررسی و تنظیم قرار گیرد که با نبودن حکومت جمهوری اسلامی نمی توان به آن صورتی که اسلام گفته حتی انسان خودش را بسازد چه برسد به جامعه که ممکن است به فساد کشیده شود.
پس بیایید به خاطر خدا و به خاطر این که ما باید روزی با خدای خود ملاقات کنیم و آنچه از زندگیمان کسب کرده ایم تحویل داده و در ازای آن پاداش یا عذاب دریافت کنیم
بیایید و این حکومت را با جان و دل تا آنجا که در توان و در وجودتان نیرو دارید حمایت کنید
شب و روز را وقف امور خدایی و خدا گونه حرکت کردن، خدمت در مسیر خدا و جهاد فی سبیل الله و راه خدا و سپس کشته شدن در راه خدا نمایید تا در سرایی جاویدان از آنها باشیم که مورد رحمت و رضایت و خشنودی خدای یکتا قرار گرفته اند
از آنها نباشیم که زندگی شان را وقف زن و بچه هایشان و ... کرده و فقط و فقط خود را وابسته به مادیات و تعلقات دنیوی نموده و شب و روزشان در فکر آنها هستند که این ها عاقبتشان و آخر خط راهشان به کسانی که مورد رحمت خدا واقع می شوند نمی انجامد.
پس چه بهتر که در راه خدا باشیم و در خدمت به مردم، جمهوری اسلامی، برافراشتن پرچم پرافتخارش و خدمتگزاری به یکدیگر کوشا بوده و آخرین سعی و کوشش خود را در این راه، بنماییم.
بسمه تعالی
من به جبهه رفتم،
امیدوارم که من را بخشیده باشید.
افتخار میکنم که در راه حق کشته شدهام و هر قطرهی خونم ندا میدهد: خمینی، خمینی، خمینی...
آدمیزاد یک بار به دنیا آمده و یک بار هم میمیرد،
خوش به حال آن کسی که در راه خدا، فدا شود.
بنده، جانباز اسلام، رسواگر شیطان بزرگ و عاشق شهادت هستم و با آغوش باز شهادت را میپذیرم.
شهادت خوابی است آرام، که در آن دردی وجود ندارد.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
مادرم,
کاش مرد بودی و در دوران جبهه ها به یاری می آمدی,
کاش هوای جبهه را در رگهای خود استشمام مینمودی
اینجا میتوان بهشت را جلوی خود دید
اینجا میتوان کربلا را لمس کرد
اینجا حسینیان زمان و در (آنسو) یزیدیان را میتوان مشاهده نمود.
مادرم
خیلی آرزو میکنم که به خانه بازنگردم و با آن که تمام وجودم احترام به شما و خانواده می باشد
لیکن دوست دارم پرواز نمایم و با شهیدان همجوار شوم.
مادرم
مبادا برای من گریه نمایی که باعث خشنودی دشمنان اسلام خواهد شد.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
ای اسلام،
ای قرآن،
ای تاریخ
شما را شاهد آن لحظه های خوش شهادت می دانیم که سرباز جوان هنگام رفتن به میدان گفت:
"مرا عشقی به جز آزادگی مسلمانان جهان نیست
فدا سازم سرو جانم
شما خواهر یا برادر هموطن،
نمی دانی عجب جنگیست میان عشق و نفرت، راستی و کذب
در این خطه بهاری نیست
جز گل های لاله یادگاری نیست
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
درود بر شهیدان خونینکفن اسلام از کربلای حسین تا کربلای ایران
سلام به رهبر انقلاب اسلامی ایران، امام امت، خمینی کبیر.
ما از خداییم و بسوی او بازمیگردیم، این شعاری بود که در 14 قرن پیش به زبان رهبرم حسین(ع) جاری شد و ایشان این شعار زیبا را سر داد و به آن عمل کرد.
من از سرزمین مازندران به دشتخون آمدم و از صحرای لالهخیز خوزستان به کربلای دزفول سفر نمودم تا بتوانم گوشهای از این کربلای خونین را رنگین کنم و لالهای بکارم که شاید بتوانم مشام آیندگان را خشبو و معطر سازم.
ای کسانی که بر سر قبرم اجتماع میکنید!
قلبم عاشق گم گشتهی خدا بود.
این دنیای بی در و پیکر انسانهای زیادی را در گرداب لذت غوطهور ساخته و همچون کرم ابریشم به دور آنان پیله ساخته است.
وداع میگویم و مرگ سرخ را میپذیرم تا بتوانم به معبودم برسم که این آرمان پاک حسین و حسینیان بود.
بدانید که قلبم آکنده بود از نفرت ملحدان و از خدا بیخبران که با حسینیان جنگیدند.
آری اینان دنیا میخواهند نه آخرت، جهنم میخواهند نه بهشت، یزید میخواهند نه حسین(ع)، آمریکا میخواهند نه خمینی و نمیدانند که گمراهند.
سلام بر تو ای پدر همیشه کارگرم و سلام بر تو ای مادر دلسوزم که آسایش مرا در رنج خود خلاصه نمودی.
مثل اینکه نسیم این بهار خبرها دارد از فردای نورانی.
پدرم و مادرم،
نمیدانم در قلبتان و در اعماق وجودتان چه میگذرد و مرا تأیید میکنید یا نه.
مرا که یک عمر به شما مشقات و زحمات زیادی دادم.
به شما که جوانی خود را برای سرافرازیم به پیری رساندید آیا مرا حلال میکنید؟
برای اینکه در فردای قیامت پیش خداوند، همسنگران و همرزمانم خجل نباشم، حلالم کنید، حلالم کنید.
دنیا زودگذر است و مرگ برای همگان، پس چه بهتر که این مرگ در راه خدا باشد.
من این مرگ را با آغوش باز پذیرفتم و شما هم باید بعد از مرگ من گریه و زاری نکنید.
ای برادرانم!
میدانم که ایمان و ایثار در شما نیز وجود دارد.
شما وارثان خون من هستید پس به اندازهی یک تار مو از اسلام کج نروید که آنوقت به خونم پشت پا زدهاید و هرگز تسلیم شیطان صفتان حیلهگر نشوید.
والسلام
حبیبالله حسنزاده
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بار پروردگارا!
ما چون صدای منادیی که خلق را به ایمان میخواند
شنیدیم و اجابت کردیم و ایمان آوردیم.
پروردگارا!
از گناهان ما در گذر و زشتی کردار ما را بپوشان و هنگام جان سپردن و مرگ ما را با نیکان محشور گردان.
خدایا!
شهادت را نصیبم گردان که مشتاق دیدار حسینم.
ای امت اسلام!
انقلاب اسلامی ما طوفان خروشان، موجی بیامان و سیلی خروشان است که تمام اندیشههای پوک و تو خالی و جریان های باطل و قدرت های طاغوتی را درهم میشکند و اندیشه نویی به نام اسلام جایگزین میکند
این جریان عظیم و بزرگ از جدال و برخورد هابیل و قابیل شروع و ادامه دهنده این راه رهبری انبیاء در جبهه حق و بعد امامان معصوم همراه با کتاب قرآن و در غیبت امام مهدی (عجل الله تعالی)، این رهبری توسط ولایت فقیه که الآن به دست توانای امام عزیز، خمینی بت شکن قرار گرفته و تا ظهور امام مهدی و حکومت صالحین و مستضعفین پیش خواهد رفت.
دینی که برای آنها پسندیده است مستقر سازد.
آیاتی مانند:
و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکران الارض عبادی الصالحون و نرید ان نمن علی الذین استضعفو فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین
برادران و خواهران!
تصور این که انقلاب کردیم و میخواهیم در آسایش و ناز و نعمت و راحتی به سر ببریم را از سرها بیرون کنید
چون تاریخ، صحنه مبارزه حق علیه باطل و توحید علیه شرک میباشد.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) در رسالتش با چندین جنگ روبرو گشت: بدر، احد، خندق و ...
طبق معمول هر انقلابی دشمنانی دارد و امام خمینی هم در رسالتش با جنگ روبرو است.
چه زیباست شعار با روح خدا هر که در افتاد ور افتاد
ان شاء الله به یاری خداوند این رسالت عظیم و بس دشوار امام به ظهور امام مهدی (عجل الله فرجه) بیانجامد
در این میان سه عامل باعث حرکت و پیروزی این رسالت و جریان خواهد شد: رهبری، مکتب و امت.
ای امت اسلام!
تنها راه نجات این انقلاب اسلامی ایران، فقط رهبری امام خمینی، روحانیت مبارز با شر و یا بهتر بگویم تنها راه سعادت، اطاعت از ولایت فقیه است و بس.
این روحانیتی که یک عمر در طول تاریخ در صحنه مبارزه بوده و همیشه با باطل درگیر بودند و از میان آنها میرزای شیرازیها، سید جمال الدینها، مدرس ها، کاشانیها، طالقانیها، مطهریها، بهشتیها، خامنه ای ها و بالاخره بت شکنی چون خمینی .... بیرون داده و میدهد و خواهد داد و یا به قول مرحوم شریعتی همان روحانیتی که من در تمام عمرم زیر قرار دادهای استعماری، امضاء یکی از حوزه علمیه قم و نجف رفته را نمیبینم.
بلکه تمام امضاءها از آنهایی است که در طول تاریخ یک عمر خوردن و خوابیدند و در کشورهای اروپایی و آمریکایی، دنبال جامعهشناسی و روان شناسی و اقتصاد خواندن بودند و ادعای تخصص هم میکنند.
شما به روحانیت اعتماد کنید و راه سعادت و خوشبختی، را پیدا کنید.
برادران و خواهران!
چنان که قرآن میگوید برای انتخاب دوست حتماً از هم دین خودتان باشد
ای اهل ایمان!
از غیر هم دینان خود دوست و همراز نگیرید
چون که آنها از هر گونه شرّ و فساد در کار شما ذرهای کوتاهی نکنند،
آنها همیشه مایلند که شما در رنج و سختی باشید.
نشانه های دشمنی از دهان آنها آشکار است و آنچه در دل پنهان دارند از آن هم مهمتر است،
ما آیات خود را برای شما به خوبی بیان کردیم اگر اندیشه کنید. (سوره آل عمران/ آیه117)
برای مطالعه، قرآن و نهج البلاغه را انتخاب کنید و کتاب های استاد مطهری که جهت میدهد، ایدئولوژی
میدهد حتماً مطالعه کنید و کتاب های جلال الدین فارسی و شریعتی را مطالعه کنید.
ای امت بیدار!
نگذارید به بهترین فرزندان شما تهمت و ناسزا زده بشود یا کشته شود آمریکای جنایتکار، منافقین، راستی ها، چپی ها، آن قدر بیشرمانه عمل میکنند که سر یک فرزند پاسدارتان را میبرد آن هم با تیغ موکت بری و ببینید امام چگونه درباره اینها صحبت میکند که اگر سپاه نبود کشور نبود.
برادران و خواهران!
مقداری پول دارم که نصف آن در اختیار سپاه پاسداران جنبش های آزادی بخش قرار گرفته تا بتواند کمکی باشد در صدور انقلاب.
بقیه را هم اگر خانوادهام خواستند هیچ، و گرنه در اختیار برادر محسن رشید میباشد و موظف است در راه فقرا و مستضعفین کمک نماید
در دعاهایتان یادی از من حقیر بکنید؛ مخصوصاً آنهایی که دعای کمیل می خوانند و از خدا بخواهید مرا با شهیدان صدر اسلام محشور بگرداند.
تقریباً دو ماه روزه بدهکارم اگر پدر و مادرم گرفتند هیچ، وگرنه حسین عمهام و عباس مشهدی تقی موظفند روزهای دوشنبه و پنج شنبه را برایم روزه بگیرید.
در مجلس ترحیم و تشییع جنازه سینه زنی کنید.
پدر و مادر و اقوام!
هرگاه بر بالای قبر من آمدید روضه امام حسین (علیه السلام) و حضرت ابوالفضل برایم بخوانید.
سخنی با مادر مهربانم:
ای مادر!
شما مانند مادران دیگر شهدا همیشه خوشحال باش که چنین فرزندی را در دامنت پروراندهای و به گفتار هل من ناصر ینصرنی حسین جواب مثبت دادی و در برابر حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و حضرت زینب (سلام الله علیها) روسفیدی
جمله دیگر این که من امانتی بودم از طرف خدا در دست شما و حالا خدا چنین امانتی را از شما گرفته است و حرف دیگرم این است در طول چندین سال زندگی برخوردهای غلطی در برابر شما داشتهام اگر ببخشید روحم عذاب نخواهد دید.
سخنی با پدرم،
تنها پیامم این است که صبر و استقامت را پیشه کن.
پدر!
آرزوی من این بود آن قدر برای خدا، امام خمینی و اسلام خدمت میکردم و آن قدر در دریای خروشان حق شنا کنم تا به ساحل پیروزی برسم.
پدر!
باز آرزوی آزادی قدس را داشتم و وظیفه شماست که برادرانم و خواهرم را آن طور که مورد رضایت خداست پرورش دهید و آنها را برای آزادی قدس بفرستید.
برادران و خواهران!
همیشه کارهای خود را به یاد خدا انجام دهید و رضایت خدا را در نظر بگیرید و سوره القارعه را همیشه بخوانید و به یاد آورید.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به رهبر کبیر انقلاب و مرجع بزرگوار اسلام امام خمینى
درود به تمامى رزمندگان اسلام
وظیفه هر فرد مسلمان آن هم شیعه پیرو راه امام حسین (ع) است که در مقابل تجاوز بیگانگان به حریم دین و میهن دفاع کند
من به حکم وظیفه شرعى قانونى مانند دیگر سربازان در لباس سربازى به این امر همت گماشتم و با عشق و علاقه به میدان کارزار عزیمت کردم
زیرا این وظیفه فرد فرد امت مسلمان است که از انقلاب اسلامى حاصل خون هزاران شهید و معلول پاسدارى کنند تا دیگر سایه شوم استعمارگران به ویژه آمریکاى جنایتکار و استکبار جهانى از این خطه رخت بر بندد و فکر تجاوز به هیچ یک از کشورها به میهن اسلامى خطور نکند
آرزو دارم جنگ با موفقیت کامل نیروهاى اسلام به پیروزى برسد و مزدوران عراقى را هر چه زودتر از ایران اسلامى بیرون برانیم
رزمندگان براى خدا و پیشبرد اسلام تلاش کنند
خانواده شهداء باید بدانند که همانطور که مى دانیم شهیدان قدر و منزلتى در آن دنیا دارند که هیچکس ندارد و باید خوشحال هم باشند
پدر و مادر و خواهران و برادران و دیگر فامیل و دوستان
از من ناراحت نباشند
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
سلام
سلام من بر مهدى (عجل الله فرجه) و نایب بر حقش خمینى کبیر.سلام و درود بى پایان بر شهیدان به خون خفته اسلام از هابیل تا به شهیدان کربلا و از شهیدان کربلا تا به شهیدان خونین ایران.
سلام گرم و خالصانه من بر پدر بزرگوارم آقا مجتبى.
امیدوارم که حال تو پدرى که عمرى به من خدمت کردى و مرا سربازى سرفراز و سربلند تربیت کردی و نزد فاطمه زهرا (سلام الله علیها) سربلند کردى، خوب باشد.
بارى خدمت مادر شجاع و زینب گونهام را که شیرش را به من داد و براى من درد و رنجى فراوان کشید، سلام مخصوص مىرسانم
امید آن را دارم که بتوانم با فداکاری هایم براى اسلام و خودم را پیش امام زمان (عجل الله فرجه) سربلند نمایم.
مادرجان!
حال من بسیار خوب است و همیشه و در همه حال در یاد شما مى باشم.
والدین عزیزم!
امیدوارم از آن که من سربازى از آن خانواده هستم و پدر و مادرى روشن و آگاه دارم.
والدین عزیزم
از شما می خواهم که هنگامى که سر بر سجده مىگذارید از خداوند بخواهید که مرا سربلند و سرفراز و قوى نگه دارد و تمامى ترس را از من بگیرد تا بتوانم دینم را نسبت به خداوند ادا نمایم.
والدین گرامى!
من در جایى زندگى مىنمایم که جوانان عمرشان را با محبوب همیشگى شان خداوند معامله مى نمایند.
من خوشحال از این هستم که فردى منافق و بى تفاوت نبودم و صراط مستقیم را انتخاب کردم و همیشه کلمه "ایاک نعبد و ایاک نستعین" را بر زبان دارم و مىگویم: خدایا! فقط تو را عبادت مىکنم و فقط از تو یارى مىطلبم.
بارى خدمت خواهران عزیزم سلام مخصوص مىرسانم و به آنها نصیحت می کنمبه عنوان برادرى رزمنده از آنها انتظار دارم که همچون حضرت زینب (سلام الله علیها) فردى با عصمت و شجاع باشند و پیام خون شهیدان را به تمامى جهان برسانند
از والدین عزیزم و به خصوص خواهرانم مىخواهم که حتماً در نماز جماعت و نماز جمعه شرکت نمایند و با شرکت خود در این سنگرهاى مستحکم، مشتى محکم بر دهان یاوه گویان بزنند.
هرگز سنگرهاى اسلام را رها نکنند همیشه با منافقین و گمراهان بحث و گفتگو نمایند و آنها را ارشاد و راهنمایى نمایند.
من قول مىدهم که به عنوان فرزندى از یک خانواده مسلمان، سربازى وفادار به اسلام و قرآن باشم و هرگز دست از یارى رهبرم خمینى بر نخواهم داشت
تا آنجا که قدرت داشته باشم و خداوند یارى نماید در رکاب امام زمان (عجل الله فرجه) خواهم جنگید و به هل من ناصر ینصرنى حسین (علیه السلام) جواب لبیک خواهم داد
انتقام خون تمامى عزیزان به خون خفته، مردم معلول و آواره و ملت زحمت کشیده ی رنج کشیدهاى که شب و روز بر سرشان توپ و موشک مى بارد و از کودک یک ساله گرفته تا پیرمرد و پیرزن خمیده قامت به خاک و خون کشیده می شوند، خواهم گرفت.
امیدوارم که والدین مرا دعا کنند که شاید پیش امام زمان (عجل الله فرجه) خشنود گردم.
على هم سلام مى رساند و حالش خوب است خاطر جمع باشید.
در ضمن تمامى عزیزان را سلام مخصوص مىرسانم.فرزندتان مصطفى عابدی
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
من از پدر و مادرم، از اینکه زحمات زیادى براى من متحمل شدن که قلم از سپاسگزارى از آنها قاصر است حلالیت مى طلبم
از ملت شهید پرور ایران مى خواهم که مقاومت کنند
ان شاء الله ما مملکت را از وجود بعثیون پاک مى کنیم.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
فضل الله کشاورز
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
هنگامی که پرواز می کنم احساس می کنم همچون عاشق به سوی معشوق خود نزدیک می شوم و در بازگشت، هر چند پروازم موفقیت آمیز بوده باشد، مقداری غمگین هستم.
چون احساس می کنم هنوز خالص نشده ام تا به سوی خداوند برگردم.
اگر برای احیای اسلام نبود، هرگز اسلحه به دست نمی گرفتم و به جبهه نمی رفتم.
پیروزی های ما مدیون دست های غیبی خداوند است.
این کشاورز زاده تنکابنی، سرباز ساده اسلام است و به هیچ یک از حزب ها و گروه ها وابسته نیست.
آرزو دارم که جنگ تمام شود.
به زادگاهم بروم و به کار کشاورزی مشغول شوم.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بار الها،
از تو خواهانم با کمک به این ملت غیور و مسلمان، انقلابمان را به رهبرى نائب امام زمان (عج) پرچمش بر فراز مرزها رود و نمونهاى از حکومت على (ع) در این منطقه استقرار یابد.
بار الها،
مستضعفین جهان بر مستکبرین پیروز گردان تا مستضعفین، خود سرنوشتشان را به دست گیرند.
خدایا،
ما را در برقرارى جامعه ای در راه على کمک کن،
افسوس که من بیشتر از یک جان در کالبد وجود ندارم که بتوانم با ایثار و از خودگذشتگى اسلام عزیز را یارى نمایم.
پروردگارا،
من به خود مىبالم که سرباز اسلام هستم،
سرباز امام زمان و در ارتش حکومت اسلامى هستم.
پروردگارا،
مرگ و شهادت مرا در راه خودت قرار بده.
بار الها،
مرا براى کمک در جهت به اهتزاز درآوردن پرچم مهدى یارى فرما.
خدایا،
شهادت مرا جزء شهداى صدر اسلام ثبت نما.
پروردگارا،
من هر چه از تو خواستم در زندگى به من عطا فرمودى حتى شهادت در راه خودت را از من دریغ ننمودى، من چطور بتوانم از عهده شکر تو برآیم.
همسر عزیزم،
مىدانم که محبت من در دل تو بسیار است و رنج و اندوه از دست رفتن من برایت سنگین است ولى در راه الله و در راه به ثمر رسیدن حکومت اسلامى بسى ناچیز است،
اگر در مدت زندگیمان خلافى از من سر زد مرا ببخش، امیدوارم بقیه عمر خود را بدون من با بچهها در پناه امام زمان (عج) و نائب بر حقش خمینى کبیر، به سر برى،
از بچههایم حامد، حدیث و مهدى خوب پرستارى کن و نگذار که براى یک لحظه هم که شده احساس بىپدرى کنند. (در مورد کلیه دارائیم هر چند که ناچیز است خودت مسئول هستى و هر طور مىخواهى انجام بده) و خواهش مىکنم در تمام طول عمر هرگز خدا را فراموش نکنى.
مادر عزیزم،
مىدانم که غم از دست دادن فرزند براى مادر بسیار سنگین و دشوار است اگر چه بگویم مادر فراموشم کن ولى مىدانم که این امر براى مادر امکان پذیر نمىباشد،
مادرجان،
از زحماتى که در مدت عمرم براى من کشیدى تشکر مىکنم و از خداى بارى تعالى خواهانم، اجر و منزلت در بهشت خودش را به شما عنایت فرماید.
برادران و خواهران عزیز،
برادرى را از دست دادهاید، باشد از دست دادن برادر در راه الله افتخارى است که نصیبتان شده،
اگر در مدت عمرم خطائى از من سر زده مرا ببخشید، خداوند به شما و همسرانتان و بچههایتان سلامتى عنایت فرماید.
دوستان و آشنایان و بستگان عزیزم،
در مدتى که من در بین شما بودم اگر از من خطائى سر زده به بزرگوارى خودتان مرا ببخشید،
به خاطر منى که زمانى در بین شما بودم از شما مىخواهم تا جائى که برایتان امکان پذیر است به خانوادهام محبت کنید و آنها را تنها نگذارید زیرا که آنها دیگر سایه مرا به سر ندارند.
از شما مىخواهم که یکى از بازوهاى مقاوم انقلاب، و یاور امام باشید،
شب هاى جمعه کلیه بستگانم، و برادران مسلمان برایم از خداوند درخواست آمرزش نمائید و سوره فاتحه نیز فراموش نشود.
امیدوارم سعادت دنیا و آخرت نصیب تمام مسلمانان جهان گردد.
تاریخ 1365/09/09
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
پروردگار من،
ای دانای برون و درون:
من پیش از این بر آن بودم که برای وصول به بارگاهت، راه هایی بس دور و دراز در پیش دارم.
باید مسافت ها طی کنم و از گذرگاه های خطرناک و نا پیدا بگذرم.
اگر پیکرم را تکه تکه کنند و آتش بزنند، باز هم می گویم که اسلام پیروز است.
به مرگم افتخار کنید که تا آخرین قطره خونم، در برابر نوکران آمریکا به مبارزه ادامه دادم.
پدر و مادر عزیزم:
کیومرث با کمال آزادی، این راه را که همان راه سرخ حسین (ع) است انتخاب کرده و از کشته شدن هیچ باکی ندارم
چون خداوند کسانی را که در راه حق جهاد می کنند، ثابت قدم می دارد.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
سلام بر همه مجاهدان اسلام:
اکنون که فیض شهادت در راه خدا نصیبم شده سخنی با برادران دینی خود دارم
تا آنجا که در توان دارید از اسلام و قرآن کریم و امام خود حمایت کنید و از هیچ چیز خود در راه خدا و اسلام ابا نکنید.
پدر دلسوز و مادر و برادران عزیزم که میوه دلم بودید
خدا یادتان باد و استقامت در راه خدا ارزانی تان.
من مالی در این دنیا نداشتم و اگر کس هم از من طلبکار است به پدرم رجوع کندو طلبش را بگیرد.
جسدم را در زادگاهم روستای سلمان آباد برزاوند به خاک بسپارید.
شخصی با ایمان بر من نماز بخواند سرخاک من گریه نکنید
گریه ما به خاطر امام حسین (ع) باشد
تا زنده ام فریاد می کنم تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست
اگر شهید شدم با قطره قطره خونم جوهری ساخته بر در و دیوارها بنویسید
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
خطاب به مادر:
پدرم آدم زحمتکشی است، ما را با کارگری بزرگ کرده است، پشتوانه اش باشید.
مواظب خودتان باشید، صبر داشته باشید.
اگر به شما طعنه زدند چیزی نگویید، گریه نکنید.
شما باید به رضای خدا راضی باشید حتی اگر به شما فحش دادند، چیزی نگویید.
بعد از شهادت من اگر ضد انقلاب ها به شما چیزی گفتند و سرکوب کردند، چیزی نگویید.
خواهرانم!
حجاب داشته باشند.
وقتی خواهرم بزرگ شد راهنماییش کنید تا هنگام بیرون رفتن از خانه حجاب داشته باشد و بدون چادر نباشد.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
به تمام رزمندگان جمهورى اسلامى، سپاهى، ارتشى، بسیجى و ... سلام مى رسانم.
تقاضا دارم که فقط و فقط با خدا معامله کنند و براى خدا بجنگند و به شعار "ارتشى سپاهى دو لشکر الهى" از پیش جامه عمل بپوشانند.
از تمام ملت شریف ایران خواهشمندم بیش از پیش پشتیبان خط امام و خود امام که خط او حزب الله است باشند
تا آنجا که در توان دارند به دولت جمهورى اسلامى کمک کنند چرا که این دولت تداوم بخش راه شهیدان و ثمره خون حسین علیه السلام است.
از مردم زادگاهم، روستاى احمد آباد از توابع ساوه خواهشمندم دلشان به جوانى من نسوزد،
اگر راست مى گویند خودشان و جوانانشان را بیش از پیش به پشتیبانى از انقلاب اسلامى تشویق کنند و سربازان اسلامى تربیت کنند و به سربازى بفرستند و همیشه و در همه حال همه چیز را براى خدا بخواهند و بس.
از تمام مقامات و دست اندرکاران جمهورى اسلامى مى خواهم که در کارهاى خود ملاک را خدا قرار دهند
هر کارى که اسلام دستورش را داده بلافاصله باید انجام گیرد و فقط آدم هاى انقلابى و اسلامى و متعهد را به رأس کارها بگمارند نه وابستگان را.
سخنى با پدر و مادر و برادرم و خواهرم دارم:
از شما مى خواهم اگر شهادت نصیب من شد نمى خواهم بر مزارم گریه کنید،
استقامت داشته باشید و صبر را پیشه کنید که خداوند با صابران است،
بردبار باشید و افتخار کنید که چنین فرزندى داشتید که در راه اسلام و قرآن شهید شده است.
بعد از شهادتم، هرگز ناراحت نباشید، بلکه خوشحال باشید چون فرزندتان به آرزوى خود رسیده است،
اگر خواستید برایم اشکى بریزید سعى کنید هر قطره اشکتان مشت محکمى باشد بر دهان امپریالیسم و مزدورانش؛
امام را یارى کنید و به حرف هاى این بت شکن زمان و حجت خدا در روى زمین گوش فرا دهید و عمل کنید.
ان شاء الله پیروزمندانه بر دشمن زبون غلبه خواهیم کرد و به سوى کربلا به پیش،
خداوند ما را در زندگى سعادتمند کند و مرگمان را شهادت در راه خودش قرار دهد.
بعد از شهادتم مرا به زادگاهم ببرید تا در این مقام شایسته، بار دیگر آنجا را زیارت کنم،
سپس مرا در کنار پسر عمه عزیزم کاظم و یا ابراهیم صفرى دفن کنید؛
من اسلحه کاظم و ابراهیم و قاسم و دیگر شهیدان را بر زمین نخواهم گذاشت بلکه اسلحه آنها را برداشته و بر قلب دشمن زبون خواهم زد.
اگر جنازه ام به دستتان نرسید و گمنام باقى ماندم اسم مرا به هیچ در و دیواری، سر هیچ چیز ننویسید و بگذارید گمنام باقى بمانم، چون ابراهیم گمنام است و راه ابراهیم را من تا آخرین قطره خونم ادامه خواهم داد.
در ضمن از هم ولایتی هایم به خصوص اقوام و فامیل هایم مى خواهم بعد از هفتمین روز شهادتم، لباس عزا را از تن درآورند و لباس هاى معمولى خودشان را بپوشانند.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام من،
سلام روح من،
سلام خون من، بر شما پدر و مادر، برادران و خواهران عزیز و تمام ملت ایران و خاک وطن عزیز که تا جان در بدن دارم و خون در رگهایم را فدایتان خواهم کرد و مى کنم.
پدر و مادر عزیز من،
هم اکنون که دارم این وصیتنامه را مى نویسم در اتاقم در سکوت نشسته و مى نویسم،
براى اینکه خود را مسئول مى دانم تا هر چه تاکنون شما را رنج دادم مرا ببخشید و براى من از درگاه خداوند متعال طلب آمرزش کنید
مى خواهم به شما بگویم که من او را همیشه شکر مى کردم که همچنین مرا تربیت کرده و بقیه بچه ها را، که خود آگاه هستند و مى دانند که شهادت بهتر از مرگ ننگین است تا مملکت دیگر، بر ما حکومت کنند، تا دین و آئین ما از بین برود
براى همین من از شما مى خواهم و از خداوند متعال مى خواهم که به شما صبر و شکیبائى بدهد و همیشه شما را در همه جا سربلند کند تا نه تنها در مرگ من، بلکه در مرگ دیگر عزیزان هم در سوگ ننشینید.
با برادران عزیزم و خواهران هم همینطور، بلکه من خیلى روحم آزرده مى شود اگر شما در سوگ بنشینید.
روحم شاد مى شود اگر شادى کنید که من در راه دین عزیزم میهن و ملت عزیزم مى میرم.
خداوند به امام امت، عمر و عزت عطا بفرماید تا این ملت را از دست بیگانه آزاد بفرماید.
باید پدر و مادر عزیز به شما بگویم که عباس هم به غرب کشور رفته است.
1- برادران عزیز، اهم از حمید و عباس و على و مرتضى باید به شما بگویم، دیگر بزرگ شده اید و کمتر پدر و مادر را اذیت بکنید و همیشه مواظب آنها باشید.
حمید جان و منیر خانم شما دو زوج جوان را خداوند حفظ کند و از جمیع بلایا محفوظ بدارد، تا بتوانید در کنار هم زندگى خوبى را که تشکیل داده، اداره کنید و فرزندان خوبى تحویل اجتماع بدهید.
خداوند به شما و برادران دیگرم اجر و عزت، مردانگى، شجاعت، خوب زیستن، خوب مردن را عطا بفرماید
شما خواهران عزیزم فاطمه و مریم عزیزم، هم همینطور همیشه زینب وار زندگى کنید به امید خدا.
2- پدر عزیز، من به خداوند، دو دیگ شله که نذر کرده ام بدهکارم در روز وفات امام جواد (ع) لطفا دینم را ادا کنید متشکرم.
3- پدر عزیز من پولهایى را که از بچه ها، دوستانم طلب کارم در ورق آخر دفترم نوشته ام و یک قطعه زمین در جاده میامى در ده خادم آباد دارم، به طول و عرض نیم هکتار که سندش دست آقاى بسک آبادى است و مقدارى هم پول از وى طلبکارم که نمى دانم چقدر است، از هزار و پانصد تومان بیشتر است.
دیگر وسایل خانه ام دو تخته فرش، تلویزیون، ضبط، پنکه، آبمیوه گیرى بقیه وسایلم و مقدار ده هزار تومان هم درخانه سازى پادگان به حساب ریخته ام که سندش در کنار دفترچه هاى بانکى ام است و مقدارى هم در دفترچه هایم در بانک موجود دارم که وقت ندارم ببینم چقدر است.
همینها را به شما مى سپارم.
پدر عزیز و شما خودتان مى دانید که چطور بین برادران و خواهرانم تقسیم کنید
اگر دوست نداشتید تقسیم کنید بروید با آن پولها مکه با مادر عزیزم و اگر قرضى به کسى داشتم که ندارم از روى آنها بدهید که فقط قرض من به شما است و آن هم سى هزار تومان است که از بانک برایم وام گرفتید، متشکرم.
دیگر عرضى ندارم، البته اگر من مردم این وصیت نامه درست است.
پدر عزیز،
اگر هم برگشتم سرنوشت هر چه بخواهد و باشد همان است. باید به انتظار سرنوشت نشست،
خداوند یار و یاور شما خانواده عزیزم باشد.
برایم دعا کنید تا خداوند مرا بیامرزد و کمى هم نماز بخوانید
اگر شب جمعه اى هم به حرم مطهر حضرت رضا (ع) رفتید، براى من هم دعا کنید و از خداوند بزرگ برایم طلب آمرزش کنید
خداوند به حق پنج تن و 14معصوم و 124000 تن پیغمبرش نگهدار شما باشد.
ضمنا باز هم مرا ببخشید اگر کمى بد خط و غلط نوشته ام چون دیگر از خوشحالى در فکر این چیزها که چطور بنویسم، نبودم
خداحافظ
جعفر اذانی
1359/06/23
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
مادرم و خواهران عزیزم
نه من از علی اکبر حسین با ارزشترم و نه شما از حضرت فاطمه و حضرت زینب سلام الله علیها عزیزترید.
پس امید دارم که با ناراحتی خود روح مرا آزرده نسازید.
میدانم که نه تنها شما بلکه تمام مادران آرزوی خوشبختی فرزندانشان را میکنند و منی که نهایت خوشبختی و سعادت خود را در شهادت میدانستم، حالا به آرزویم رسیده ام،
پس تو ای مادر و خواهرانم باید شاد باشی.
من چند کلمه با برادران و خواهران مسلمان ایرانیم دارم و ان اینست که:
ای فرزندان اسلام و ای پیروان خمینی،
قدر رهبر خود را بدانید و متکی به خدا باشید،
دنبال این و آن راه افتاده شعار ندهید تا رهبر در گوشه ای منزوی شود و یک عده که بر طبق هواهای نفسانی کار می کنند خودنمایی کنند،
شما را به خدا دست از اتحاد بر ندارید که آرزوی ابر قدرتهای جهانخوار و کافر تفرّق شماست.
چند کلمه ای با برادران مسئول در راس کارها دارم و آن اینست که:
ای مسئولان حکومتی
شما هر کاری که بکنید در برابر خدا مسئول هستید.
طوری نباشید که کار شما دربست در اختیار شرک و کفر باشد و خود به فکر و خیال اینکه خدمت میکنید راحت بنشیینید.
من آرزوی پیروزی اسلام بر کفر و آرزوی اینکه هیچگونه تبعیض و خللی در کارهایمان نباشد را می کنم
عین الله حبیب زاده اردبیلی
تنها پیامم به بازماندگان و تمام آنهایى که به اسلام عشق مى ورزند این است:
از رهبر انقلاب، امام خمینى و ولایت فقیه پشتیبانى کرده و براى پیروزى اسلام و انقلاب اسلامى مان دعا کنید
درضمن، چنانکه حضرت على (ع) فرموده است آنانکه بندگان خداى را نبخشیده اند چگونه از پروردگار امید بخشایش وگذشت خواهند داشت؟
پس بر من منت گذاشته و مرا حلال کنید و همچنین کسى برایم گریه نکند
شهادت سن و سال نمى خواهد بلکه شهادت سعادت مى خواهد.
خدایا!
آن گاه که مرا بیافریدی و بر من منت نهادی و جمیع ملائک در پیش پایم به سجده در آمدند،
از آن رو که مرا اشرف مخلوقات خطاب نمودی ولی بر من پوشیده نیست که من مشتی خاک سرد بیش نیستم،
از خاک زاده شده ام و بر خاک فرو خواهم رفت.
خدایا!
ما را در پناهت منزل و مأوا ده و ما را از شر هوای نفس نجات بخش تا همگی متحد شده در ظل خیمه یک رنگ تو آییم و از صراط گذشته و در بهشت به نیت داخل گردیم.
پدر و مادر عزیزم!
در این زمان که کشور عزیز و دینم مورد تجاوز بیگانگان قرار گرفته تا پای جان خواهم کوشید تا چون یک سرباز فداکار جان ناقابلم را در راه رضای خدا فدا نمایم.
پدر و مادر عزیزم!
می دانم که چقدر برایم زحمت کشیده اید و رنج ها و دشواری ها را متحمل شدید و مرا به اینجا رساندید اما جبران محبت های شما برایم آسان نخواهد بود.
اکنون که عازم نبرد هستم می دانم که شهید خواهم شد.
تقاضا می کنم بیشتر از 3 روز برایم عزاداری نکنید.
مادر عزیزم!
هرگاه دلت برایم تنگ شد خدا را به یاد آر و او را به نیکی یاد کن؛ زیرا همانا دل ها با یاد خدا آرام می شود.
"الا بذکر الله تطمئن القلوب"
مادر!
حلالم کن زیرا که فرزند تو در راه وطن و دین خدا به سفر می رود.
ان شاء الله که موفق و موید باشید
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
فلیقاتل فی سبیل الله الذین یشرون الحیوة الدنیا بالاخرة و من یقاتل فی سبیل الله فیقتل او یغلب فسوف اجرا عظیما
اینجانب محمد اسماعیل حجی پور وصیت نامه خود را به شرح ذیل اعلام می دارم:
گواهی می دهم به خداوند یکتا که آفرینش عالمیان در بر قدرت اوست و همه ما از او هستیم و به سوی او بازمی گردیم
گواهی می دهم به خاتم الانبیاء حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و دین بر حق او اسلام که کامل ترین دین هاست
گواهی می دهم به امامت دوازده امام معصوم که حضرت علی (علیه السلام) اولین آنان و حضرت مهدی (عج الله فرجه) آخرین آنان می باشند.
بار خداوندا!
مرا شفاعت فرما، بنده گناهکارت که سخت محتاج عفو و مغفرت تو هستم.
یا رب!
پرتوی از رحمتت را شامل حال بنده بنما و مرا به مقام رفیع شهادت نائل بگردان.
با درود به رهبر کبیر انقلاب روح خدا خمینی که پرچمدار و ادامه دهنده راه انبیاء می باشدبا سلام به روان پاک شهیدان گلگون کفن ایران.
کلامی چند به عرضتان می رسانم.
ما رزمندگان اسلام تا آخرین قطره خونمان در راه اسلام جان فدا خواهیم کرد و تا ظلم و کفری در روی زمین است از پا نخواهیم نشست و به دهان مستکبران خواهیم زد تا غارتگران جهانی بدانند ما امت مسلمان حق را شناخته ایم و توطئه های آنان دیگر اثر ندارد و آنان را چنان به خواری و ذلت بیندازیم که دیگر به فکر توطئه علیه جمهوری اسلامی نباشند.
سلام دیگر به شهیدان دارم آنان که تاریخ اسلام را زنده کرده اند و با خون خود پایه اسلام را مستحکم نموده اند
ای شهیدان
اجر شما را خداوند می تواند تعیین کند و شما روحتان آمرزیده باشد.
رزمندگان اسلام
سنگرهای شما را خالی نخواهیم گذاشت و تا آن جا که بتوانیم انتقام خونتان را به لطف الهی از صدام و صدامیان خواهیم گرفت.
خانواده شهید!
درود بر شما که چنین فرزندانی را تربیت نمودید و در آخر به اسلام تقدیم کردید.
شما هیچ موقع ناراحت نباشید و به فرزندتان افتخار نمایید که راه الله را برگزیده اند و در این راه شهید شدند.
سلام دوباره به ملت مسلمان و عزیز ایران دارم امت مسلمان همیشه به یاد خدا باشید و تنها به اسلام فکر کنیداماممان روح خدا خمینی بت شکن را دعا کنید و در پشت جبهه همه جا را از مدرسه، کارخانه، دانشگاه، بازار یک سنگر اسلامی بدانید و در تمام اعمالتان و کارهایتان اسلام را میزان قرار دهید.
فرامین امام را خوب گوش کنید و به آن عمل نمایید و مسجدها را خالی نگذارید، منافقین و توطئه گران را شناسایی کنید و مکر و حیله های آنان را نقش بر آب نمایید.
و اما رزمندگان اسلام سلام دیگری به شما دارم.شما رزمندگان باید بدانید تمام این پیروزی ها که نصیب ما می شود دست خداست اگر یک لحظه از یاد خدا غافل باشیم تمام کوششمان به شکست خواهد انجامید.
ما همه وسیله هستیم تنها با ایمان به خدا و با ذکر خدا و با یاد خدا می توانیم پیروز شویم.
پدر و مادر و همسرم!
امید دارم بعد از شهادت من هیچ گونه ناراحت نشوید و گرنه موجب ناراحتی روح من خواهید شد.
پدرم!
تو باید افتخار کنی که فرزندت راه امام حسین (علیه السلام) را برگزید و در این راه شهید شد.
پدرم!
من راه خدا را رفته ام و من با خدای خود معامله کرده ام که هیچ معامله ای با ارزش تر از این نمی شود.
مادر عزیزم!
درود بر تو که فرزندی مجاهد فی سبیل الله تربیت کرده ای.
مادرم!
استقامت تو بعد از شهادت من باعث شادی روح من خواهد شد.
مادرم!
هیچ موقع گریه و زاری نکن هر وقت دیدی ناراحت می شوی و می خواهی گریه می کنی به یاد علی اصغر و علی اکبر و قاسم گریه کن و شما برای من گریه نکنید.
برادرم!
بعد از شهادت من به هدف من فکر کن، سعی کن هدف را پیشه خود کنی و برای اسلام عزیز فرزندی مجاهد باشی.
خواهرم!
به رسالت خود زینب وار عمل کن و با انجام رسالت خود کاخ صدام و صدامیان را بلرزان.
همسر مهربانم!
به تو چه سفارش بکنم؟
تنها سفارش من این است که فرزندت را سرپرستی کنی و مرا ببخشی،
نمازهای قضای مرا بدهید بخوانند.
بسمه تعالی
شهید مدافع حرم "صادق شیبک" از تکاوران تیپ ۶۵ نوهد
صادق برای من یک الگو و استثناء بود و یکی از خصلتهای مهم وی این بود که هیچگاه در کار از کلمهی "نه" استفاده نمیکرد و همیشه کارهایش را به درستی و کامل انجام میداد.
شهید شیبک یک نیروی نظامی ورزیده بود که اکثر دورههای سخت نظامی را با جدیت و دقت بالا طی کرده بود.
همیشه روحیهی دلاوری و شهادتطلبی داشت و روزی هم که به سوریه اعزام شد با علاقهی خاصی پای در این میدان گذاشت.
زمانی که به چهرهی وی نگاه میکردیم، میدیدیم که صادق آمادهی شهادت است و میرود تا خودش را از این دنیا جدا کند.
اولین فکر تمامی نیروهای ارتش حفظ امنیت ایران است و مطمئن باشید اگر این مأموریتها انجام نشود، قطعاً بر امنیت کشور ما تأثیر خواهد گذاشت.
تمامی فکر و ذهن ما برقرار کردن امنیت کشور است و به طور قطع به یقین صادق شیبک هم با این تفکر و اعتقاد پای به عرصهی نبرد با تکفیریها گذاشته است.
نیروهای ما با جان و دل به سوریه میروند.
شهید شیبک را به خاطر دارم که چندین بار درخواست اعزام را به فرماندهان ارائه کرده بود و در نهایت با اصرار زیاد خودش به این مأموریت اعزام شد و راه شهادت برای وی هموار گردید.
روز رفتنش را به خاطر دارم.
صادق آنقدر نیروی ورزیدهای بود که سفارشش را به دیگر همرزمانش کردم
اما صادق میگفت: نگران نباش من میروم که در راه اعتقادم بجنگم و شهید شوم.
روزی که خبر شهادتش را به من دادند آنقدر ناراحت بودم که باورم نمیشد و بدتر از آن این بود که خانوادهاش دائم با من تماس میگرفتند و من نمیتوانستم این خبر را به خانوادهاش بدهم و در نهایت دیگر همکاران این وظیفهی مهم را انجام دادند.
شهامت شهید شیبک در منطقهی عملیاتی آنقدر بالا بود که تا چند قدمی تانکهای دشمن پیش میرفت و با تاکتیکها و شجاعت خاص خودش آنها را منهدم میکرد.
صادق در مأموریت خود در سوریه، آنقدر ورزیده و شجاع بود که بسیاری از نیروهای خودی را نجات داد و به عنوان یک فرماندهی لایق مأموریتها را اجرا مینمود.
در بُعد نظامی یک فردی که بخواهد به مرحلهی ورزیدگی صادق برسد، حداقل ده سال زمان نیاز دارداز دست دادن این نیروی مخلص، توانمند و معتقد خیلی سخت است، ولی مطمئن هستم که صادق در راه اعتقادش گام برداشت و به خواستهی قلبی خود رسید.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
ان الله یحب الذین یقاتلون فى سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص
خدا آن مومنانى را که در صف جهاد با کافران مانند سد آهنین همه بدست و پا دارند بسیار دوست مى دارد
درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب امام خمینى
محضر مبارک پدر بزرگوارم آقاى محمد دلخوش سلام علیکم
ضمن سلام و احوالپرسى سلامتى شما را از درگاه ایزد متعال آرزو دارم
اگر جویاى حالات فرزندتان حمید را خواسته باشید بحمدالله سالم هستم
پدر جان
این چندمین بار است که با عرض معذرت در چند مدتى که شما را ناراحت کردم و از خدمت سربازى سر پیچى نمودم و ضمن نامه ها، مکررا درخواست پوزش و عفو نمودم
شما با یکی از نامه هایت مرا خوشحال کردى باز هم عذر خواهى میکنم و امیدوارم که مرا ببخشى
جاى دارد که مرا عفو کنی
اما احساسات من نسبت به انقلاب و امام عزیز و آن مهر و محبتى که ناگهان شامل من شد
وجدانم ناراحت است که چرا چون برادران رزمنده و دلیر و حماسه آفرین در جبهه نباشم که در راه مبارزه در صف جهاد با برادران هم گام باشم و به نداى ذریه پیغمبر حسین زمان امام خمینى که نداى الله است لبیک گویم و سهمى از انقلاب داشته باشم
ناگفته نماند مدتى که لغزش از من سرزد افرادى چون شیطان که من با آنها دوستى نداشتم فریبم دادند وقتى که نصایاى شما پدر عزیزم بگوشم رسید ناگهان بخود آمدم و با دادن نامه هاى مکرر به فرمانده ام مدتى اقدام نکردند تا اینکه پس از پایان سربازى و وارد شدن به 6 ماهه احتیاط موافقت نامه به دستم رسید
هم اکنون که این وصیت نامه را مى نویسم در جبهه کرخه نور هستم با کفار بعثى عراق لشکر شیطان آن سد زنجیرى صدام آمریکایى مى جنگم تا بیارى امام زمان که فرمانده اصلى در جبهه او مى باشد پوزه جنایتکاران را بخاک خواهیم مالید
توصیه مى کنم چون خدا خواست که من ناگهان عوض شدم و از جلدى به جلد دیگرى رفته مثل اینکه لباس شهادت پوشیدم و اگر لیاقت شهید شدن نصیبم شد به مادرم بگو براى رضاى پروردگار گریه نکند و چون خون من از حسین عزیزتر نیست
به خواهرم بگو
همچون خواهران، وقتى که برادرشان شهید مى شود فقط تکبیر مى گویند همچنان در مسجدها برایم قرآن بخوان و با شهامت سخن رانى کن
به دائى علایم بگو گفتم شهید مى شوم اگر شهید شدم بدان که دروغ نگفتم و به آرزویم رسیدم و با ریختن خون خود اعلام کردم اگر در کربلا نبودم که حسین را یارى کنم اما در کربلاى ایران فرزندش امام خمینى را لبیک گفتم
یک پیامى به جوانان دارم که با رفیقان شیطان صفت دوست نشوند که آنها را از خدا دور خواهد کرد و این فرصت گرانبها را از دست ندهند
با ملت قهرمان و شهید پرورمان همراه شده وحدت و یگانگى را از دست ندهند و امام را که قلب امت است یارى کرده تنها نگذارند
چون این جسمى که زنده است زنده بودنش از وجود قلب است اگر قلب نباشد تن مى میرد
گوش به فرمان امام دهید که قلب امت است تا از وجود قلب زنده یعنى یک انسان على وار و خدا گونه شوید غیر از این باشد مرده اى متحرکیم
در پایان از خدا سعادت کامل و پیروزى جمهورى اسلامى و امام و امت قهرمان را خواهانم
به امید پیروزى اسلام بر کفر جهانى
درود بر امت و سلام بر شهیدان ومرگ بر امپریالیسم جهان خوار
این یک نامه و هم وصیت نامه است که براى پدر بزرگوارم فرستادم امیدوارم فرزند خوبى براى شما بوده باشم.
ما همه از خداییم و به سوی او باز میگردیم و اوست که میبخشد و میگیرد و بر تمام عالم هستی احاطه دارد و از نهان و خفی آگاه است و به عالم غیب و پیغمبران و فرشتگان او ایمان آوردیم، باشد که مورد قبولش واقع شود.
من نجف نجاتی طرقی، بر حسب تکلیف شرعی، وصیت خود را در چند سطر ذیل معروض میدارم تا بازماندگان خداشناس مورد اجرا گذارند و خدا گواه است که تمام جوانب امر را که حال شاید بر اشخاص پوشیده باشد که بعدا معلوم میشود در نظر گرفتهام.
در خاتمه چنانچه هر کس از دور یا نزدیک رنجش یا کدورتی دارد در صورتی که مایل باشد مرا عفو کند
چطور کسی که نبخشد و خود از خدا طلب مغفرت مینماید، ببخش تا بخشیده شوید.
ضمناً کسانی که به حرف من ایمان دارد به انقلاب وفادار باشید.
چون کسی که برای خدا و جمهوری اسلامی کار کند سختی دارد.
گرسنگی و شکنجه دارد.
تهمت هم دارد و نباید انسان مؤمن مانند درخت بید باشد که در اثر کوچکترین وزیدن یا نسیم ملایم شاخههایش به هر طرف کج شود.
فقط امیدوار به خدا و ولایت فقیه را یاری نمایید،
خدایا
مرا ببخش،
هم چنین همه را که به غیر از خدا یار و یاوری نیست.
همگی را به خدا میسپارم
امیدوارم هر ساعت از زندگی تا از ساعت قبل بهتر و قرین عافیت باشید.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir