به دخترم دروغ نگویید،
بگویید پدرت به سفر رفته و بهترین دنیا را برایت به ارمغان مى آورد،
بگویید برای آزادى او هزاران خمپاره دشمن به سینه پدرش در کرخه و انگشتان پدرش را در میمک، دستان او را در شوش، حنجره اش را در ارتفاعات، قلبش را در هویزه نشانه گرفته است.
بگذارید به جاى بازى کردن جنگ را، به جاى سرود خواندن قرآن را، به جاى عروسک غربى، ایثار و گذشت را بیاموزد.
بگذارید بذر خدایى در او پاشیده شود.
آزاده من یک آزاده ببار آید و یک ثارالله شود.