بسمه تعالی
مرگ حق است و سرانجام زندگى انسان روزى متولد میشود و این تولد اجبارى است و روزى میرود و این نحوه مردن میتواند انتخابى باشد.
امروز روزى است که ما براى استقلال و آزادى قیام نموده و از جان نیز ایثار مىکنیم،
امروز روزى است که ما درگیر یک جنگ تحمیلى شدهایم البته پس از هزاران حیله و دسیسه که براى نابودى انقلابمان، امپریالیسم بکار بسته و در آخرین نیرنگ پافشارى عجیبى بخرج میدهد.
ما باید روزانه بر تلاشمان بیفزائیم تا سربلند و پیروز شویم.
من یک سرباز اسلامم و فرماندهم امام خمینى است، بپا خواسته و در پس امام خویش همچون چشمه جوشانى که از کوهستان سخت و سنگلاخ با زحمات فراوان سنگها را کنده و در پیمودن ره تا مقصد هیچگونه ایستایى را نمىپذیرد و همچنین پویا مىماند.
حال این است مرزبانى و نگهبانى این انقلاب را به ما جوانان این نسل سپرده است و البته باید گفت که حسین(ع) سرور آزادگان این جمله را در تاریخ براى ما به ودیعه گزارده است که بعد از کشته شدن تمامى یاران خود در عاشورا باز چنین میگوید که آیا یارىکنندهاى نیست که مرا یارى کند؟
ما باید امروز به یارى و کمک فرزند خلف حسین (ع) خمینى بتشکن بپا خیزیم.
امروز روزى است که باید با پرچم لا اله الا الله صداى مستضعفین را رساتر نموده و به گوش جهانیان برسانیم که با نغمه شیواى الله اکبر بتهاى زمانه (امپریالیسم، سوسیالیسم،کمونیسم) را نابود کنید.
روزى است که باید مثل سلمان که با دهان روزه سنگر و خندق میکند و شخصى از اصحاب رسول خدا بیهوش شده بود که پیغمبر با دست مبارک خویش کلنگ را گرفته و با 3 ضربهاى که براى کندن سنگ سختى زد در هر ضربه جرقهاى جهید و سلمان گفت اى رسول خدا اول فتح کجا است، و ضربه دوم فتح کجا؟
این ایمان است که سرنوشت میسازد و ساخت، یعنى آن حکومت صدر اسلام را چنین ایمانهایى ساخته است.
اما مادر عزیزتر از جانم
بعد از دستبوسى شما امیدوارم که حالتان خوب و کسالتى نداشته و مادرجان زحمت مرا زیاد کشیدهاى حلالم کن،
درود بر شما مادر که فداکاریها براى ما نمودى و ما را بزرگ نمودى که البته مادر خداى بزرگ شما را اجر خواهد داد،
اى برادر
حال شما نیز به عنوان پدر برایم بودهاى و سالها زحمت برایم کشیدهاى و حال شما نیز حلالم کن.
زهرا جان
شما هم مرا حلال کن و همچنین آذر خانم ،مهین خانم نیز به نوبه خود حلالم کنید.
براى همگىتان طول عمر و عزت و احترام آرزو دارم، و اما شهید قلب تاریخ است و امروز ایران ما با نام شهیدان زیباتر است که چون آتشفشان جوشانى براى آزادى و احیاى دین جوانان این وطن جان مىبازند.
من نیز از خدا میخواهم که مرا جزو شهیدان قرار دهد البته شهید مقامى است والا که شاید من لایق نباشم.
فقط مقدارى پول در دفترچهاى نزد مصطفى دارم و نیز حقوق 3 ماه از بهمن 59 به بعد از بانک سپه دانشکده افسرى طلب دارم،
بدهى به کسى ندارم و طلب نیز از کسى ندارم.
اگر زنده برنگشتم بعد از مرگ، حقوقم تماما به مادرم تعلق دارد دفنم اگر امکان داشت در تهران و در صورت غیرممکن بودن در هر حال خاک پاک و خوشبوى ایران باشد اشکالى ندارد،
انا لله و انا الیه راجعون از خدائیم و بسوى خدا بازگشت خواهیم گشت.
بعد از مرگ زندگى دیگرى را آغاز خواهیم کرد، در آخر از تمامى دوستان و آشنایان و آنانکه بیشتر از مادر و بهتر از پدر برایم زحمت کشیدهاند حلالیت مىطلبم و آنها را به خدا مىسپارم.
زندگى زیر ستم مانع آزادى ماست
عبدالله آقاسى
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir