بنام پروردگار جهانیان،
بنام آفریننده آسمان
بنام پروردگار محمد (ص) و على (ع) و بنام پروردگار حسین سیدالشهدا و خمینى بت شکن.
قسم به خداى حسین من را هم یافتم چون حسین جارى است و مکتب حسین ایثار و خون میخواهد خونى که با آن مکتب زنده میشود
براى سیراب شدن بوته ی نونهال انقلاب اسلامى , عزاداران مرد و زن جوان و حتى بچه هاى شش ماهه از جان خود گذشتند تا مکتب حسین و حماسه کربلا را زنده کنند.
آرى بقول امام، مکتبى که شهادت دارد اسارت ندارد
پدر و مادر عزیز،
من با خودسازى و خودآگاهى این مکتب را انتخاب کردم.
در این راه تحمیلى بر من نیست
چنانکه خود میدانید که من زندگیم چنین بوده و پایانش هم چنین شد.
پس بر من نگریید.
گریه براى حسین و یارانش لازم نیست گریه براى کسى است که روى تختخواب گوشه خانه اش بمیرد.
حسین که در مقابل کفار ایستاد دم آخر کفار را کشت و سپس راهى بهشت موعود گردید.
دیگر براى این گریه و زارى نیست.
باید در چنین مواقعى هر انسان با ایمان به چنین مکتبى ببالد که چنین افرادى را در دامن فاطمه پرورش داد و تحویل جامعه داد.
از چنین پدری چون على (ع) و مادرى مثل فاطمه انتظار چنین اولادى را باید داشت که حسین کربلا باشد.
پس پدر و مادر گرامی از شماها میخواهم که چنین باشید.
برایم مبادا گریه کنید تنها مسئولیتى که شماها بعد از من دارید ادامه راه حسین (ع) و خمینى است
مبادا در مقابل منافقان خم به ابرو بیاورید تا آنها شما را پریشان حال ببینند.
پدر و مادر
باید افتخار کنید ممکن است حتى جسد من نیز بدستتان نیفتد چون جنگ است و جنگ این چیزها را هم دارد.
باز باید کوچکترین ضعفى بخود راه ندهید که پریشانى شما روح مرا در بهشت عذاب خواهد داد.
پدر و مادر
باید افتخار کنى که توانستى پسرى پرورش دهى که با خود آگاهى کامل راه شهادت را پیموده و خانواده تو نیز قربانى به پیشگاه خداوند کرد و خداوند عادل است
مواقعى که انقلاب در ایران شروع شد خداوند پسرى بر تو داد که جاى پسر بزرگت را در آینده خالى نگذارد. یعنى خداوند قبلا زمینه سازى کرده بود.
مادر جان
میدانم تو بر من زحمت زیادى کشیده اى ولى باید حلالم کنى چون دین خدا در خطر است و خداوند از شما راضى باشد
خواهران عزیزم
امیدوارم شماها چون زینب عمل کنید و بعد از برادرتان شماها نیز ادامه دهنده راه او باشید و در راه هدفتان استوار و محکم باشید.
و تو اى مصطفى برادرم،
امیدوارم در نبود برادرت راه او را ادامه دهى و همواره مطیع اوامر پدر و مادر باشى
خداوند تو را در هدفت یارى دهد
در آخر تنها توصیه اى که به نزدیکان و فامیلها و دوستان و آشنایان دارم این است که راه سرخ حسین (ع) را ادامه دهنده باشند.
حسین(ع) و خمینى سازنده تاریخ هستند
شهید محسن منبرى
دایره سیاسى ایدئولوژیک پادگان تبریز
تویى که شهادت را به امت شیعه نشان دادى،
تویى که در یک لحظه 72 تن از دست دادى.
تویى که جان خودت را در راه اسلام و قرآن دادى.
تویى که این امت، همه از تو درس شهادت و درسى که هرگز فراموش شدنى نیست، آموختند
جوان ها در جبهه ها هى مى گویند: حسین ما داریم مى آییم،
خدمت ما را در خدمت خود قرار بده.
یا حسین، یا حسین، یا حسین، اى حسین!
بلند شو ببین ملت شیعه همه راه تو را در پیش گرفته اند
همه مى گویند:
خدایا
ما را در راه اسلام شهید کن.
خدایا!
تو را به حق امام زمان (عجل الله فرجه) مرا هم در ردیف این برادران قرار بده تا بتوانم در سنگر به این برادران کمک کنم.
خدایا!
تو را به حق حسین مظلوم (ع)، سایه امام ما را از سر ما کوتاه مگردان تا انقلاب امام زمان (عجل الله فرجه) پایدار بماند
امام زمان (عجل الله فرجه) را از امام خمینى کبیر خشنود بگردان.
خدایا!
کسانى که در این کشور، در این مملکت اسلامى خدمت مى کنند همه را در دفترچه طومارت قرار بده
بسم الله الرحمن الرحیم
مسئولیتی خدایی بر دوشم سنگینی میکند
پیام خون شهیدان لحظهای آرامم نمیگذارد.
دشمنان اسلام از هرسو هجوم آوردهاند.
همواره در سر نماز از خدا خواهان آن بودم که خداوند مرا در امتحانی که خودش برایم رقم زده، موفق گرداند.
در قبال ریختن خون ما، وظیفهی مسلمین ایران این است که دست از یاری امام کبیرمان برنداشته و همواره پشتیبان و نگهبان انقلاب باشند.
روحانیت آگاه و مبارز تنها دستآویز ماست که میتواند متوجه توطئهها و تکرار دوران مشروطیت و زمان مصدق باشد.
اگر با ریختن خون ما، مسلمین جهان از دست ستمگران آزاد می شوند و قوانین خدایی بر جامعه ها برقرار می شود
چه باک که جان هایمان فدای این راه باشد.
از پدر و مادر و اقوام میخواهم که برای من گریه نکنند و لباس سیاه نپوشند.
مقداری پول در صندوق قرض الحسنه و دست برادرم دارم که آنها را در راه کمک به مستضعفین و جاهای ضروری خرج نمایید.
والسلام
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
تو را شکر که شربت شهادت، این یگانه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی،
تو را شکر که این تنها نعمت خداپسند خودت را بر این انسان ذلیل عطا فرمودی
من تنها راه سعادت خویش را سعادت در راهت یافتم
چه زیباست لطف و عنایت پروردگار نسبت به بنده هایش.
خداوندا
مرا از این همه لطف و عنایت دور مگردان و شهادت را نصیبم کن.
با آگاهی و شناخت و با یقین میروم بسوی جهاد، بسوی خدا، بسوی شهادت،
من تا هنگامیکه دشمن را به لرزه نیندازم نمیخواهم به سادگی کشته یا مجروح شوم.
اینجانب سرباز وظیفه احمد حمیدی جلال فرزند تراب حمیدی جلال اهل تهران وصیت میکنمای پدر مهربانم
ای مادر مهربانم
من در زمانی که زنده بودم به شماها رنج فراوانی رساندم
مرا میبخشید که نتوانستم جبران کنم
وقتیکه من به لقاءالله پیوستم اگر میخواهید من در آن دنیا از شماها راضی باشم حتی یک قطره اشک برای من نریزید،
از پدرم و مادر و برادرم و خواهرم و از همه دوستان و از آشنایان خداحافظی میکنم.
اگر با ریخته شدن خون من دین الله پایدار میماند پس ای گلوله ها و ای خمپاره ها مرا دریابید.
1360/11/27
بهمن ماه
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
قبل از هر چیز از زحماتى که برایم کشیدهاید واقعاً متشکرم.
دیگر این که خیلى خوشحال هستم از این که در راه انقلاب و کشورم و بر پایه استقلال، آزادى و عدالت اجتماعى براى مردم کشورم که با اعمال خود به جهانیان ثابت کردند شایستگى آن را دارند آزاد و به دور از هر گونه استعمار زندگى کنند، شهید می شوم.
من به رهبرى قاطع و ضد امپریالیستى امام اعتقاد کامل دارم.
به امید روزى که تمام فرزندان این کشور در ایرانى مستقل و آزاد زندگى کنند
من چه باشم و چه نباشم پیروز خواهیم شد.
خدایا
مىدانى که چه مىکشیم
خدایا،
اى معبود عاشقان
اى معشوق عارفان
دشمن همواره سعى مىکند که به دو جاى من گلوله شلیک کند یکى به مغزم که به اسلام مىاندیشد و دیگرى بر قلبم که براى اسلام مىتپد که منبع عشق نسبت به معشوق است
اما آیا با گلوله مىتوان این دو منبع را از بین برد؟
بر فرض این که گلوله تانک یا کاتیوشا بر قلبم و مغزم نشانه رود و مرا فنا سازد،
اما این کوته فکران نمىدانند آن «فنا» هنوز مقدمه بقاى من است تا کسى فنا در عشق لقاء نباشد نمىتواند به مطلوب و آرمان خود نایل گردد.
خدایا
اگر دشمن بتواند چشمهایم، دستهایم، پاهایم و قلبم و سرم را و به طور کلى پیکرم را از من بگیرد تنها یک چیزم را نمىتواند از من بگیرد و آن ایمان، ایمان به هدفم، ایمان به مسلکم، ایمان به رهبرم، و در کمال ایمان به سیر الى الله
خدایا
وجود و عدم من از توست،
نمىدانم چگونه و با چه دل و با کدامین جرئت در مقابل تو اظهار وجود کنم؟
در حالی که از من کوچکترها و حتى از من بزرگترها، پیرمردان بدون هیچ ریا و عجب در آتش عشق تو ذوب شدهاند و سرتاسر گیتى را در پرتو نورشان روشنائى بخشیدهاند، اما ما هنوز اندر خم یک کوچه هم نرسیدهایم تا چه رسد به هفت شهر عشق.
ولى چه باید کرد آنها همچون هالهاى به دور معشوق مىچرخند،
پس لااقل ما هم باید مثل آنها در آتش عشق معشوق بسوزیم تا ما هم تا حدودى با این سوزش، اسلام را احیاء کنیم.
اما وصیت نامه:
وصیت من در باب اول در مورد امت حزب اللهى است مقاوم و همیشه بیدار،
امت آگاه و شکستناپذیر امتى که همیشه در تمام سنگرها در تمام صحنهها نمایان است.
از مسئله جنگ گرفته تا محاصره اقتصادى و از محاصره اقتصادى گرفته تا مسئله گروهک ها، پس در حقیقت نمىتوان بر چنین امتى وصیت کرد،
بلکه برعکس این ما هستیم که باید از اینها درس ایثار، درس حریت و آزادگى درس شهامت و شهادت بگیریم.
امتى که در بازسازى مناطق جنگى در کمک به برادران فلسطینى در کمک به جنگ زدگان تکیه اش بر خدا است و با بهره گیری از اسباب مادی و با عزمی راسخ و همتی بلند کارها را پیش می برد.
با جان خودتان از این انقلاب حفظ و حراست کنید تا حال حدود پنج سال است که همین مردم که در صحنه جنگ هستند
علاوه بر این نیروهائى که به خارج از کشور: لبنان، افغانستان، و غیره که نرفتند،
بنابراین این مردم قابل تجلیل و قدردانى هستند نه اینکه قابل وصیت و توصیه
و اما وصیت من در باب کسانى است که بهطورآگاه یا ناآگاه و کورکورانه شروع به گروهگرایى مىکنند مجاهدین و فدایى و جنبشى، حجتیه و غیره
تنها خواسته من از شما به عنوان یک فرد مسلمان این است آن قدر که عمرتان را صرف مطالعه کتابها و نشریات کاذب این سازمان ها کردهاید و سران این گروهک ها با در اختیار گذاشتن کتاب هاى مخصوص سعى در کانالیزه کردن افکار شما و سعى بر کشیدن ستر حجاب بر فطرت پاکتان کردهاند
حداقل یک روز هم به مطالعه آثار دیگر استادان و دانشمندان و مروجان دین از جمله شهید مطهرى، دستغیب و بهشتىها بپردازید
نه اینکه یک بعدى مطالعه کنید و یک بعدى قضاوت و نیز یک بعدى عمل کنید
هر افعالى که مىخواهید انجام دهید در آن کمى تعقل و تعمق به خرج دهید.
ببینید که با کى مىخواهید درافتید،
مسئله، مسئله فرد و یا شخص نیست. مسئله اسلام است
با کارهاى نکوهیده آیندهتان را تار و سیاه نکنید
بر فرض اینکه مسئله فرد باشد از جمله امام، آیا به نظر شما کوتهفکران، امام یک شخص عادى است که مىخواهید با ترفندهاى تبلیغاتى او را بکوبید؟
هنوز به ماهیت او پى نبردهاید که این پیرجماران این خورشید جماران، چشم امید مسلمانان جهان، با این سن و سال چگونه در مقابل مصائب و مشکلات ایستادگى کرد؟
از یک طرف مسئله جنگ کمک هاى نظامى و نیروهاى انسانى و تسلیحات از جانب کشورهاى بیگانه، به کشور عراق، فحشها و ناسزاهاى رسانههاى گروهى بیگانه، فکر اسراى جنگى، فکر آزادگان کشورمان، فکر راندهشدگان عراقى، معلولین جنگ، داغ فرزند عزیزش مصطفى خمینى که به قول خود امام امید آینده اسلام و ایران بود، داغ یاران و انصار باوفایش، بهشتىها و رجائى و باهنر و مطهرىها، فریاد سوزناک و دردآور کودکان دربند کشیده فلسطینى و آفریقایى و آه و ناله یتیمان پدر از دست داده در جنگ و نیز مسئله احتکار و گروهک ها و فسادهاى اخلاقى مسئله هروئین و غیره، از طرف دیگر چه کسى است که این را تحمل کند غیر از امام و آن هم با تکیه به قوه لایزال الهى
هنوز رهبران گروهک ها، رجوىها و غیره، نتوانستهاند در برابر امت حزباللهى قد علم کنند چه رسد به ابرجنایتکاران غرب و شرق
بنابراین شما هم کمى در گذشتهتان تجدید نظر کنید و به آغوش اسلام برگردید،
نخواهید که امت حزبالله گوش به فرمان امام باشد تا لب از لب امام تکان بخورد و شما را همچون دیگران به فرشته دوزخ بسپارند
اما پدر و مادر عزیزم
شاید نتوانستم حق شما را آن طور که خدا فرموده ادا نمایم
لذا بنا به مسئولیتى که داشتم عازم جبهه شده تا شاید با خون خویش حق فرزندى شما را ادا نموده باشم
اما مسئلهاى که بیشتر از هر چیز مرا عذاب روحى داد این بود که چرا از بین ما برادر یکى شهید نمىشود
البته برادر دیگر چون از لحاظ سنى کمتر مىباشند پس من در اولویت قرار داشتم
چرا که زمانى از مقابل خانواده شهدا عبور مىکردم نمىتوانستم سرم را بلند کنم آخر ما که ادعاى حزباللهى بودن مىکنیم چه خدمتى به این انقلاب کردهایم؟
آیا دادن یک شهید به این انقلاب مقدس کافى و وافى است ارزش این انقلاب به مراتب بالاتر از این است که یک فرزند از دست بدهیم
اما در پایان حقیر از دست دادهتان زکات خودتان دانسته و مرا حلال کنید.
و اشهد ان محمدا رسول الله
و اشهد ان علیا ولى الله.
و اما وصیتم به خانواده و دوستان و آشنایان:
اینجانب وصیت خاص نسبت به خانواده ندارم ولى خواستم لحظهاى بیندیشم که بهشت را به بها مىدهند بلکه باید و ضرورى است که بهائى پرداخت شودارزش انقلاب کنونى بالاتر از این است که فکر مىکنید
اینجانب شخصا به یک شهید از این خانواده قانع نیستم
در پایان از همه دوستان و آشنایان عاجزانه تقاضا دارم که به خاطر ابا عبدالله الحسین مرا حلال کرده و از بدیها و برخوردهاى غیر اصلى که احیانا نسبت به آنها داشتهام عفو و آمرزش مىطلبم.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
با درود و سلام به رهبر انقلاب اسلامی ایران
با سلام به ارواح پاک مقدس شهیدان گلگون کفن اسلام که با خون سرخ خود نهال آزادی را آبیاری کردند و این مملکت را از دست متجاوزین خارج ساختند.
خدمت پدر و مادر و برادر و خواهرانم سلام عرض میکنمامیدوارم تمامی اوقات را به خوبی و خوشی سپری نمایید.
پدر جان
چند کلمه ای به عنوان یادبود مینویسم
ناراحت نشوید چون این راهی که من انتخاب کرده ام راه الله است
امیدوارم که این ایثارگران راه توحید هر چه زورتر دست متجاوزین را از این مملکت کوتاه کنند و اسلام واقعی را در جهان پیاده کنند.
پدر جان
از اینکه نتوانستم زحمات شما را جبران کنم باید مرا عفو کرده و حلالم کنید.
مادر عزیزم
تو نیز که آنهمه زحمت در بزرگ کردن و پروراندن من کشیدی آنهمه درد و رنج را که برایم متحمل شدی نمیتوانم جبران زحمات نمایم تو نیز مرا حلال کن.
اگر شهادت نصیبم شد باید زینب وار استقامت کنی.
اگر شهید شدم بر سر مزارم گریه نکن
همچنین خواهر عزیزم
تو هم مانند زینب راست قامت و استوار باش.
امیدوارم مرا حلال کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم
به نور دل مومنان سنگرهای جبهه ها قسم
زمانی که مرا با گلوله توپ دشمن زد و بر اثر موج انفجار توپ به آسمان پرتاب شدم به خدا قسم که خدا را دیدم
و در آن لحظه و در این لحظه هیچ چیزی بر من گوارا نیست مگر آنکه شربت شهادت آنهم بدست مولایم حسین بنوشم.
پسرم
این را بدان که پدرت اگر سعادت داشت و شهید شد، سرباز حقیر امام خمینی بوده که با دل و جان، جان بی ارزش خود را فدای مولایش حسین کرد.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به ارواح پاک و مطهر شهیدان از کربلا گرفته تا کربلاى ایران
با درود بیکران به پیشگاه مقدس امام زمان و نایب برحقش خمینى بت شکن
مادر
پیامم به تو این است که جز راه امام و اسلام راه دیگرى را نپیمایی
در لحظه خون ریخته شده در دامن آزادى مرا نظارهگر و بیاد آورید که چگونه سعادتمندانه در خط امام و قرآن جان باخت.
راهروى سالک و ادامه دهنده راه حقیقت و استوار خون شهیدان باشید
بدانید که غم و اندوه براى من به اندازه یک وجب از خاک میهنم که با خون هزاران جوان پاک و مسلمان عطرآگین گشته است ارزش ندارد
از شما مىخواهم که غم و اندوهى که براى من در قلب خویش جاى مدهید
اشکى که بیاد من از دیدگان بىفروغ خود جارى مىسازید جز یاد خدا و اسلام و آزادى و آزادگى میهنم و پردوام و مستدام بودن قدمها و سلامتى کامل امام نباشد
چرا که من نیز بزرگ شده و پرورش یافته دامن انقلابى هستم که به رهبرى پیر طریقت و امام با عزم رهبرى گشته است و باید به امر او دیده گذاشته و به فرمان او لبیک گویم
اما بدانید پدر و مادر
از شما خواسته و مىخواهم که خواهران و برادرانم را همچون سرورانشان حسین و زینب تربیت نمایید
حسینى که بخاطر آزادى و آزادگى تشنه لب سر بر تیغ شهادت نهاد
اکنون که به آرزوى خویش رسیدهام و دارم به امر خدایم چشمان بىفروغم را از این دنیاى فانى مىبندم و جز ادامه دادن راهم انتظارى دیگر از شما ندارم
بگذارید در راه خدایم شهید گردم اما اسلام را براى شما به ارمغان آورم.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
بازگشت همه به سوی اوست.
هان ای زندگان!
خصوصا پدر و مادر و برادر و خواهرانم و بر هر کسی که پیامم را میشنود
مبادا بر کشته ای از پویندگان راه خدا آه حسرت بکشید و در افسوسش دل سوزانید و بر مشیّت حضرت حق خشم گیرید.
قبل از هر چیز باید بگویم که کشته شدن من و هزاران جوان مسلمان دیگر فقط به جرم اعتقاد به وحدانیّت خدا و رسالت محمّد (صلی الله علیه و آله) میباشد
بدانید که این کشته شدن ها یک نوع باختن نیست؛
بلکه یک فوز عظیم است که خدا هر کدام از بندگانش را که شایسته این فوز بداند او را به این نعمت بزرگ مفتخر میسازد.
بنابراین بدیهی است که در چنین کشته شدنی، هیچ گونه حزن، اندوهی، سوز و آهی روا نیست.شهادت، مرگ پر افتخاری که بارها به آن نزدیک شده ام ولی نصیبم نشده. شاید لایق شهید بودن نیستم
زیرا که شهید مقامی والا دارد و من فردی گناهکار و خوارم.
اینک با یاری خدا به جبهه آمده ام، نه برای انتقام و چیزهای دیگر ... فقط و فقط برای احیای دینم، تداوم انقلابم، امنیت میهنم و بالاتر از همه این ها برای رضای «الله» پای در پوتین مینهم و خدا را به یاری میطلبم و از او می خواهم که هدایتم کند.
دوست، دشمن و ملت شهید پرور ایران بدانند که راهم را برگزیده اماین را هم باید بگویم که ما به خاطر خاک و میهن نمی جنگیم، بلکه برای اسلام می جنگیم و هنگامی که قطره ی خونم بریزد، شعاری جز الله اکبر، خمینی رهبر سر نخواهم داد.
و برای آخرین بار پدر عزیز زحمت کش و مادر عزیزی که رنج ها و زحمت های زیادی برایم کشیدید و هیچ حاصلی از دسترنج خود نبردید، سلام عرض می کنم
امیدوارم که مرا ببخشید
از شما می خواهم که به جای گریه و زاری خوشحال باشید و به خدا امیدوار باشید.
فرزندی که در راه او داده اید از خود اوست.
همه چیز از اوست، هیچ چیز غیر او نیست.
پدر و مادرم!
امیدوارم که بعد از شهادت من ناراحت نباشید و درعزای من فقط برای امام حسین گریه کنید، چون امام حسین (علیه السلام) غریب بود، مظلوم بود.
مادرم و خواهرانم!
زینب وار باشید و پیام امام حسین (علیه السلام) را همچون خواهرش زینب به جهانیان برسانید.
امیدوارم در خط امام و ولایت فقیه باشید و مبادا امام را تنها بگذارید.
برادرم راهم را ادامه بده.نه برای انتقام بلکه برای مبارزه با دشمنان اسلام.
اسلحه ام را بردار و به جنگ با کافران و مزدوران برو.
ای پدر و مادری که با سختی ها و رنج ها مرا بزرگ کردید و با تمام مشکلات ساختید و مرا به اینجا رساندید، خوب به هر حال انسان باید اوّل تا آخر از دنیا برود، چه بهتر که انسان در راه خدا شهید شود تا در بستر ننگین جان بدهد.
امیدوارم پدر و مادر خوب، صبور و از من راضی باشید تا خداوند شهادت من را قبول کند.از شما و خاله ام و خصوصاً دختر خاله ام کلثوم که خیلی از من ناراحت است و من خود را مدیون او می دانم حلالیت میطلبم.
شما خانواده ام و امت خوب الله مبادا رسالت خود که ادامه دهنده راه شهیدان هستید انجام ندهید، فردای قیامت مسئول هستید.
پیام من همچون پیام سایر شهدا، حمایت از اسلام، ولایت فقیه و روحانیت، این پشتوانه محکم انقلاب، دلسوزان و پیشتازان انقلاب اسلامی است.
بدانید و آگاه باشید که من راهم را داوطلبانه و آگاهانه انتخاب کردم و عاشقانه به میدان جنگ رفتم و برای من بسیار مایه افتخار است که در ماه محرم امام حسین (علیه السلام) ماه خون، حمله خود را بر دشمن کافر آغاز می کنیم و امید آن که به کربلای امام حسین برویم.
از شما می خواهم برای سلامتی امام دعا کنید و از کسانی که به دیدار امام میروند سلام مرا برسانید.
شما را به خدای بزرگ می سپارم.
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا،
اگرچه از سرانجام این امتحان سخت بیمناکم
ولی مرا توفیق ده تا به یاری تو در این امتحان سخت تاریخ و این راهی که در پیش گرفته ام پیروز شوم.
خدایا،
تو بهتر از هر کس شاهدی که من این راه را نه برای کسب شهرت و فخرفروشی بر دیگران و یا برای دیگر اهداف دنیایی، که فقط به منظور رضای تو انتخاب کردم.
پس چنانچه مصلحت قرار گرفت که این جان ناقابل را در ادامه راه سرور شهیدان آقا امام حسین (ع) تقدیم نمایم،
از در احسان، گناهانم را ببخش و از سر تقصیراتم بگذر.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
ای ملت شهید پرور،
من به عنوان یک فرزند کوچک از شما خواهش می کنم که اگر می خواهید دوباره ستمگر و ظالم بر سر شما مسلط نشوند، هر کجا که هستید گوش به فرامین امام و رهبر مستضعفین جهان بدهید.
شما فکر میکنید که این مرد بزرگ برای چه کسی اینقدر زحمت می کشد؟
حال هر کس که منافق است خواهد گفت که خودش به سلطنت بنشیند
ولی مستضعفین می دانند برای چه کسی زحمت می کشد.
آری ای مردان خدا
بجنگید که پیروزی نزدیک است
خداوند متعال طرفدار حق است و کافران کور خوانده اند
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
نمی ترسم مگر از عدل و دادگری او
اعتمادى نمى کنم مگر به سخنان او
چنگ نمى اندازم جز به رشته بندگی او،
به تو پناه مى برم اى صاحب بخشش و گذشت.
حمد و سپاس خداى متعال را که به من توفیق داد تا همدم مردان خدا و عاشقان او باشم و در راه او گامى بردارمبا درود و سلام خدمت آقا امام زمان (عج الله فرجه) و نایب بر حقش امام خمینى این اسوه مقاومت، شجاعت و اطاعت؛
آن که راه ما جونان این میهن را از شیطان به سوى خدا تغییر داد و از خدا براى این هادى امتم طول عمر تا ظهور امام زمان (عج الله فرجه) را خواهانم
حال که در این راه گام نهاده ام بنابر وظیفه شرعى این وصیت نامه را مى نویسم
دیگر در این جا به فکر مسائل دنیا نمی باشم و می دانم دنیا فانى است و لایق این نیست که به خاطر آن خود را به زحمت انداخته و از خدا و آخرت دور شد.
امیدوارم که خدا مرا ببخشد
در این جا همراه با سلام از مادر می خواهم که براى من گریه و ناراحتى نکند و جوابگوى تبریک ادامه دهندگان راهم باشد
اگر هم می خواهد بگرید گریه کند اما نه براى من بلکه براى على اکبر حسین (علیه السلام) که او را پیشواى خود یافتم و از مادرش فاطمه خجالت می کشم که من گریه کننده داشته باشم و او نداشته باشد
از برادرم هم می خواهم در صورتى که من لایق شهادت شدم او اسلحه خونینم را برداشته و تا رهایى قدس عزیز راه مرا که همان راه رهبرم می باشد ادامه دهد
به او و دیگر رزمندگان راه اسلام یک کلمه می گویم و آن این است
اى جوانان و اى بندگان عزیز
خداى تعالى شما را در مقابله با دشمنان پیروز نماید از جنگ باز نمانید و بجنگید
این را هم در نظر داشته باشید که جنگ با دشمن خارجى بالاخره پایان می پذیرد و آن جنگى که پایانش با پایان عمر همه مان همراه است جنگ با دشمن داخلى یعنى نفس خود و شیطان رجیم مى باشد.
پس بیشتر به مبارزه با این دشمن بپردازید که جهاد اکبر این است.
پس به امید خودسازى کامل قبل از شهادت
و آرزوى موفقیت شما در هر دو جبهه جنگ
و طول عمر امام و تسریع در ظهور امام زمان (عج الله فرجه)
شهید نظر می کند به وجه الله
شهید از همه افراد افضل است.
امام خمینى
بسم الله الرحمن الرحیم
اکنون که عازم جبهه نبرد حق علیه باطل هستم بر آن شدم چند کلمه ای بعنوان یادگاری از خود بنویسم.
پدر و مادر عزیزم
من فقط بخاطر رضای خداوند نه بخاطر پول و نه بخاطر چیز دیگر فقط و فقط بخاطر رضای خدا و به دور از هر گونه جریان و احیانا گناه و معصیت و غیبت به جبهه عازم می شوم
هدفم پیروزی رزمندگان اسلام و اگر لیاقت شهادت را داشتم خداوند متعال به درجه رفیع شهادت مرا برساند.
اگر به شما حرفی زدند که چرا گذاشتید به جبهه برود؟ و اگر احیانا صحبتهای دیگری کردند که تهران که برای او خوب بود و غیره...
شما در جواب بگوئید بچه ما بخاطر رضای خداوند و کمک به دیگر رزمندگان به جبهه رفت و صابر باشید که خداوند باصابران است
و بدانید که شما با خداوند معامله کرده اید و خود خداوند پاداش این معامله را که صبر و استقامت است به شما خواهد داد.
شما باید همچون زینب کبری (س) پیام دهنده خون شهیدان باشید و راضی باشید به رضای خداوند
هر موقع که بالای سر قبرم آمدید برایم قرآن بخوانید تا توشه راهم باشد
به برادرانم بگوئید ادامه دهنده خون شهیدان باشند و همچنان در سنگر مبارزه بر علیه باطل باشند.
به خواهرانم بگوئید آنها هم زینب گونه پیام دهنده خون شهیدان باشند.
از همه دوستان و اقوام برایم حلالیت بخواهید.
خمس پولهایم را بدهید و برایم نماز و روزه بگیرید که توشه راه آخرتم باشد.
احیانا اگر به دوستانم یا آشنایان بدهکار بودم بدهی مرا بپردازید.
در پایان فرج آقا امام زمان (عج) و سلامتی امام امت و پیروزی رزمندگان را از خداوند متعال خواستارم.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
بارالهی،
تو خود آگاهی که چگونه فرزندان اسلام و انقلاب ایران را به خاک و خون کشیده اند.
آنان کور خوانده اند.
آنان فکر می کنند با شهید کردن مهره های اصلی، انقلاب را از بین می برند ولی سخت در اشتباهند.
چون از قطره خون هر شهید، هزاران انقلابی بیدار دل به وجود می آید.
خداوند تبارک و تعالی فرموده است که دین او پایدار است.
خدایا،
شما را شکر می گوییم که دشمنان اسلام را نادان و گمراه آفریدی.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بر حسب این که بر هر مسلمانى واجب است که در زمان حیات خود وصیت نامه داشته باشد من هم به نوبه خود وصیت مى کنم.
خدایا
خداوندا،
بر محمد و آل محمد درود مى فرستم که او فرستاده بر حق توست.
ما را از سیاهى و کارهاى نادرست بازداشت و به ما چگونه زیستن را آموخت.
شکر و سپاس تو را که در سیاهی هاى رژیم پلید دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهى به ما امامى ارزانى داشتى که با رهبرى او خویشتن را باز شناسیم.
اکنون میان لحظات حساس زندگى خویش که کفار براى نابودى دین، بر خاک مقدس ما هجوم آورده اند
و ما در جنگ با دنیاى کفر براى احیاء دین خود هستیم.
به شرافت سربازى خود سوگند خوردم که تا زنده ام این جنگ را نمى توانم تحمل کنم که ما جوانان مسلمان ایران باشیم و مملکتمان در تاخت و تاز کفار و یهود باشد،
من در صورتى که مى دانم در جبهه، مردن و زخمى شدن، معلول شدن و شهید شدن هست با آغوش باز سختى ها و مشقت ها را در راه اعتلاى اسلام به رهبرى امام خمینى تا ظهور امام زمان (عج) پذیرا هستم،
در این راه از هیچ کوششى فرو گذار نخواهم بود.
خدایا
به ما تزکیه در نفس، و ایمان همراه با عمل و شناخت بده و از سر تقصیر و گناهان ما در گذر و به ما توانایى براى اجرای احکامت اعطا نما،
اگر در این راه مقدس به فیض شهادت نائل آمدم وصى خودم را پسرم قرار مى دهم و از او مى خواهم به وصیتم عمل کند،
در زندگى چیزی هست که هیچ انسانى را از آن گریزى نیست و آن مرگ است.
آرى رفتن من غم نیست که برایم بگریید زیرا که این گونه رفتن را خود برگزیده ام،اگر بدنم بدستتان رسید آن را در بهشت زهرا، کنار قبر شهیدان انقلاب دفن کنید،
برایم مراسم بسیار کم خرج برگزار کنید که امامم این گونه فرموده: با صداى بلند به مردم بگویید هر کس که به امام و جمهورى اسلامى اعتقاد ندارد در مراسم من حق ندارد شرکت کند.
از همسرم مى خواهم با جوانى متعهد، مسلمان، پیرو خط امام و معتقد به ولایت فقیه ازدواج کند،
امیدوارم موفق باشد و در امور مربوط به همسرم پدرم وصى است که به صورت اسلامى رفتار کند.
پدر و مادر، برادران و خواهرم و دیگران را وصیت مى کنم به تقوا و حسن عمل و پیروی از امام،
فکر مى کنم به کسى بدهکار نیستم در بقیه امور به صورت اسلامى رفتار کنید.
مادر
در شب زفاف عروست این تفنگ زیبا و دوست داشتنى را در بغل گرفتم و به این حجله گلین به کوچه، نقل هاى سرخ بر سرم می ریختند.
بر سر من و خونم نظر کنید، تنها به جرم پیروى از امام و دفاع از انقلاب خونم را ریختند.
اى دشمن
بدان که به خدا سوگند تا ظهور حضرت مهدى (عج) و اجراى صددرصد احکام خدا، اگر هر روز مرا بکشید و باز به امر خدا زنده شوم باز دست از مبارزه بر نخواهم داشت.
دیگر منتظر آمدنم به مرخصى نباشید،
دیگر برایتان نامه نمى نویسم و تلفن نمى زنم زیرا که مرا همه جا مى بینید.
بسمه تعالی
پدر و مادرجان!
من سربازى بودم که فقط در راه دین و وطن خدمت مىکردم و فقط این یک آرزوى من بوده و به آرزویم رسیدم.
پدر و مادرجان!
در زمانى که من دار فانى را وداع گفتم مرا در بهشت زهرا دفن نمایید
امیدوارم که شما هیچ ناراحت نباشید،
چون مرا خدا به شما امانت داده و امانتى را هر وقت که بخواهد از شما پس مىگیرد.
پدرجان و مادر عزیزم!
من در عمرم بسیار مدیون زحمات شما مىباشم و تنها تأثرم در این است که مبادا در پیشگاه خداوند از قصور وظیفه ی فرزندى شرمنده باشم.
به هرحال دلم در بند این است که مرا حلال نمایید و مرا مشمول دعاى خیر خود گردانید.
والدین مهربان!
از نظر مالى من به کسى بدهکار یا طلبکار نیستم و مابقى اموالم صرف خیرات گردد.
از بین فامیل و دوستان اگر کسى مدعى طلب از من شد به او بپردازید تا ما را سرافکنده و شرمنده نسازد و از گناهان شما جمیعاً در گذرد.
و سلام و درود بر رسول اکرم حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) و خاندان بزرگوارش (علیهم السلام).
ضمناً از برادر بزرگ و کوچکم و یک خواهر عزیزم مىخواهم که راه و عقیدهشان این باشد که در راه دین و اسلام و کشورشان خدمت کنند و راه برادرى را ادامه دهنده باشند.
برادر عزیزم که در تهران مشغول فعالیتى
بیشتر راه و عقیدهات را علیه منافقین و ضد انقلابیون قرار بده و امیدوارم در این مسیر محکمتر و راسختر ادامه دهى.
بسمه تعالی
من به آن سن و مقامى نیستم که شماها را نصحیت کنم
ولى به این انقلاب و امام، مؤمن و معتقد باشید.
وقتى کسى حرفى مى زند چون ما آگاهى نداریم رأى ما را مى زند و ما را مخالف رأى خودمان مىکند.
اگر امروز مى بینیم اشکالاتى در پیاده کردن بعضى از برنامه هاى اسلامى هست این به خاطر این است که زمینه کار از دوران طاغوت خراب است،
اما فعلا انقلاب کرده ایم تا بخواهیم به آن حکومت اسلامى به معناى واقعى برسیم 40 یا 50 سال وقت لازم است.
و در طى این سالیان براى این که ما را از این هدف مقدس منصرف کنند به جنگ، ترور و تحریم اقتصادى و... متوسل مىشوند، ولى ما راه خود را انتخاب کردهایم و هرگز باز نمى ایستیم.
مرگ من که سرباز وطن و مکتبم، یک هدیه براى مادرم است،
بودن یا نبودن من بحث نیست، بحث این است که مرگ من چه تأثیرى در زندگى دیگران دارد.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسمه تعالی
وصیت من، وصیت تمام شهیدان در راه خداست.
یعنی این که می خواهم همه شما ادامه دهنده راهم باشید
ان شاء الله تا ظهور حضرت مهدی (عج)
چیز دیگری که از تک تک شما می خواهم این است که اگر کوچکترین بدی از من دیدید حلالم کنید، مخصوصاً شما مادر و پدرم.
و دیگر این که برای پیشرفت در کارهایتان صبر و مقاومت پیشه کنید و نماز به پا دارید و به ذکر خدا مشغول باشید،
همگی سعی کنید که شناخت خود را نسبت به امام زمان (عج) و نایب او بیشتر کنید،
این نوشته ای که الان دارم می نویسم در هوای خیلی تاریک است و چند قدمی دیگر به دیدار خدا ندارم،
باز می گویم وصیت من، وصیت امام حسین (ع) است.
دیگر این که در مرگ من که ان شاء الله خدا آن را شهادت قرار دهد، گریه مکنید و مراسم عزاداری مرا مثل مراسم جشن دامادیم برگزار کنید.
کوچکترین ناراحتی به خود راه ندهید تا منافقان و دشمنان سوء استفاده کنند.
پدر و مادر عزیزم،
اگر من به شهادت رسیدم برای من گریه و شیون نکنید، بلکه برای مظلومیت آقا ابا عبدالله الحسین (ع) گریه کنید.
و از این که من قدر زحمات شما را ندانستم و شما را خیلی اذیت کردم مرا ببخشید و حلال کنید،
برای رزمندگان اسلام و برای پیروزی آنها دعا کنید.
ای امت شهید پرور
همواره قدر امام عزیزمان را بدانید و همواره پشتیبان او باشید و در پشت سر او حرکت کنید.
می بخشید که جملات بریده بریده است، چون فرصت و مکان مناسب نیست.
دیگر این که خیلی دوست دارم که مرا در بهشت زهرا دفن نمایید.
سلام و درود به ولایت امر، فقیه الله، اعدل عارف کامل امام عظیم الشان خمینى که سر وجان بى ارزش و حقیرم فداى او که قلب مرده ما را به مسیر احیاء هدایت کرد و او اغلال را از گردن امتى بگسلید و فرو انداخت
خصوصا در شرایط خاصى که همه، ریشه هاى گندیده نقاب را از چهره بر گرفته اند و بعد از مدتها شیطنت و عوام فریبى در مقابل ولایت مطلقه اش به خیال خود صف کشیده اند
غافل از آنکه تند باد توفنده ایمان و اخلاص امت رزمنده ما شجره خبیثه آنها را به زودى زود و به یارى حق سر نگون خواهد ساخت. ان شاء الله
وظیفه همه ماست که که در کوچه و خیابان نام او را به عظمت یاد کرده و با کمال قدرت پوزه بد خواهان و بد گرایان او را به خاک و خون بکشیمو لحظه اى سکوت و قعود و بى اعتنائى، نشان بى اعتنائى و بى توجه اى به احکام شریف اسلام عزیز و خون شهداى بزرگوار انقلاب اسلامى است.
تجربه نشان داده است که هر کجا امام بنا به مصالحى سکوت اختیار فرموده اند، ما از معرفت حق و سبیل رشد عاجزا و بعضا محروم مانده ایم
حق آن است یک بار امر خود را به او وا گذاریم و به اولویت شرعى و عقلى او گردن نهیم.
سلام به پیشگاه رهبر انقلاب که چنین مبارزه اى را به ما آموخت و شرف و عطوفت به ما عطا کرد.
هیهات که بیست سال از عمرم گذشت و هنوز اندر خم یک کوچه ام.
زیرا که از نعمتهایى که به من داده سپاسگزارى نکرده ام وشرمنده ام و بیشتر از همه از نعمت بزرگ خداوند نا سپاسى کرده ام که امام و رهبر و مرجع تقلید، روح خدا خمینى بت شکن، توفیق نیافتم تا ایشان را از نزدیک زیارت کنم.
توفیق نیافتم آنطور که باید در گفتارش تفکر کنم و توفیق نیافتم که بیشتر بشناسمش.
افسوس وصد افسوس که با او هم عصر بودم، ولى از ولایتش بهره نجستم و به فرامینش نیندیشیدم.
درود وسلام به روان پاک شهدا که معنى کامل ((انا لله وانا الیه راجعون)) گشتند.
چرا که درک کردن از خدا هستند و در راه خدا فداکارى کردن و به سوی او رجعت نمودن
و فهمیدن که هر چه دارند از خدا دارند،
اگر زندگى دارند خدا داده است، اگر اولاد دارند خدا به آنها عطا کرده است واگر ثروت دارند خدا به آنها عطا کرده است.
و همه چیز را خداى تبارک و تعالى اعطا فرموده است، آنها به این معنى ایمان آورده بودند و اطمینان داشتند.
وسپس مورد بشارت و رحمت و مغفرت خداوند قرار گرفته اند.
((ان الذین قالوا ربنا لله ثم استقاموا وتنزل الملائکه لا تخافوا ولا تحزنو ا))
به لطف خداوند در تاریخ 1360/11/19 وارد دانشگاه شدم و آن خط اول جبهه بود.
دانشگاهى که نظیرش را در هیچ کجاى دنیا نمی توان پیدا کرد.
دانشجویانش را از اقصى نقاط کشور، پیر وجوان، ترک و فارس، عجم و عرب، کرد ولر و.... بدانجا آمده اند.
پیر مردانى که با ۸ سر عائله یا بیشتر میباشند و محاسن بر گونشان بر چهره نورانیشان میدرخشد.
و یاد آور حبیب ابن مظاهر در کربلاى حسین هستند و حالات و نگاههایشان بازگو کننده عمیق ترین مفاهیم عرفانى و سلوک سالکان راه حق میباشد.
"مواد درسى این دانشگاه عبارتند از:
تقوا و تهجد، درس معاشرت و مردم دارى و....... "
دانشگاهى که در آن هر کس به اندازه ظرف وجودش بهره میگیرد بهره هایى که هیچ لذتى نمیتواند جایگزینش گردد
و به جرات باید بگویم که دیدن لااقل یک دوره کوتاه این دانشگاه براى خودسازى انسان بر همگان لازم است.
زیرا در این دانشگاه بسیارى از مسائل را که در قالب الفاظ و کلمات نمیتوان یافت به عینه دیده میشود و عالى ترین درس توحید و خدا شناسى را مى آموزد.
و آنچنان است که انسان ره صد ساله را یک شبه طى میکند.
و تمام وجودش مى بیند و میخواهد- تا خدا نخواهد هیچ اتفاقى نمى افتد.
عالیترین نمره در این دانشگاه نمره "شهادت" است
هر کس که به بهترین وجه توانسته باشد دروسش را گذرانده باشد میتواند عالیترین نمره را کسب کند و از این رو رقابت عجیبى در سبقت گیرى براى این نمره وجود دارد.
هر کس سعى میکند که خود را خالصتر و بى ریاتر کند، خود را از هر گونه آلودگى وزشتى مبرى سازد.
از آلودگى که سخن میگویم، دراینجا آلودگى مضمون دیگری دارد و آن بیشتر همین وسوسه هاى شیطانى است که صرفا از ذهن میگذرد و عموما در عمل نمیتواند موثر گردد زیرا آنان دیگر دوستان خدا شده اند و گفته ها و شنیدن هایشان گفتن و شنیدنى خدایى گشته بالنتیجه از خطا به دور است.
در حدیث قدسى آمده است که "بنده من هیچ وسیلهاى محبوبتر از انجام آنچه را که بر او واجب کرده ام براى تقرب و نزدیکی به من ندارد. به درستی که بنده من توسط بجا آوردن نافله ها و مستحبات به من آنقدر نزدیک مى شود تا آنکه او را دوست مى دارم و چون او را دوست داشتم، اگر مرا بخواند اجابتش مینمایم و اگر از من چیزى تقاضا کند به او عطا میکنم".
سنگرها با عکسهایى از امام و یارانش و دیگر شهداء و پوسترهاى مختلف تزئین شده بود.
در این دانشگاه بى نظیر که قلمش رگبار مسلسلها و خمپاره ها، مرکبش خون پاکبازان و از خود گذشتگان، کاغذش خاک کربلاهاى ایران، حافظه اش تاریخ خونبار و سراسر مظلومیت تشیع سرخ علوى، یادآورش و رهروان خط شهادت و معلمانش سرور آزادگان، سالار شهیدان، حسین فاطمه (ع) است.
وقتى که دانشجویى به درجه عالیه شهادت نائل مى گردد در حالیکه سرش از بدنش جدا گشته، و دست و پایش هر یک به طرفى پرت گشته و بدنش نیز تکه تکه گشته،
همکلاسی هایش با قلبى سوزان اما حسرت بار بدرگاه خدا ناله مى کنند و مى گویند (انا لله و انا الیه راجعون) خوشا به سعادتش که خدا خیلى دوستش داشت.
خدایا،
بار الها،
پروردگارا
ما نیز در این آرزو بسر مى بریم.
خداوند فرموده است:
(هر کس در جستجوى من در آید مرا مى یابد و هر که مرا یافت مرا مى شناسد و هر کس که مرا شناخت دوستم مى دارد و هر کس که مرا دوست داشت در دوستى به پایگاه عشق و ایثار قدم میگذارد و چون او در پرستش به من عشق ورزید من هم در رحمت به او عشق مى ورزم وعاشق کوى من سرانجام کشته به راه من خواهد شد.
در اینجا درباره کسانیکه براى رسیدن به لقاء الله وملاقات حق سر از پا نمى شناسند و براى رضاى خدا میجنگند
در هنگام شهادتشان که دیگر ضربه هاى ناجوانمردانه دشمن بر پیکرشان کارى میگردد مصداق این روایت شریفه را که در کتاب مجمع البیان از رسول اکرم (ص) نقل مى کند مییابیم:
"فتکون الطعنه والضربه على شهید اهون من شرب الماءالبارد فى یوم الصائف"
"ضربات دشمن بر پیکر شهید، آرامتر و گواراتر از آب خنک در روز گرم تابستان است".
رمز و ملاک این همه قداست ها، ارزش ها وحماسه آفرینی هاى سپاه اسلام که قلبها را تکان میدهد و انسانها را زیر ورو میکند و هر روز و هر لحظه بر خیل جانبازان جمهورى اسلامى مى افزاید در چیست؟
کشته هاى ما افتخار مى افزایند و هر یک نه تنها در شهر و دیار خویش بلکه در قلب همه محرومان و مستضعفان جهان انقلابى عظیم خلق میکنند و روحى تازه به حیات آنها میدهند
ولى سپاه کفر نه تنها زندهایشان بلکه کشته هایشان نیز ننگ ونفرت و ذلت و خارى ایجاد میکنند.
در حالیکه سپاه کفر از بسیارى لحاظ با کمکهاى همه جانبه تمامى خونخواران ودشمنان قسم خورده اسلام وجمهورى اسلامى، بسیار مجهزتر است
تا آنجا که با ایجاد نهایت رفاه و تجهیزات بسیارى از سربازانشان را دلخوش کرده اند تا بیایند وبجنگند وشاید اغلب، رزمنده تر هم باشند که هستند،
چرا که در اینجا از فاصله حدود هفت کیلومترى که با دوربین نگاه مى کنیم همچون غولى بلند و چاق هستند ولى در رودررویى با یک رزمنده هفده یا دوازده ساله بسیجى چنان خار و ذلیل میشوند که انگشت به دهان میمانم.
پس رمز و ملاک این همه عظمت آفرینیها واعجاز آفرینیها سپاه اسلام و شکست و زبونى و فرار سپاه کفر در چیست؟
آنچه ثابت شده است رمز و ملاکش فقط و فقط در ایمان و اتکاى به خداى بزرگ مى باشد.
میزان ارزش و بازدهى و قداست هر عمل به انگیزه و نیت عامل آن بستگى دارد.
شاید دو عمل در ظاهر بسیار شبیه هم باشند اما در میزان ارزش و ثمرات اختلافى فاحش و غیر قابل وصف داشته باشند.
در اینجاست که انسان با تمام وجودش مى بیند و شهادت میدهد که کارها فقط و فقط براى خدا ارزش دارد واثر بقاء خواهد داشت.
آخرین سخنم مژده و بشارت بزرگى است که به شما مى دهم:
از تاریخ 22 بهمن تا کنون در انتظار برنامه حمله به سر مى بریم
چرا که طرحى براى 22 بهمن به مناسبت سالگرد پیروزى انقلاب در دست اجراء بود ولى چون مزدوران بعثى که قدرت دفاع از مواضع خود را ندارند به فکر حمله افتادن و در حالیکه صدام فرماندهى مستقم لشکریان را داشت، به تنگه چزابه که در ده کیلومترى شمال غربى بستان قرار دارد و در جریان نبرد تاریخى طریق القدس بدست نیروهاى خودی افتاد و دشمن کافر براى بازیابى شهر بستان وجبران شکست مفتضحانه خود تصمیم حمله به این نقطه را گرفت به این تصور که از اینجا راهى را براى اشغال بستان پیدا کند؟(1360/11/17).
مقاومت مردانه بچه ها باعث شده بود که نیروهاى کمکى بتوانند در زیر باران خمپاره و توپ خود را به خط مقدم برسانند با آمدن نیروى کمکى آتش نیروهاى خودى کمى ضعیف شده بود.
دشمن به تصور اینکه نیروهاى ما عقب نشینى کرده اند، حریصانه خود را به طرف سنگرها روانه کردن
اما چیزى از این خیال نگذشته بود که جبهه در دل شب یکباره آتش گرفت و نبرد تن به تن آغاز شد زمین مالامال از اجساد کشته و زخمى عراقى ها شد که لا به لاى هم ریخته شده بودن.
در زیر آفتاب تازه دمیده، سراسر زمینهاى جلو را میشد دید که چگونه پر از اجساد مزدوران شده بود،
این دومین حمله عراقى ها بود که شکست مى خورد یک اسیر مى گفت
(چند روز پیش ما را به عماره بردند و صدام براى ما سخنرانى کرد و گفت حیثیت عربى ما به خطر افتاده است و ما باید به هر ترتیب با تصرف بستان آن را ه دست آوریم)
و همچنین درباره شدت این حمله گفت نفرات زیادى را آماده کرده اند و خود صدام فرماندهی عملیات را به عهده دارد.
چند ساعتى از تیر اندازیهاى رو در رو خبرى نشد.
گویا نیروهاى تازه نفس صدامى دچار تنگى نفس شده بودند. نیروهاى تازه نفس که آمده بودن حماسه بیافرینند، حماسه مقاومت ما را، حماسه اى که در آن نه تنها یک قدم به عقب نگذاشتیم بلکه به جاى آنکه آنها پیشروى کنند، ما به مواضع جدیدى دست پیدا کردیم.
این حمله هفت بار تکرار شد که هر بار از اوایل شب صداى توپ و خمپاره را ما در اینجا مى شنیدیم.
با شروع این جنگ از طرف آنها اکثر نیروهاى پشتیبانى ما از قبیل تانک و توپ خانه از پشت سر ما جمع کردن و به آن محل بردند ولى چند روز است که نیروهاى خیلى زیادى آمده اند که انتظار ساعتى را مى کشیم که به یکباره با اعلام کلمه رمز فرمانده هاى اسلام سرزمینى به طول تقریبى هفتاد کیلومتر از بستان تا دزفول در آتش قهر خداوندى به دست رزمندگان اسلام شعله ور گردد و نیروهاى مزدور بعثى را تا مرز عقب بنشانیم که عرض آن هم حدود هفتاد کیلومتر است
و ان شاء الله این حمله قبل از عید شروع گردد باشد که هدیه اى ناقابل به پیشگاه حضرت امام خمینى و روح پاک شهدا و خانواده شهدا و ملت بزرگ ایران باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به رهبر کبیر انقلاب، امید مستضعفان جهان
درود بر امت شهید پرور ایران.
این راهی است که باید همه آن را طی کنند.همان طور که در دعای کمیل می خوانید هیچ کس نمی تواند از حکومت خدا فرار نماید،
پس ما با خدا عهد می بندیم که فقط در راه او قدم برداریم و برای رضای او کار کنیم.
برادران!
در جلسات مذهبی، در دعاها و در هیئت های قرائت قرآن و در کارهای خیر مردم شرکت کنید
در کارهایتان توکل بر خدا داشته باشید.
خدا را زیاد یاد کنید، نماز بخوانید که همانا نماز، شعار جنگ با طاغوت هاست و نماز شما را از زیورهای فریبنده دنیا رها می کند.
از تک تک دوستان می خواهم مرا ببخشند و به مسئولیت خود در این انقلاب پی ببرند.
ان شاء الله خداوند همه ما را در صراط مستقیم قرار دهد.
ای مردم!
پیرو ولایت فقیه باشید تا به جامعه آسیب نرسد.
امام را یاری کنید.
آنچه مهم است خط رهبری و ولایت فقیه است.
اگر ولی فقیه را از شما بگیرند و شما را از روحانیت جدا کنند و اگر تفرقه بر شما حاکم باشد در دنیا و آخرت مورد غضب خدا واقع می شوید و سعادت نصیبتان نمی شود و زور بر شما حاکم می گردد.
به این اجتماعات مذهبی اهمیت دهید و اجتماعات را از دست ندهید.
به همدیگر دعا کنید.
مؤمنین در حق هم دعا کنند که این گونه مورد اجابت قرار می گیرند.
تقوا پیشه کنید که می توانید حق را از باطل جدا کنید و تمیز دهید.
از دنیا دست بردارید و اگر مقامی و پستی را می خواهید دنبال کنید، هدفتان رضای خدا و برای برقراری عدالت باشد.
اگر می خواهید سعادتمند شوید در هر حال و در هر کاری خدا را شاهد بگیرید.
اخلاق نیکو داشته باشید که هدف انبیاء، اخلاق و بیداری وجدان بوده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر امام خمینی ولی فقیه،
این قامت ایستاده که مانند جدش حسین(ع) در برابر ظلم و ستم مستکبران و قدرت های بزرگ قد علم کرده و یک قدم به عقب بر نمی گردد.
سلام بر امت شهید پرور و نمونه، که همواره در صحنه بوده و قدرت نفس کشیدن و خواب راحت را از دشمن سلب کرده.
سلام بر پدر و مادر عزیزم،
که نمی دانم چه بگویم از زحماتی که برایم کشیدید؛ تشکر می کنم و امیدوارم که خدای بزرگ اجرتان را عطاء نماید.
از خداوند بزرگ یک چیز را می خواهم
جمله ای کوتاه است از پروردگارم،
می خواهم که به پدر و مادرم صبری عطاء نماید که شهادتم را پذیرا باشند
خدایا
هر چه زودتر نصرتمان را نزدیک گردان.
خیلی چیزها می خواهم بگویم ولی چه بگویم که زبانم الکن و لال شده،
در جوش و خروشم ولی قلم عاجز است.
در انتها از خداوند بزرگ می خواهم که رهبرمان، این ابرمرد را تا انقلاب مهدی (عج) نگه دارد.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
این وصیت نامه ها انسان را میلرزاند و بیدار میکند.
امیدوارم به یاری خدا و به رهبری چون ابر مرد تاریخ ایت الله العظمی امام خمینی ملت ها و مستضعفین جهان که زیر دولت های ستمگر بسر میبرند آزاد گردند تا قانون خدای محمدی بر آنها حاکم گردد.
ان شاء الله
به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
حسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون
آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان به خدا آوردیم رهایشان کنند و بر این دعوى هیچ امتحانشان نکنند؟ «سوره عنکبوت 2»
خدمت پدر و مادر عزیزم سلام عرض کرده و سلامتى آنان و تمام مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات را از خداوند قادر متعال خواستارم.
با امید به دعاى شما در دل شب و طلب یارى از خدا براى رزمندگان اسلام در جهاد فى سبیل الله
ما نیز در منطقه، انتظار فرج و فجر طالع را مىکشیم تا کى طلوع فجر آغاز شود و شب تاریک و ظلمانى عمر روزگار، راه به صبح قریب پیدا کند.
خدا داند که الیس صبح بقریب آیا صبح زندگى نزدیک نیست؟ که الله اعلم: خدا داند قسمت چه باشد.
پدرعزیز، مادر گرامیم
دعایمان کنید و به درگاه خدا رو آورید و از او بخواهید که اسلام را یارى و مسلمانان را پیروز و رزمندگان حق طلب را نصرت و استقامت و قدرت عنایت کند
به پدرها و مادرها و خواهرها و برادرها و بخصوص به مادرها صبر و استقامت و نعمت ایمان و عمل، ایثار و از مال و از جان گذشتگى عنایت فرماید.
پدر عزیز و مادر از جان عزیزترم
هیچ وقت براى شهیدى گریه نکردم، مگر آنکه وقتى مادرش تنها بر سر قبر فرزندش نشسته بود و آرام آرام در دل خود مىگفت که چه آرزوها که نداشتم و آنوقت بود که هرچه مىخواستم جلوى خودم را بگیرم قدرت نداشتم و با تمام وجود گریه مىکردم.
تنها خواسته ام از خدا در آن لحظه این بود که خدایا به پدر و مخصوصاً مادران صبر عنایت کن.
بیادشان آور روزى را که زینب کبری (س) نیز زنى و مادرى بود که فرزندانش را در صحراى کربلا جلوى چشمانش شهید کردند
برادرش و برادرزادههایش و دیگر اقوامش را در همان روز شهید کردند؛
از طفل خردسال، علىاصغرش تا جوان تازه داماد علىاکبرش را تقدیم اسلام و قرآن کرد.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
به دخترم دروغ نگویید،
بگویید پدرت به سفر رفته و بهترین دنیا را برایت به ارمغان مى آورد،
بگویید برای آزادى او هزاران خمپاره دشمن به سینه پدرش در کرخه و انگشتان پدرش را در میمک، دستان او را در شوش، حنجره اش را در ارتفاعات، قلبش را در هویزه نشانه گرفته است.
بگذارید به جاى بازى کردن جنگ را، به جاى سرود خواندن قرآن را، به جاى عروسک غربى، ایثار و گذشت را بیاموزد.
بگذارید بذر خدایى در او پاشیده شود.
آزاده من یک آزاده ببار آید و یک ثارالله شود.
بسم الله الرحمن الرحیم
امام زمان (عجل الله فرجه) همیشه یار و یاور رزمندگان اسلام است.
ما به خاطر اسلام و قرآن است که نبرد می کنیم
چون غیر از این اگر باشد ما شکست می خوریم
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
"ان الله اشترى من المومنین انفسهم بان لهم الجنه یقاتلون فى سبیل الله فیقتلون و یقتلون... و ذلک هو الفوز العظیم"
همانا خداوند جان و مال مومنین را به بهاى بهشت از ایشان خریدارى نموده که در راه خدا جهاد مى کنند پس می کشند و خود کشته مى شوند... و این خود سعادت و پیروزى عظیمى است. توبه/111
این مباحث بحثى است در زمینه نقش خاندان شهید و خود سازى،
وقتى شهیدى از خاندان اسلام به درجه شهادت نائل مى شود، در وجودشان انقلاب بر پا می شود.
وقتى که ما مى گوییم شهید (یعنى تکان دهنده و دگرگونى در وجود انسان) دگرگونى که باید در وجود انسان پیدا بشود،
اى مسلمانان،
اى مردم قهرمان ایران زمین،
بپا خیزید و بیدار شوید و این ابرقدرتهایى که مى خواهند اسلام و این سنت را نابود کنند نگذارید.
همه شما سربازان امام زمان (عج) هستید.
اى مادر عزیز،
اى مادران مهربان
اشک نریزید و ناراحت نباشید.
شما باید خوشحال باشید که امتحانتان را خوب پس داده اید.
مادرجان،
باید به حال آنهایى اشک بریزى که در راه اسلام گام بر نداشته اند.
اگر اشک بریزى اشک خوشحالى باشد،
اگر این را باور کنی، مشت محکمى است که به دهان گروهکها فرود مى آید.
اى مادر عزیز و مهربان من،
اى پدرجان، اى برادر جان و خواهر عزیزم،
تنها آرزویى که دارم این است (برخوردتان برخوردى مکتبى باشد)
مى خواهم در عمل طورى باشید که مشت محکمى به این ابرقدرتها و منافقین و گروهکها بزنید.
اى خانواده عزیز و پدرجان،
تنها آرزوى یک شهید این است که راهش را ادامه دهى.
اعمال خودتان را درست کنید و اعمالی را که مطابق مکتب اسلام است در وجود خودتان بپرورانید.
(شهید به معناى دگرگونى در خاندان اسلام براى خودسازى و خود را براى شناخت بهتر در حرکت مکتب (اسلام) سوق دادن).اى مادر،
تو را به حسین (ع) که سردار بزرگ اسلام است قسمت مى دهم که براى من اشک نریز،
اگر مى خواهى مرا خوشحال کنى راه ما (شهیدان) را ادامه دهید.
آن قدر برخوردتان خوب باشد که در عمل به این گروهک ها بفهمانید که اسلام چیست؟
به اینها بفهمانى که وقتى یک شیعه جعفرى در راه اسلام شهید مى شود یعنی چه؟
مادر عزیز،
گوش به فرمان امام خمینى بده.
اى خانواده،
بشنو که امام ما چه مى گوید؟
این رهبر بزرگ را بشناسید، چون هر چه بیشتر بشناسید علاقه تان بیشتر مى شود.
اى مادر جان،
اگر مى خواهى مرا خوشحال کنى ببین امام چه مى گوید و بدان عمل کن.
پدر جان،
الان در حالى این مطالب را برایتان مى نویسم که اشک تمام چشمانم را پوشانیده است،
مى دانم که تو را خیلى اذیت کرده ام،
تنها چیزى که مى توانم به شما بگویم این است.
از شما خواهش می کنم، اگر در گوشه قلبتان به اندازه یک نخود به من علاقه دارى، راه اسلام را ادامه بدهید،
هر روز به مسجد برو، مسجد را ترک نکن،
اسلام به شماها احتیاج دارد و فرمان امامت را گوش کن.
"ان الله یحب الذین یقاتلون فى سبیل الله صفا..."
همانا خداوند دوست دارد آنان که در صف جهاد در راهش مقاتله مى کنند. صف / 4
پدرجان،
شهید شدن یعنى دگرگونى در خود به وجود آوردن و در وجود خود انقلاب کردن، در راه اسلام رفتن، گوش به فرمان امام دادن و در جهت تحقق اسلام به دیدار خدا شتافتن.
دیگر عرضى ندارم.
امیدوارم که مرا فراموش نکنید و خودتان را با اشک ریختن توجیه نکنید.
من نمى خواهم لباس مشکى تنتان باشد، هر وقت به خانه من آمدید لباس مشکى تنتان نباشد.
(من ناظر اعمالتان هستم)
"و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون"
و مپندار آنان که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند، بلکه ایشان زنده اند و نزد پروردگارشان از نعمت و روزى بهره مندند.
آل عمران /169
« والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته »
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
همسرم!
اگر شهید شدم برایم گریه نکن.
از تو میخواهم مرا خوشحال کرده و در حفظ و نگهداری فرزندم بینهایت کوشا باشی
فرزندم را به تو و شما را به خدای عزوجل میسپارم.
تو میدانی من ذرهای از خاک وطنم را با دنیایی آمال و آرزو عوض نخواهم کرد.
وجب به وجب از خاک وطنم را با خونم آبیاری میکنم.
پدر، مادر و خواهرانم!
به وجود شما افتخار میکنم.
پدر!
به تو افتخار میکنم که نمونهای.
مادرم!
افتخار میکنم که در فداکاری در نظرم زینب زمانی.
در مرگم گریه نکن بلکه خوشحال باش چون من نمردهام.
اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد آن را با خون خود در خاک وطن خواهم شست و مرگ در این راه را افتخار می دانم.
اگر ارزشمند تر از جانم هدیه ای داشتم حتماً به این مردم خوب هدیه می کردم.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
اکنون که عازم جبهه مىباشم این یادداشت را براى خانواده خود که همه چیزم را مرهون زحمات آنها دانسته بر جاى می گذارم
البته از شما پدر و مادرم معذرت می خواهم که مثل همیشه سرپیچى کرده و بدون اجازه عازم شدم.
براستى که اگر دلیلش را بخواهید همان طور که به بتول هم گفتم فقط و فقط براى این بود که شما را دلواپس نکرده باشم
امید است که با عفو خود موجب آمرزش مرا فراهم آورید.
پدرجان!
خواهشى که از شما و دیگر بستگان دارم این است که هرگز گریه نکرده و خود را ناراحت نسازید که آرامش روح من در شادى شماست
مانند خانوادههاى شهید داده عمل کنید که این راهى بوده که خود انتخاب کرده و بدان راضیم و براى من ولیمه هم ندهید
از بتول مانند فرزند خود نگهدارى کنید که از او بسیار راضى هستم
اگر چه برایش شوهرى خوب نبوده و در آغاز راه، تنهایش گذاشتم که از انصاف به دور است
امیدوارم که زندگى تازهاى شروع کرده و از گذشتهاى که باعث یأس و ناامیدى گردد یاد نکند که دستور الهى همین است.
از محمد و عبدالله مىخواهم که در محیط خانه بدى هاى گذشته مرا هم جبران کنند
امید است که مصداق اسمتان باشید
شما را نصیحت مىکنم به مهربانى با پدر و مادر و نگهدارى از قرآن که این دو ضامن سعادت است.
اگر چه خود چندان عمل نکردم.
سلامتى و پیروزى مسلمانان را از ایزد منان خواهانم.
ضمناً محل مأموریت من آبادان گردان مهدى (عجل الله تعالی فرجه شریف) بوده است.
دیگر عرضى نیست جز سلامتى
حسین قاضى مرادى
1359/11/06
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
حزب الله
استوار و مقاوم و صبور باشید
در مقابل خصم دون بایستید که دست خدای تبارک و تعالی بر سر ملت ایران است
تا وقتی که وحدت اسلامی داشته باشید خدشه ای به انقلاب عزیزمان نخواهد خورد.
کارگران و کارمندان
مبادا در سنگر کارتان کم کاری کنید که امروز در کشوری کار می کنید که نظام آن اسلامی است و در صورت خطا، خیانت به اسلام کرده اید.
برادران بسیج
در زمانی که ملت عزیز ما این چنین جوانان خود را تقدیم انقلاب اسلامی ایران می کند، دیگر جای گروهک های ضد انقلاب در میان جامعه اسلامی نیست.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir