به تمام رزمندگان جمهورى اسلامى، سپاهى، ارتشى، بسیجى و ... سلام مى رسانم.
تقاضا دارم که فقط و فقط با خدا معامله کنند و براى خدا بجنگند و به شعار "ارتشى سپاهى دو لشکر الهى" از پیش جامه عمل بپوشانند.
از تمام ملت شریف ایران خواهشمندم بیش از پیش پشتیبان خط امام و خود امام که خط او حزب الله است باشند
تا آنجا که در توان دارند به دولت جمهورى اسلامى کمک کنند چرا که این دولت تداوم بخش راه شهیدان و ثمره خون حسین علیه السلام است.
از مردم زادگاهم، روستاى احمد آباد از توابع ساوه خواهشمندم دلشان به جوانى من نسوزد،
اگر راست مى گویند خودشان و جوانانشان را بیش از پیش به پشتیبانى از انقلاب اسلامى تشویق کنند و سربازان اسلامى تربیت کنند و به سربازى بفرستند و همیشه و در همه حال همه چیز را براى خدا بخواهند و بس.
از تمام مقامات و دست اندرکاران جمهورى اسلامى مى خواهم که در کارهاى خود ملاک را خدا قرار دهند
هر کارى که اسلام دستورش را داده بلافاصله باید انجام گیرد و فقط آدم هاى انقلابى و اسلامى و متعهد را به رأس کارها بگمارند نه وابستگان را.
سخنى با پدر و مادر و برادرم و خواهرم دارم:
از شما مى خواهم اگر شهادت نصیب من شد نمى خواهم بر مزارم گریه کنید،
استقامت داشته باشید و صبر را پیشه کنید که خداوند با صابران است،
بردبار باشید و افتخار کنید که چنین فرزندى داشتید که در راه اسلام و قرآن شهید شده است.
بعد از شهادتم، هرگز ناراحت نباشید، بلکه خوشحال باشید چون فرزندتان به آرزوى خود رسیده است،
اگر خواستید برایم اشکى بریزید سعى کنید هر قطره اشکتان مشت محکمى باشد بر دهان امپریالیسم و مزدورانش؛
امام را یارى کنید و به حرف هاى این بت شکن زمان و حجت خدا در روى زمین گوش فرا دهید و عمل کنید.
ان شاء الله پیروزمندانه بر دشمن زبون غلبه خواهیم کرد و به سوى کربلا به پیش،
خداوند ما را در زندگى سعادتمند کند و مرگمان را شهادت در راه خودش قرار دهد.
بعد از شهادتم مرا به زادگاهم ببرید تا در این مقام شایسته، بار دیگر آنجا را زیارت کنم،
سپس مرا در کنار پسر عمه عزیزم کاظم و یا ابراهیم صفرى دفن کنید؛
من اسلحه کاظم و ابراهیم و قاسم و دیگر شهیدان را بر زمین نخواهم گذاشت بلکه اسلحه آنها را برداشته و بر قلب دشمن زبون خواهم زد.
اگر جنازه ام به دستتان نرسید و گمنام باقى ماندم اسم مرا به هیچ در و دیواری، سر هیچ چیز ننویسید و بگذارید گمنام باقى بمانم، چون ابراهیم گمنام است و راه ابراهیم را من تا آخرین قطره خونم ادامه خواهم داد.
در ضمن از هم ولایتی هایم به خصوص اقوام و فامیل هایم مى خواهم بعد از هفتمین روز شهادتم، لباس عزا را از تن درآورند و لباس هاى معمولى خودشان را بپوشانند.