وصیت نامه شهید جعفر اذانی

بسم الله الرحمن الرحیم

 سلام من، 

سلام روح من، 

سلام خون من، بر شما پدر و مادر، برادران و خواهران عزیز و تمام ملت ایران و خاک وطن عزیز که تا جان در بدن دارم و خون در رگهایم را فدایتان خواهم کرد و مى کنم.

پدر و مادر عزیز من، 

هم اکنون که دارم این وصیتنامه را مى نویسم در اتاقم در سکوت نشسته و مى نویسم، 

براى اینکه خود را مسئول مى دانم تا هر چه تاکنون شما را رنج دادم مرا ببخشید و براى من از درگاه خداوند متعال طلب آمرزش کنید

مى خواهم به شما بگویم که من او را همیشه شکر مى کردم که همچنین مرا تربیت کرده و بقیه بچه ها را، که خود آگاه هستند و مى دانند که شهادت بهتر از مرگ ننگین است تا مملکت دیگر، بر ما حکومت کنند، تا دین و آئین ما از بین برود 

براى همین من از شما مى خواهم و از خداوند متعال مى خواهم که به شما صبر و شکیبائى بدهد و همیشه شما را در همه جا سربلند کند تا نه تنها در مرگ من، بلکه در مرگ دیگر عزیزان هم در سوگ ننشینید.

با برادران عزیزم و خواهران هم همینطور، بلکه من خیلى روحم آزرده مى شود اگر شما در سوگ بنشینید. 

روحم شاد مى شود اگر شادى کنید که من در راه دین عزیزم میهن و ملت عزیزم مى میرم.

خداوند به امام امت، عمر و عزت عطا بفرماید تا این ملت را از دست بیگانه آزاد بفرماید. 

باید پدر و مادر عزیز به شما بگویم که عباس هم به غرب کشور رفته است.

1- برادران عزیز، اهم از حمید و عباس و على و مرتضى باید به شما بگویم، دیگر بزرگ شده اید و کمتر پدر و مادر را اذیت بکنید و همیشه مواظب آنها باشید. 

حمید جان و منیر خانم شما دو زوج جوان را خداوند حفظ کند و از جمیع بلایا محفوظ بدارد، تا بتوانید در کنار هم زندگى خوبى را که تشکیل داده، اداره کنید و فرزندان خوبى تحویل اجتماع بدهید. 

خداوند به شما و برادران دیگرم اجر و عزت، مردانگى، شجاعت، خوب زیستن، خوب مردن را عطا بفرماید

شما خواهران عزیزم فاطمه و مریم عزیزم، هم همینطور همیشه زینب وار زندگى کنید به امید خدا.

2- پدر عزیز، من به خداوند، دو دیگ شله که نذر کرده ام بدهکارم در روز وفات امام جواد (ع) لطفا دینم را ادا کنید متشکرم.

3- پدر عزیز من پولهایى را که از بچه ها، دوستانم طلب کارم در ورق آخر دفترم نوشته ام و یک قطعه زمین در جاده میامى در ده خادم آباد دارم، به طول و عرض نیم هکتار که سندش دست آقاى بسک آبادى است و مقدارى هم پول از وى طلبکارم که نمى دانم چقدر است، از هزار و پانصد تومان بیشتر است. 

دیگر وسایل خانه ام دو تخته فرش، تلویزیون، ضبط، پنکه، آبمیوه گیرى بقیه وسایلم و مقدار ده هزار تومان هم درخانه سازى پادگان به حساب ریخته ام که سندش در کنار دفترچه هاى بانکى ام است و مقدارى هم در دفترچه هایم در بانک موجود دارم که وقت ندارم ببینم چقدر است. 

همینها را به شما مى سپارم. 

پدر عزیز و شما خودتان مى دانید که چطور بین برادران و خواهرانم تقسیم کنید 

اگر دوست نداشتید تقسیم کنید بروید با آن پولها مکه با مادر عزیزم و اگر قرضى به کسى داشتم که ندارم از روى آنها بدهید که فقط قرض من به شما است و آن هم سى هزار تومان است که از بانک برایم وام گرفتید، متشکرم. 

دیگر عرضى ندارم، البته اگر من مردم این وصیت نامه درست است. 

پدر عزیز، 

اگر هم برگشتم سرنوشت هر چه بخواهد و باشد همان است. باید به انتظار سرنوشت نشست، 

خداوند یار و یاور شما خانواده عزیزم باشد.

برایم دعا کنید تا خداوند مرا بیامرزد و کمى هم نماز بخوانید 

اگر شب جمعه اى هم به حرم مطهر حضرت رضا (ع) رفتید، براى من هم دعا کنید و از خداوند بزرگ برایم طلب آمرزش کنید 

خداوند به حق پنج تن و 14معصوم و 124000 تن پیغمبرش نگهدار شما باشد.

ضمنا باز هم مرا ببخشید اگر کمى بد خط و غلط نوشته ام چون دیگر از خوشحالى در فکر این چیزها که چطور بنویسم، نبودم

خداحافظ

جعفر اذانی

1359/06/23


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir