بسمه تعالی
شهید مدافع حرم "صادق شیبک" از تکاوران تیپ ۶۵ نوهد
صادق برای من یک الگو و استثناء بود و یکی از خصلتهای مهم وی این بود که هیچگاه در کار از کلمهی "نه" استفاده نمیکرد و همیشه کارهایش را به درستی و کامل انجام میداد.
شهید شیبک یک نیروی نظامی ورزیده بود که اکثر دورههای سخت نظامی را با جدیت و دقت بالا طی کرده بود.
همیشه روحیهی دلاوری و شهادتطلبی داشت و روزی هم که به سوریه اعزام شد با علاقهی خاصی پای در این میدان گذاشت.
زمانی که به چهرهی وی نگاه میکردیم، میدیدیم که صادق آمادهی شهادت است و میرود تا خودش را از این دنیا جدا کند.
اولین فکر تمامی نیروهای ارتش حفظ امنیت ایران است و مطمئن باشید اگر این مأموریتها انجام نشود، قطعاً بر امنیت کشور ما تأثیر خواهد گذاشت.
تمامی فکر و ذهن ما برقرار کردن امنیت کشور است و به طور قطع به یقین صادق شیبک هم با این تفکر و اعتقاد پای به عرصهی نبرد با تکفیریها گذاشته است.
نیروهای ما با جان و دل به سوریه میروند.
شهید شیبک را به خاطر دارم که چندین بار درخواست اعزام را به فرماندهان ارائه کرده بود و در نهایت با اصرار زیاد خودش به این مأموریت اعزام شد و راه شهادت برای وی هموار گردید.
روز رفتنش را به خاطر دارم.
صادق آنقدر نیروی ورزیدهای بود که سفارشش را به دیگر همرزمانش کردم
اما صادق میگفت: نگران نباش من میروم که در راه اعتقادم بجنگم و شهید شوم.
روزی که خبر شهادتش را به من دادند آنقدر ناراحت بودم که باورم نمیشد و بدتر از آن این بود که خانوادهاش دائم با من تماس میگرفتند و من نمیتوانستم این خبر را به خانوادهاش بدهم و در نهایت دیگر همکاران این وظیفهی مهم را انجام دادند.
شهامت شهید شیبک در منطقهی عملیاتی آنقدر بالا بود که تا چند قدمی تانکهای دشمن پیش میرفت و با تاکتیکها و شجاعت خاص خودش آنها را منهدم میکرد.
صادق در مأموریت خود در سوریه، آنقدر ورزیده و شجاع بود که بسیاری از نیروهای خودی را نجات داد و به عنوان یک فرماندهی لایق مأموریتها را اجرا مینمود.
در بُعد نظامی یک فردی که بخواهد به مرحلهی ورزیدگی صادق برسد، حداقل ده سال زمان نیاز دارداز دست دادن این نیروی مخلص، توانمند و معتقد خیلی سخت است، ولی مطمئن هستم که صادق در راه اعتقادش گام برداشت و به خواستهی قلبی خود رسید.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir