وصیت نامه شهید منصور فیروزی

بسم رب الشهداء و الصدیقین

وصیت نامه ستوان یکم منصور فیروزى

رحمت خداوند بر مادرانى که جوانان نیرومند خود را به میدان دفاع از حق فرستاده و به شهادت ارجمند آنان، افتخار می کنند. «امام خمینى»

به نام خداوندى که در دنیا به مؤمن و کافر رحم مى‌کند و در آخرت، بر مؤمن رحم می کند

با سلام و درود فراوان بر صاحب مقدس، منجى بشریت، مهدى موعود امام زمان (عجل الله فرجه) و با درود بى پایان به نایب بر حقش، این ناخداى کشتى انسانیت امام خمینى و بر شهیدان تاریخ

سلام بر شما،

حامیان پشت جبهه که با کارهاى ایثارگرانه خویش، چه از نظر مادى و معنوى و چه از نظر اعزام عزیزان خود به جبهه نبرد حق علیه باطل پشت ابرقدرت ها و جیره‌ خوارانش را به لرزه در آورده‌اید.

خانواده مهربان و یاران دلسوز، 

این وصیت نامه را در لحظاتى برایتان مى‌نویسم که دقایقى بعد، حمله بر قلب دشمن شروع مى شود و همان طور که خداوند قول داده، نصرت و پیروزى از آن لشگر اسلام است و ما پیروزیم.

اى مادر مهربان! 

پدر بزرگوار! 

برادران ارجمند! 

خواهر محبوب! 

همسر عزیز! 

فرزند عزیز و یاران خوبم! 

من از میان شما مى روم با همه وداع می کنم فقط می خواهم با خداى خود تنها باشم. 

خدایا 

بسوى تو مى‌آیم، مرا شهید واقعى راه خودت و امام حسین (علیه السلام) و خمینى بزرگ قرار بده.

مادر و پدر! 

من از کنار شما مى روم به راهى که خوبان رفتند، دوستان رفتند، على اکبر رفت. 

نمى دانم از زحمات شما چگونه تشکر کنم؟ 

فقط می توانم بگویم که فرزندتان را به راه مقدسى اعزام کرده اید، به دانشگاه انسان ساز جبهه و من امانتى بودم از طرف خدا در پیش شما، حال مرحله امتحان فرا رسیده و من از شما وداع مى‌کنم و مرا حلال کنید.

برادران ارجمندم! 

شما را به صدیق و صمیمى بودن با هم، وصیت می کنم و آرزو دارم که راه پاک شهیدان را دنبال کنید و در جامعه اسلامى احساس مسئولیت بکنید، 

خواهرم را زینب وار بزرگ کنید، همیشه یار ستمدیدگان و مستضعفین باشید و از یاد خدا غافل نباشید.

عموى ارجمند! 

عمه‌هاى عزیز و فامیل های من! 

در آخرین لحظات عمرم به یاد شما هستم و شاید شما را نبینم، 

مرا حلال کنید و براى پیروزى اسلام و ظهور حضرت مهدى (عجل الله فرجه) و سلامتى امام خمینى دعا کنید.

در ضمن، دلم و قلبم براى فرزند عزیزم «مهدى» مى‌تپد و به فکر و یاد او هستم، 

پدر و مادر و خانواده مهربان! 

مواظب «مهدى» باشید و او را مثل حسین شهید، بزرگش کنید و دلش را نشکنید که خداوند آگاه بر همه چیز است.

خانواده دلبندم و یاران دلسوزم! 

وقتى که جنازه پاک و مطهر حسین (علیه السلام) در بیابان هاى کربلا در تیررس دشمن مانده بود، خونش به من حرکت داد و احساس کردم که سلاحش را برداشته و بر قلب دشمن بتازم. 

امید است که راه کربلا با ریختن خون شهیدان باز شود و روح حسین عزیز شاد گردد.

در پایان وصیت نامه‌ام که نمی خواهم به اتمام برسانم ولى کاروان شهیدان، به سراغ ما آمده و باید رفت و از شما خداحافظى کرد، 

به دوستان خودم می گویم که راه پاک شهیدان را دنبال کنید و هر چه خوبى و بدى از کوچکتان دیدید حلال کنید

براى این که روحم آزرده نشود، در زندگى احساس مسئولیت کنید و با مشت محکم خود بر دهان یاوه گویان بزنید و با نطق آتشین خودتان بر سر مزارم نقش برادر یک شهید را ایفاء کنید.

در پایان برادران مهربانم! 

شما یک مرد هستید، موقعیت زمان را بیشتر احساس و درک مى‌کنید که اسلام به خون نیاز دارد ولى مادر که حب فرزندى بر او غلبه مى‌کند و گریه و ناله و بى‌تابى می کند، مواظب مادر پیرم باشید و او را دلدارى دهید و از رشادت هاى زنان صدر اسلام و مادر شهیدان برایش صحبت کنید.

خلاصه، در پایان از همه شما وداع کرده و شما را به پشتیبانى از دستورات اسلام، ائمه اطهار و امام توصیه مى‌کنم.

والسلام

1361/02/15

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir