درود بر شهداى خونین کفنان اسلام از کربلاى حسینى تا کربلاى ایران.
سلام بر رهبر عظیم الشأن مان امام خمینى.
سلام بر پدر همیشه کارگرم و سلام بر مادرم که آسایش مرا در رنج و مشقت خود خلاصه نمودى.
من یک سرباز حقیر روح الله از سرزمین پاک مشهد مقدس براى همراهى کردن کشتى حق که به دشت لاله خیز خوزستان به یارى خداوند بى شریک و بى همتا سفر نمودم.
آنقدر در دریاى خون شنا مى کنم که تا به ساحل آزادی رسم
شما اى کسانى که بر سر قبرم اجتماع مىکنید، بدانید که آرمانم حسینى بود و رهبرم خمینى و در خط رهبرم خمینى آن قدر پیمودم که تا امروز به شما بازماندگانم فریاد مى زنم که من از این دنیا از این دنیائى که انسانهاى زیادى را در گرداب لذات غوطه ور ساخته و همچون کرم ابریشم بدورشان پیله ساخته و آنان را اسیر ننگین خود در آورده رخت بر بستم و شما را وداع مى گویم و به خداى منان مى سپارم.
اى پدرم که شب و روزت را براى آسایشم رنج نمودى و جوانیت را براى سعادتم به پیرى رساندى
اى مادرم که مهر مادریت و محبتت در قلبم باقیست و تا قیام قیامت از من جدا نمى شود، خداحافظ.
بدانید که این فرزندت مرده بود و امروز زنده شد.
مبادا روزى برایم بنالید، بلکه باید آنقدر صبور و مقاوم باشید که دشمن ملحد و از خدا بى خبر چشمش کور و نابود شود تا کافران و منافقان بدانند که ما شجاعیم و حسینیم و در خط رهبرمان همواره جان فشانى مى کنیم تا پرچم پر افتخار اسلام در پهنه گیتى به (اهتزاز) در آید و مهدى موعود ظهور کند.
سلام بر تو اى همسر عزیزم که مرا از همه بهتر مى شناسى،
تو خود مى دانى که اهدافم چه بود و اینک از تو وداع مى کنم به امید پیروزى نهائى اسلام.
بعد از مرگ من این چند نصیحت را که شاید وصیتم به تو مى باشد مى نویسم،
هرگز برایم ناله ها مکن که من به لقاءالله پیوستم و زینب گونه بیندیش و زینب گونه زیست کن و زینب گونه فرزندانم را اداره کن به فرزندانم بگو که پدرت را خمپاره هاى خانمان سوز آمریکا از پاى درآورد، که تا هرگز اسیر استعمار نشوند و کینه همیشگى آنان در قلب کوچکشان ریشه بدمد وراه پدرشان را و زندگى پدرشان را که در مباررزه خلاصه شد ادامه دهند.
خداى تعالى سعات دنیوى و اخروى نصیب شان گرداند.
پدرم
من که در این دنیا چیزى ندارم و هر آنچه که دارم شما پدر مهربانم وصى من هستید که هر چه صلاح مى دانید و صلاح اسلام است عمل کنید
از شما مى خواهم که با خانواده من طورى رفتار کنید که اصلا احساس ناراحتى نکند که خداى نکرده حرف زشتى به امام و انقلاب اسلامیمان نزنند که هرگز چنین نخواهند گفت.
پدرجان،
در این عمر کمى که کردم از لحاظ نماز و روزه کوتاهى کردم، امیدوارم که خداوند مرا ببخشد و من دقیقا نمى دانم چقدر نماز قضا و روزه قضا دارم. ولى مى دانم که خیلى دارم و شما هر طور که صلاح مى دانید در این باره عمل کنید که تا من راحت باشم
درباره قرض و طلب، مبلغ هزار تومان به رضاى خوشدل بدهکار هستم بپردازید.
مبلغ هزار تومان هم به اصغر آخوندى بدهکار هستم از موجودى خودم بپردازید
از تمام خواهرانم و برادرانم و خانواده هایشان و اقوام و خویشان، همسایگان، دوستان مى خواهم که مرا حلال کنند.
مخصوصا شما پدرم، مادرم و همسر همیشه وفادارم، مى خواهم که مرا حلال کنید.
به امید پیروزى حق علیه باطل
حسن آخوندى قرقی
1360/12/27
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir