با درود و سلام بیکران به رهبر کبیر و عظیمالشأن ایران، و سلام گرم به کفرستیزان لشکر توحید و خط شکنان نبرد حق علیه باطل، و با درود و سپاس به امت حزب الله و شهید پرور ایران؛
بار دیگر نصرت و وعده حق باعث شد که این چند کلمه مختصر را بنویسم و هم اکنون که این خط را مىنویسم با دلى آکنده از عشق به خدا و به میهن اسلامى خود، و بنا به وظیفه شرعى، و در پاسخ به نداى هل من ناصر ینصرنى امام امت، وظیفه اسلامى و وطنى خود دانستم که با اندک خون و جانى که در بدن دارم در دفاع از اسلام و وطن عزیزم به نداى حسین زمان، خمینى بتشکن لبیک گویم
امیدوارم که همچنان که من با شور و عشق حسینى به نبرد با ظالمین رفتم، شما نیز بتوانید در سنگر سازندگى و با رسالت زینبگونهاى که به یکایک ملت واجب است از همسنگران و عزیزان خود نهایت پشتیبانى را نموده و هرگز امام و ملت و کشور عزیزتان را تنها نگذارید و قلب امام را نشکنید.
از برادران و خواهزان عزیز به عنوان یک بسیجى، و یک عاشق کربلا و شهادت، تقاضامندم که هرگز از پشتیبانى ولایت فقیه دریغ نفرمایید و همیشه و در همه حال حافظ اسلام و وطن اسلامیمان باشید و از آنها نصرت حق مىطلبم و تا جایگزین شدن حکومت حق در سراسر عالم به مبارزه خویش ادامه دهند.
پدر و مادر و برادران و خواهران عزیزم،
تقاضا دارم اگر شهید شدم اصلا نگران نشوید و برایم گریه نکنید تا روح من شاد باشد
من نیز براى یکایک شما آرزوى طلب آمرزش مىنمایم،
بعد از من وصى و عهدهدار اندک مالم، پدرم مىباشد که به هرگونه که خواست از آن در جهت امور خیر، و به نحو احسن استفاده نماید.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار،
جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم.
ضمنا وصیتم این است که اگر شهید شدم در سید محمد نوربخش، در شهرستان کازرون به خاکم بسپارید.
والسلام
عبدالکریم اسماعیلى
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir