وصیت نامه شهید منصور دولت خواه باشبلاغ

 بسم الله الرحمن الرحیم

"من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله و الله علیه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا"

برخى از مومنان بزرگ‌مردانى هستند که با عهد و پیمانى که با خدا بستند کاملا وفا کردند و پس برخى بر آن عهد ایستادگى کردند تا به‌ راه خدا شهید شدند و بعضى با انتظار مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند». 

(سوره احزاب/آیه 23)


با سلام حضور مبارک فرزند پاک فاطمه زهرا (س) و نائب بر حقش خمینى، رهبر مسلمانان 

درود بیکران به‌ روان پاک شهیدان رشید اسلام از صدر اسلام تا کنون که دلى پر از نور ایمان و قلبى پاک با سلاح الله اکبر به دشمن شکست خورده تاخته تا شهید گشته‌اند و خون خویش را پاى درخت پربار انقلاب ریخته‌اند. 

آفرین بر آنها که مادران، پدران، همسران و فرزندانشان را در خانه به انتظار خویش گذاشته و خود به ‌میدان نبرد رفته و چون زاهدان شب و شیران روز رزمیده‌اند و کوچکترین چشم داشتى نداشته و فقط و فقط براى رضاى خدا تاختند 

البته نه از ترس دوزخ و جهنم و براى بهشت بلکه فقط براى این که خداوند را سپاس گفته باشند و او را یکى بدانند و امتحان خویش را در این دنیا با سرافرازى به ‌پایان برسانند. 

خدمت مادرم سلام عرض مى‌کنم

مادرم، 

ضمن آرزوى موفقیت براى شما، امیدوارم از این که مرا از دست داده‌اید ناراحتى در خود راه ندهید و همچون دیگر مادران شهدا به خود ببالید که توانستید هدیه‌اى ناقابل تقدیم اسلام کنید. 

مادرم، 

از رنج هایى که براى من کشیدى مرا ببخش و حلال کن، 

به خواهرانم و برادرانم سلام برسانید و براى من حلالیت بطلبید. 

به مجید و على هم بگویید که با کوشش فراوان به درس خود ادامه داده و مواظب آینده باشند تا فرد مفید و موثرى براى جامعه اسلامى باشند 

باز هم تأکید مى‌کنم که همان طورى که من با مجید صحبت کرده‌ام درسش را بخواند و به جامعه محروم و طبقه ضعیف خدمت نماید که ان شاء الله قبول حق باشد.

در آخر مادرم، 

تقاضاى من این است که به همان اندازه که در لحظه دامادى من خوشحال و خندان بودى به همان اندازه بلکه بیشتر از آن بعد از شهادتم خوشحال و خندان باشى 

زیرا مادر، 

راهى را که من رفته‌ام راهى است که مبارزان اسلام رفته‌اند و خونى که از من ریخته‌اند همچون خونى است که سلحشوران قرآن براى درخت اسلام ریخته‌اند و در آخرت نزد خداوند عزوجل عزیزند، 

مادرم 

بخند که خنده تو مشتى است محکم بر دهان یاوه‌گویان تاریخ، 

از شما خداحافظى کرده و به خداى بزرگ مى‌سپارمت، باشد که خداوند این شهادت را قبول کرده و نامم را در صف شهداى اسلام ثبت فرماید. 

«والسلام على من تبع الهدى»


خدمت همسرم، مادر فرزندم سلام عرض مى‌کنم

همسرم 

قبل از هر چیز باید بگویم که در این دنیا کسى نمى‌ماند و همه خواهند رفت پس اگر همه مى‌روند چه بهتر است به‌ نحوى از دنیا بروند که در صف محبان خدا باشند و چه نعمتى بهتر از شهادت. 

شما و فرزندم امانتى بوده‌اید به‌دست من، همان طورى که من امانتى به‌ دست والدینم بوده‌ام

در این عالم رازق فقط خدا مى‌باشد و حالا که این دشمن، شکست خورده و عقده‌اش را بر سر مظلوم و بى‌دفاع خالى مى‌کند و اسلام نیز نیاز به کمک و یارى دارد و در قبال این یارى خداوند وعده رستگارى داده است این حقیر نیز سلاح به ‌دست گرفته و تا آخرین قطره خون به مبارزه مى‌پردازم.

از شما نیز انتظاراتى دارم و انتظارات این است که در قبال دیگر همسران شهدا ناراحتى به خود راه نداده و اشک را فقط براى رضاى خدا بریزید نه به ‌خاطر از دست دادن من، 

بدان بعد از رفتن من مسئولیت فرزندم که شما هم جاى پدر و مادر او مى‌باشید در دست شماست، 

او دختر است و دوست دارم که همچون زینب کبرى تربیت بشود و کلاً در تربیت اسلامى وى کوشا باشید و او را کردارى پسندیده و گفتارى نیک و رفتارى زینب‌گونه بیاموزید 

در آخر از شما مى‌خواهم که از تمامى دوستان و فامیلان براى من حلالیت بطلبید. 

والسلام

منصور دولتخواه


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir