با کوله بارى پر از گناه در راهى پر از فراز و نشیب یا بهتر بگویم پر از فریب و ریا و رویا در حال رفتن هستم
رفتن به آن دیارى که از بزرگى و عظمتش ذره اى نفهمیدم و به علائم و راهنمایى ها توجه نکردم و اگر به مقصد رسیدم نه اینکه خودم رسیدم بلکه این رحمت و لطف الهى بود که مرا در راه راست قرار داد و مرا از این بى خیالى و غفلت نجات داده و به مقصود رسانیده است
حال که آخرین قدمها و آزمایشهاى الهى را مى گذرانم پیروزى در آنها را از خداوند طلب دارم
تقاضایى از شما دارم
مى خواهم که بعد از شهادتم دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید تا بدانند که هر چه کردم آخر با دست خالى رفتم
پاهایم را بیرون بگذارید تا بدانند که به کربلا که آرزو داشتم نرسیدم
چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند که آخر مولایم مهدى عجل الله را ندیدم
سینه ام را بشکافید تا قلبم را که از کثرت گناه سیاه شده ببینند و عبرت بگیرند تا مرگ سراغ آنها نیامده توبه کنند
به پدر و مادرم که وسیله رشد دهنده جسم و روحم شدند سفارش مى کنم که صبر پیشه کنند
اگر سعادت من را مى خواهند من به سعادت ابدى رسیده ام
به برادرانم سفارشى مى کنم که تقوى پیشه کنند تا رستگار شوند
به خواهرانم سفارش مى کنم که حجابشان دیگر سنگرشان را حفظ کنند و حسین ها و زینبهایى پرورش دهند که بتوانند ادامه دهنده راه حسین و زینب تا انقلاب مهدى باشند
به همه سفارش مى کنم که دست از امام برندارند
دیگر سفارش مى کنم که هر که چیزى از من مى خواهد یا ببخشد یا از خانواده ام بگیرد و هر چیزى که پیش کسى دارم یا به خانواده ام تحویل دهد یا در راه خدا انفاق کند.
پدر و مادرم براى من گریه نکنند چون منافق خوشحال مى شود
وقتى خداوند من را به شما داد خوشحال بودید و وقتى هم که شهید شدم خوشحال باشید.
والسلام
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir