بسمه تعالی
خدمت خانوادهی عزیزم مخصوصاً پدر و مادر گرامی و برادران مهربانم و خواهران ارجمندم و برادرزادههای کوچکم سلام فراوان عرض میکنم.
پدر و مادر عزیزم!
الآن که این چند کلمه را برای شما مینویسم کمتر از دو ساعت دیگر به عملیات باقی مانده و خواستم قبل از شهید شدن بدانید که من تا نفس داشته باشم با دشمن بعثی خواهم جنگید.
پدرجان!ممکن است بعضی اوقات من بچگی کرده باشم و رودرروی شما ایستاده باشم.
میدانم که شما تلاش زیادی کردید تا مرا به این سن رساندید و خرج مرا دادهاید.
امیدوارم این فرزند حقیرتان را حلال کنید.
مادرجان!من نمیدانم چگونه از زحمات و رنجهایی که برای من متقبل شدید تشکر کنم.
واقعاً در مقابل شما شرمنده هستم.
اگر یک موقع در مقابل شما با تندی صحبت کردم امیدوارم مرا ببخشید.
پدر و مادر عزیزم!از اینکه یکی از فرزندانتان را تقدیم به اسلام کردید خوشحال باشید.
مبادا در مرگ من گریه و زاری کنید.
اگر گریه کنید من در عذاب خواهم بود و اگر جنازهی من به دست شما نرسید به یاد شهدای کربلا باشید.
مادرجان!
مانند حضرت زینب (س) رفتار کن.
شما برادران عزیزم!سعی کنید با یکدیگر خوب باشید.
علی جان!
من در منطقه دنبال تو گشتم؛ ولی فرصت نبود تا بتوانم تو را ببینم.
امیدوارم شما خواهران عزیزم و برادران کوچکم احمد و حسن، مرا ببخشید.
به برادرم اکبر هم بگویید از مرگ من ناراحت نباشد.من همیشه او و خانوادهاش را دوست داشتم.
از عموهایم مخصوصاً عمو فرج هم تقاضای بخشش دارم و امیدوارم مرا حلال کند.
خدایا!
بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را از ریزه خواران سفره احسانش قرار بده.
خدایا!بر او و خاندان مطهرش که ما را در مسیر فطرت الهی نگه داشته و چراغ راهمان بوده و هستند بهترین درودها را نثار گردان.
تو را سپاسگزاریم که توفیق خدمت به فداییان راهشان را به ما عنایت فرمودی.
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir