من استوار یکم عبدالله دلجویان، اینک که این وصیت نامه را مىنویسم در کمال سلامت مىباشم.
همسر عزیزم که در تمام شرایط، شریک شادى و غم من بودى و من تو را بهتر از جانم دوست مىدارم،
مىدانم آن طورى که باید و شاید من به زندگى تو برسم نتوانستهام، چون من یک سربازم و یک سرباز وطن،
من باید تا جایى که قدرت دارم براى این مملکت، آب و خاک خدمت نمایم، من زحمات و محبت هاى شما را هیچ گاه فراموش نخواهم کرد.
همسر عزیزم!
بعد از من مسئولیت تو دو برابر خواهد شد
تو باید در حق بچههایمان هم مادر و هم پدر باشى و نگذارى پسرها کمبود پدرى حس کنند،
دلم مىخواهد پسرها را طورى بار بیاورى که در جامعه افرادى شایسته ای باشند.
شما همسرم!
بعد از من همه کاره خواهید بود تا مىتوانى با همان حقوق ناچیز بسازید و من هیچ گونه طلبى ندارم.
براى من هم یک خرج معمولى بیش ندهید.
شما عباس عزیزم و ناهید مهربانم و صادق دلسوزم و نادیاى قشنگم!
به عنوان یک پدر از شماها مىخواهم به هیچ عنوان ناراحت نشوید.
خواهشى از شما دارم که به حرف هاى مادرتان گوش بدهید و درستان را بخوانید تا در جامعه فرد مفید بوده و باعث افتخار تمام فامیل شوید چون این مملکت به وجود شماها احتیاج دارد، متشکرم.
همگى شما را به خدا مىسپارم.
همسرم!
مىدانم آن طور که دلم می خواهد نتوانستم زحمات شما را جبران کنم و من در روى این کاغذ زحمات پدر و مادرت را فراموش نخواهم کرد.
من تا آخرین لحظه براى انجام وظیفه به این آب و خاک خواهم جنگید.
در خاتمه همگى شما را به خدا مىسپارم.
والسلام
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir