ایران اسلامى، در حال حاضر، در برهه ای از زمان و موقعیتى، در جهان قرار گرفته که اگر جوانان دلسوز این آب و خاک، از آن دفاع نکنند ابرقدرت ها و به خصوص شیطان بزرگ، این میهن عزیز اسلامى را از روى نقشه محو خواهد کرد،
پس وظیفه ما ملت مسلمان است که از انقلابمان، دینمان، کشورمان و از مستضعفان جهان به خصوص جهان سوم، دفاع کنیم و بازوى حق باشیم و یک جانباز، براى سرکوبی استعمارگران باشیم.
بنابراین وظیفه و عقیده بود که من این لباس مقدس سربازى را انتخاب کردم تا در راه هدف بزرگ مثمر ثمر باشم
برادر،
شما هم به جاى پدر ما هستید و هم برادر بزرگ ما، که تمام سختی هاى ما را کشیده اى،
خواهش مى کنم اگر من شهید شدم مثل جانبازان و برادران دیگر که به خاطر انقلابشان جانشان را فدا کردند، هرگز براى من افسوس نخورید، چون وظیفه خودم را انجام دادم،
فقط تنها از تو مى خواهم که سرپرستى خانواده ام را به عهده بگیری و اگر همسرم خواست برود آزاد است چون آن جوان است باید برود زندگى کند.
شهناز عزیز،همچنان که در اول جوانى ات بهترین و شیرین ترین میوه زندگیت، با من حقیر دست دوستى دادى و دلم را نشکستى، حالا هم به عنوان یک دوست مى خواهم که دل من را نشکنى و راه همسرت را تا آخر جان ادامه بدهى؛
اگر خداوند فرزندى به ما داد، اسم آن را مصطفى مى گذارى و او را انقلابی تربیت مى کنى، همین ها به خاطر انقلاب عزیزشان، جانشان را فدا کردند و در انتخاب همسر دیگر آزاد هستى.
چه کنم؟ به جز زحمت براى تو چیزى نگذاشته ام، به جز رنج و سختى و آواره گى،
مى دانم سرمنشأ تمام این سختی ها من هستم و من تو را به این روز انداختم، اگر من نبودم صد در صد زندگیت از این بهتر مى شد، ولى هر چه باشد فرزند تو هستم،
تو را به خداى متعال حلالم کن، من هر گز تحمل عذاب جهنم را ندارم
عزیزان من، برادر و همسرم و خانواده محترم، برادرم و فامیل هاى محترم،
اگر بدى از من حقیر دیده اید حلالم کنید که من جاهل بوده ام و نمى فهمیدم،
به بزرگى خدا ببخشید، من که چیزى در این دنیا ندارم و بنا بر وظیفه شرعى که اندکى چیزى هم که دارم یعنى تقسیم اموالم با مشورت برادر، مادر و همسرم انجام شود و از برادرم خواهش مى کنم که از آنها رضایت بگیرد
اسلام پناه
برگرفته از وبگاه ajashohada.ir