بسمه تعالی
ای رسول!
ما تو را اعطای بسیار بخشیدیم؛
پس تو هم برای خدا به نماز و قربانی بپرداز.
بعد از آخرین سلام و درود خویش به شما خانواده ام، دوستان و همه فامیل
برای شما از خداوند طلب صبر و سلامتی می کنم
آرزو می کنم شما هم آن چیزی را که من می بینم می دیدید
آن چیزی را که من احساس می کنم احساس می کردید
من فقط برای شما آرزو می کنم که در مسیری که من گام برداشتم گام بردارید؛
چرا که به عظمت خدا سوگند که من حقیقت را یافته ام و خدا را دیده ام و به روشنی می دانم که تاریکی ظلمتی است که ما در این دنیا با چنگ و دندان به آن و در آن اسیر گشته ایم
مرگ را در راه عقیده و جهاد، زندگی جدیدی است و طلوعی است در میان نور و حقیقت خدا.
از آن وقتی که من داوطلب از تهران می خواستم که به طرف مرز بروم
از آن موقع که من داوطلب در سپاه پاسداران وارد شدم
به مرز تاریکی در روشنایی و به مرز مبارزه ایی که از زمان هابیل و قابیل و کربلای حسین و از زمان به وجود آمدن انسان که خلقتی است از جسم پست و خاکی و روح خدایی که در او دمیده شده
از آن زمان ها و حالا به چنین مرز میان اوج تا سقوط راه پیدا کرده ام
من با شهادتم به اوج راه پیدا کرده ام و با تمام وجود خواستم از این زندگی مادی و پست چشم بپوشم تا به سوی آن که زندگی واقعی در آن جریان دارد گام بردارم.
شاید تنها وصیت من به شما این باشدای گردیدگان به دین
اسلام شما به مانند آنان که راه کفر و نفاق پیمودند نباشید که گفته اند اگر برادران و خویشان ما به سفر نرفته و به جنگ حاضر نمی شدند به چنگ مرگ نمی افتادند و این آرزوهای باطل را خدا حسرت دل آنان خواهد کرد.
خداست که زنده می گرداند و می میراند به هر وقت و هر سبب که می خواهد و به هر چه که آگاه است.
پس از همه شما می خواهم که به جای عزاداری خوشحال باشید و مطمئن باشید که من خوشحالماز شما سپاسگزارم که مرا طوری تربیت کردید که من حالا آماده شهادت هستم
از شما سپاسگزارم که به من خون و حیات مادی دادید تا من به حیات معنوی خود خون و حرکت دهم و به دنیای کوچک و بی ارزش ثابت کنم که اسلام زنده است و اسلام هنوز در تاریخ جریان دارد و هنوز ما می رویم به طرف الله و با تمام نیرو و ایمانمان به دنیا ثابت می کنیم که ما زنده ایم.
وصیت من به برادرم محمود و به خصوص شما منوچهر و مهناز این است
اگر می خواهید سعادتمند شوید به راه الله بیاید و آگاهانه آن را انتخاب کنید با قرآن و نهج البلاغه و با حسین (علیه السلام) و همین طور مطالعه ی کتاب های دکتر شریعتی و مطهری و با ایمان به رهبری امام
اگر در مسایل دچار مشکل بشوید می توانید با رساله های امام و صحبت های ایشان حقیقت را پیدا کنید ولی جز خودتان و ایمانی که در شما باشد هیچ کس نقش مهمی ندارد.
امیدوارم بعد از مرگ من همه شما زینب وار صبور باشید و پدر و مادر عزیزم تبریک می گویم و نیز شاهد باشید که من زحمات شما را به باد ندادم.پدر عزیزم!
شما در برابر خدا می توانید ابراهیم دیگری باشید که فرزند شما در راه خدا قربانی شد
من با شهادتم به تمام وابستگی های دنیوی پشت پا زدم
به تمام استعمارگران و در رأس آن آمریکایی جنایتکار و رفیق نزدیکش شوروی ثابت کردم که پدران و مادران مسلمان و با ایمان فرزندان خود را برای شهادت در میدان مبارزه در راه حق و باطل بزرگ می کنند و فرزندان که چه خوب این درس بزرگ تاریخ را فرا می گیرند.
آمریکا و همه استعمارگران تاریخ بدانند که تا ظلم هست مبارز هست و تا مبارزه هست شکست است و پیروزی و سرانجام، پیروزی از آن حق است
در اسلام راستین من با شهادتم، خلقم با فریادش و رهبرم امام خمینی با قاطعیتش همیشه در راه رسیدن به الله پیروز هستیم؛
چرا که شهادت را آگاهانه انتخاب کرده ایم تا به حیات ابدی خود دست پیدا کنیم
در پایان صورت شما را می بوسم و خداحافظی می کنم؛ ولی قبل از آن به رهبرم امام خمینی از قول من بگویید چرا که او بهتر از هر کسی می داند که من چه می گویم؛ بگویید:
ای امام!
قبل از آمدن شما من هیچ بودم و از شما سپاسگزارم که همه چیز را به من دادید.
پدر و مادر عزیزم!
به همه دوستان و فامیل من بگویید به عنوان آخرین پیام، کسی که در راه خدا کشته شد مرده مپندارید بلکه او زنده و جاوید است ولیکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت.