وصیت نامه شهید محمود خوش آهنگ مورشکی

بسمه تعالى 

وصیت‌نامه شهید محمود خوش‌آهنگ 

پدر جان 

اگر در این جنگ فرشته‌ی مرگ مرا در آغوش کشید، مرا شهید نپندارید زیرا شهید در اسلام آنچنان مقام و منزلتى دارد که من خود را لایق این چنین صفتى نمى‌دانم . 

پس مرا شهید نپندارید زیرا جا‌یگاه شهیدان بلند و‌ رفیع است و هر کشته‌اى را نتوان شهید نامید. 

مادر جان 

اگر دست ‌متجاوزان به حریم اسلام گردن مرا فشرد و در جوانی مرا از دیدن این گلستان محروم کرد گریه نکن. 

نگذارید دشمن اشک شما را ببیند و شاد از این باشد که مادرى را داغدار کرده است. 

برادر جان 

اگر گلوله‌ی دژخیمان قلب مرا سوراخ کرد و خون وطن پرستى‌ام را بر روى خاک پاک وطنم پاشید بر من زاری مکنید. 

بگذارید خنده‌ی شما چون شمشیرى بران قلب دشمن را بدرد. 

خواهر‌جان 

اگر دست تقدیر من را از شما جدا کرد و این جدایى سببش سربلندی وطن بود بر شماست که افتخار کنید و شاد باشید زیرا برادر شما به خاطر وطنش و اهداف اسلامی‌اش کشته شد و چه افتخار‌آفرین است که خدا و خلق خدا راضى از این سر باختن است. 

همسرم و دخترم، 

اگر سعادت دیدار یارى نکرد تا چشمان مشتاقم شما ‌را ببیند نگران نباشید. ‌

اگر من نتوانم براى آخرین بار لبخند پر مهر ‌ همسرم و‌ دختر شیرینم را ببینم، ناراحت نباشید که ‌من آرامش و امنیت شما را بر خواسته هایم ارجح می دانم. 

زیرا استقامت و بردبارى تو مرا همیشه بر آن داشته تا احساس عجز و ناتوانى نکنم. 

گذشت و فداکارى تو چنان در اعماق قلبم نهفته است که از این بابت ایمان دارم که تو هرگز بخاطر رضاى خدا‌ از مردنم احساس اندوه نخواهى کرد. 

دخترم، ‌

درصورت کشته شدنم اگر جسدم روزى به موطن اصلى‌ام جهت خاکسپاری آمد‌ از تو انتظار دارم که پیشاپیش حرکت کنى و زینب‌وار و بدون لحظه‌اى اندوه تا آخرین جایگاه خاک گورم بدرقه‌ام کنى 

بگذار همه بدانند که تو استقامت و بردبارى را از زینب کبری(س) آموخته اى و در مکتب فاطمه زهرا(س) درس بردبارى را یاد گرفته‌اى. 

پدرجان، مادرجان، برادرجان، خواهرجان و اقوام خوبم 

از شما انتظار دارم که به یکایک وصیتم گوش کرده و عمل کنید. 

بگذارید تا در دل خاک آسوده بخواب ابدیت فرو روم. 

انتظار دارم به همان اندازه که مرا دوست داشتید و دوست دارید به همان اندازه به زنم و دخترم احترام بگذارید و دوستشان داشته باشید. 

تمام وسائل زندگى‌‌ام ‌ ‌و همچنین طلاها به همسرم تعلق دارد. 

تا او با کمال آرامش و راحتى بقیه زندگى اش را به خوبى سپرى کند.‌ ‌

مبلغ 2500 تومان از ناصر محمودى و 1500 تومان از محمد زاده طلب دارم که پس از گرفتن این پول برایم مقبره‌اى در آرامستان تربت درست کنید. 

خانه‌ی کوچک و محقرم را به اسم همسرم و دخترم کنید مشروط بر اینکه همسرم ‌قصد ازدواج نداشته باشد. 

اگر روزى همسرم خواست ازدواج کند من از صمیم قلب راضى‌ام چرا که ایمان دارم خداوند هم از این عمل‌ خرسند خواهد شد. 

دخترم وقتى به سن قانونى رسید اگر مادرش ازدواج کرد خانه‌ام را به نام دخترم کنید شاید پشتوانه‌ی کوچکى براى زندگى آینده‌اش باشد. 

مقدارى از حقوقم را خرج سوگوارى و عزا‌داریم کنید. 

درخاتمه و در این لحظه آخر از خداى بزرگ طلب آمرزش دارم و امیدوارم از گناهان من چشم‌پوشى کند.

از کلیه‌ی اقوام، دوستان، برادران وخواهرانم تقاضا دارم که بر مزار سرد من گریه نکنند. 

اشک‌ گرمشان را براى شهیدانی نگه دارند که از من بهتر زیستند و با ایمان‌تر مردند. 

ساعت‌12شب

 ‌30/04/1360 

امضاء محمود


برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir