وصیت نامه شهید منصور تقی پور بی بالان

بسم رب شهدا

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز 59/6/12 به رودسر رفته بودم

به من خبر رسید که گروهان باقی مانده(گروهان 118-3) به ماموریت رفته و به گردان ملحق شده اند (جمعه یا شنبه قبل)

اگر به ماموریت رفتم و چون من در تاریخ 13/6/ به پادگان خواهم رفت. 

من اگر می روم فقط به خاطر اسلام و لبیک گفتن به دعوت امام می باشد و زندگی با این چنین وضعی برای من جهنم است و هیچ میل ندارم در این دنیای مادی زندگی کنم و زندگی در این دنیا یعنی فقط زجر کشیدن و رنج بردن پس باید"شدن"را ادامه داد "بودن"مال انسان نیست.

پیروزی اسلام بر تمامی ادیان و مکتب ها آغاز گردیده است و این پیروزی از قلب ایران شروع شده، 

آنچه خداوند در قرآن وعده داده است به وقوع می پیوندد و امروز برای جلوگیری از پیروزی انقلاب مانند فرعون و ابوسفیان جنگ روانی به راه انداخته اند و هیچ غلطی هم نمی توانند بکنند

چون هنوز خون شرافت و انسانیت در وجود هر فرد ایرانی هست و همان طوری که فرعونیان و ابوسفیان ها و محمدرضا ها شکست خوردند، آمریکا و دیگران هم شکست خواهند خورد.

اگر تمام دنیا کمر به قتل و نابودی اسلام ببندد، هرگز موفق نخواهند شد و باید این آرزو را به گور ببرند، همان طوری که قدرتمندان اعصار گذشته بردند.

من از خانواده ام می خواهم هیچگونه ناراحتی برای من نکنند ما همه از خاکیم و به سوی او بر می گردیم و بی چون و چرا همه بسوی او خواهیم رفت چه امروز چه فردا.

من از این دنیا دلخوشی ندارم. 

من اگر در این راه شهید شدم فقط یک پیام دارم و آن این است که پس از مرگم از دوستانم علی یو سفیر – عبدالرحیم حاجی نوری چالوسی شماره تلفن 3128 - بخواهید که برادر فخرالدین حجازی را در گیلان دعوت کنند و اوضاع تشنج گیلان را فیصله دهند و این گروههای سیاسی را قانع کنند و همه در یک خط حرکت کنند. 

امیدوارم که برادر فخرالدین حجازی این دعوت را قبول نمایند.

بخشش گناهان خود را از خداوند می خواهم امید است که خدایم مهربانترین مهرباناست مرا ببخشد.

منصور تقی پور

59/9/12

برگرفته از وبگاه  ajashohada.ir