سوره بقره/ آیه 48
به نام آن کس که نام او دوای دل، و ذکر او شفای دل، و یاد او قوای دل، و به نام آن کس که مرا از جهل رها ساخت و قدرت نوشتن را من عطا فرمود و به نام آن کس که توانمان داد تا رهرو این راه پر مخاطره باشیم و در تکاپوی این راه امتحانمان کرد
خوشا به حال آنان که از این امتحان رو سفید و با عزمی راسخ و اراده ای خلل ناپذیر به سوی لقای یار رفتند و از دیگران پیشی گرفته و لقب سابقون گرفتند.
حمد و سپاس پروردگاری را که مرا از امت محمد رسول الله (صلی الله علیه و اله) آفرید و واقعاً احساس خوشحالی می کنم که پیرو راه ولی فقیه حضرت امام خمینی هستم.
ای عزیزان!
اگر من به جبهه رفتم به خاطر احساسات پوچ دنیوی نبوده و هدفم ارضای امیال نفسانی نیست بلکه به فرمان امام که فرمودند: جبهه رفتن واجب کفائی است.
چون این امر را برای خود واجب عینی دانستم و همان انگیزه ای را دارم که اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و 72 تن در صحرای کربلا داشتند.
بدانید که این حرف امام یک نوع حکم جهاد است البته برای کسانی که درک دارند.
خواهشی که از شما دارم این است که بیشتر قرآن بخوانید چون علی (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید:
"شفای دردهایتان را از قرآن بخوانید و در سختی هایتان از آن یاری جویید زیرا شفای بزرگترین دردها در آن است که عبارتند از کفر و نفاق و کجروی و گمراهی".
پس آنچه دوست دارید به واسطه قرآن از خدا طلب کنید و با دوستی آن به خدا توجه نمایید.
مبادا گرفتار خط هایی به غیر از خط امام که همانا خط قرآن و اسلام است شوید که بازگشتتان با خداست
لذا هوشیار باشید تا خدای نکرده گمراهان و یا خط های منحرف شما را اغفال نکنند چون خط شهیدان خط امام است و جبهه حجله آنها و اسلحه عروسشان و آزادی ملل اسلامی مخصوصاً کربلا و قدس آرزویشان می باشد.
مبادا بعد از آنها یتیمانشان را آزار دهید و آنها را رها کنید و مبادا اسلحه شان را برندارید و راهشان را ادامه ندهید.
مبادا جبهه ها را خالی کنید و از جنگ خسته شوید که خداوند در قرآن کریم می فرماید:
قدر این جنگ را بدانید که نعمات بسیاری در آن نهفته، من جمله بیداری و از مرگ نهراسیدن و همیشه به یاد مرگ بودن،
مرگ چه دیر و چه زود در کمین همه نشسته پس چه بهتر آن که به جای این که در بستر بمیریم در سنگر شهید شویم.
مرگ با عزت را انتخاب کنیم و به یاد داشته باشیم قطع شدن لذات و به جا ماندن گناهان را.
بیایید و از همین لحظه مرگی آگاهانه و زندگی جاودانه را برگزینیم تا سعادت ابدی نصیبمان شود.
چون اگر دین اسلام با راحت طلبی و آسوده نشستن زنده می ماند حسین بن علی (علیه السلام) شهید نمیشد.
قسم مقاتله با کفار امری حق است و حق با ماست.
پس آگاهانه هر چه سریع تر به میدان های نبرد بشتابید که ما پیروزیم. امیدوارم که خون این حقیر باعث شود آنهایی که در صحنه نیستند به مساجد بیایند و آنهایی که در مساجد هستند ولی به جبهه نمی روند بسوی جبهه بشتابند و دین بزرگ اسلام را یاری نمایند.
پدر و مادر عزیزم!
از شما به خاطر زحماتی که برای من کشیدید و مرا به این سن رساندید و وظیفه تان را که تربیت خوب من بود انجام دادید تشکر می کنم و از شما حلالیت می طلبم زیرا شما از من خیری ندیدید و من نتوانستم حقم را نسبت به شما ادا کنم.
امیدوارم که پیش خدا و ائمه معصومین روسفید باشید و پیش بی بی دو عالم حضرت زهرا(س) شرمنده نباشید.
شما برادرانم!
تمام هم و غمتان به خاطر رضای خدا باشد و سعی کنید مسجد و جبهه را ترک نکنید
شما خواهرانم!
از شما می خواهم که زینب وار پیام مرا به گوش مردم برسانید و رسالت خود را به نحو احسن انجام دهید.
و در خاتمه مجدداً تکرار می کنم همواره در کنار قرآن صامت، پیرو قرآن ناطق امام زمان (عج الله فرجه) و نایب بر حقش خمینی بت شکن باشید و هیچ وقت او را تنها نگذارید چون برای ما بزرگترین نعمت است
از همه عزیزان می خواهم که این حقیر را حلال کنید و از دیگران برایم حلالیت بطلبید.
ضمناً من 37 روز روزه قضا دارم که 15 روز آن از سال گذشته باقی ماند و برای من 60 روز نماز قضای احتیاط بخوانید و همین طور برایم قرآن بخوانید.
پدر و مادرم!
شما در این دنیای فانی چشم من بودید و امام قلبم، بدون چشم می توانستم زندگی کنم ولی بدون قلب هرگز، پس به یاری قلبم رفتم و اگر در این راه 70 جان داشتم فدا می کردم.
در ضمن هر گاه مصیبت بی بی فاطمه (سلام الله علیها) و حضرت ابوالفضل (علیه السلام) باب الحوائج را می خوانید به یاد من باشید چون من خیلی مصیبت این دو بزرگوار را، مخصوصاً در شام غریبان فاطمه (سلام الله علیها) دوست داشتم.
التماس دعا
1365/02/10
کز بهر شهادت نیم ارزنده هنوز