بسم الله الرحمن الرحیم
اذا الشمس کورت
و اذا النجوم انکثرت
و اذا الجبال سیرت
و اذا العشار عطلت
و اذا الوحوش حشرت
و اذا البحار سجرت
و اذا النفوس زوجت
و اذا المووده سئلت
باى ذنب قتلت
با سلام بر مادر مهربان و پدر فداکار و خانواده گرامیموصیت نامهام را بدون هیچ مقدمهاى آغاز مىکنم.
در هزاران سال پیش هنگامى که عرب هاى امى دختران خود را زنده به گور مىکردند خداوند این آیات را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل فرمود
در آن هنگام این گفته قرآن که مىگوید: وقتى سئوال شود که به چه گناهى کشته شدهاند؟ در مورد آن مردم و آن عمل زشتشان مناسب بود.
ولى هر مسلمانى این مطلب را مىداند که قرآن براى دوران حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) نیامده و براى ابد وحى شده است.
بنابراین این گفته خدا حالا براى من و من نوعى کاملاً صدق مىکند.
خداوند ما را بدان منظور آفریده که زندگى کنیم
به همین خاطر خودکشى را گناه کبیره قرار داده،
حال اگر با کشته شدن من بتواند روح خفته، عدهاى را از خواب غفلت بیدار کند و بفهمند که نباید زیر بار ظلم رفت، این کشته شدن چه نیکو و گوارا هست.
امام حسین (علیه السلام) وقتى قیام کرد مىخواست جلوى ظلم را بگیرد و با کشته شدنش اسلام را زنده نگه داشت و به تمام پیروانش آموخت که نباید زیر بار ستم بروند
ولى بعضىها که خود را پیروان حسین (علیه السلام) مىدانند فقط در ایام محرم به یاد حسین (علیه السلام) مىافتند
بعد از آن دوباره حسین (علیه السلام) و گفتههایش فراموش مىشود و دیگر کسى تا سال بعد حتى یاد حسین (علیه السلام) هم نمىافتد.
کشته شدنى که هدف نداشته باشد، شهادت نیست.
در جنگ هاى صدر اسلام حمزه چندین نفر را کشت و بعد خود به خاک افتاد، این شهادت است؛
البته دفاع از میهن هم هدفى بسیار مقدس است.
ممکن است حالا که دارید این وصیت نامه را مىخوانید و من کشته شدهام جنازهاى به دستتان نرسیده باشد،
ولى از خدا مىخواهم حتىالامکان جنازهام را به خانوادهام برگرداند،
چون مىدانم براى مادرم خیلى مشکل است که ببیند فرزندش کشته شده ولى مزارى از او نیست که هر موقع دلش گرفت بر او اشک بریزد.
مادر عزیز!
بعد از خدا تو برایم از همه مهربان تر بودى.
مادرجان!
در این دنیا من تو را از همه چیز و همه کس بیشتر دوست داشتم و تو برایم زحمت هاى فراوان کشیدى و رنج زیادى بردى تا توانستى مرا بزرگ کنى و حالا مىبینى که سرنوشت من این بود.
مادرجان!
خیلى دوستت دارم و گرامیت مىدارم و از خودم شرمندهام که هیچ کدام از این حرف ها را نتوانستم در زمانى که زنده بودم برایت بگویم.
و همچنین تو پدر گرامیم!
تو که از همه بیشتر برایت احترام قائل بودم و در صحیح بودن نصیحتهایت هیچ گونه شکى به خود راه نمىدادم.
تو نیز در زندگى براى بزرگ کردن و خوب تربیت کردن من زجرهاى فراوان کشیدى.
وقتى من خودم به سر کار رفتم و روش زندگى کردن را دیدم که چقدر مشکل است تازه قدر شما و کارهایت را مىدانستم و فهمیدم چقدر براى من زحمت کشیدهاى،
ولى باز نمىتوانستم این حرف ها را در زمان بودنم بزنم.
حالا که به شهادت رسیدهام به وسیله همین وصیت نامه از شما پدر و مادرم و زحمات شما تشکر مىکنم.
خواهران و برادر گرامى!
من همیشه در کنار شما احساس آرامش و شادى مىکردم و خیلى از محیط گرم خانواده لذت مىبردم و هر وقت که به مرخصى مىآمدم سعى مىکردم که اکثر وقتم را با شماها بگذرانم.
هر کسى در زمان جوانى آرزوهاى زیادى دارد که یکى از آنها ازدواج است ولى من ناکام از این دنیا رفتم
اگر سرنوشت من در جوانى مهر مرگ خورده بود خیلى خوشحالم که مجرد از این دنیا رفتم و با کشته شدنم کسى را اسیر خود نکردم.
خداوندا!
بسیار بسیار از تو متشکرم که در دوران حیاتم مرا در خانوادهاى آفریده بودى که سطح فکر و همبستگى زیادى داشتند و من خیلى از بودن در آن خانواده لذت مىبردم.
مادرجان!
من کمى نماز و روزه مقروض هستم، روزه حدوداً یک ماه و نیم تا دو ماه و نماز حدوداً یک سال،
البته من مقدار دقیق اینها را نمىدانم ولى شما در صورت امکان همین مقدار نماز و روزه را ادا کنید و نیز خودم هم هر مقدار پول که در بانک یا جاى دیگر دارم، بابا یا شما را وکیل خود مىکنم تا خرج همین نماز و روزه و یا در صورت بودن جنازه خرج کفن و دفن کنید.
در اینجا از کلیه کسانى که درباره آنها غیبت کرده و یا تهمت زدهام و در کل، کار خلافى از من سر زده حلالیت مىطلبم و امیدوارم که مرا ببخشند.
در پایان از همه خانوادهام مخصوصاً مادرم مىخواهم که منطقى فکر کنند و مرده پرست نباشند
البته نمىگویم که گریه نکنید چون مىدانم که گریه تسکین دهنده است ولى این کار به نحوى نباشد که کار من را بى مزد کنید.
امیدوارم در خانواده برادرم بتواند جاى خالى مرا پر کند.